بامداد نو
چالشی در ...


نخستین مجموعه‌ی شعر گلاره جمشیدی با نام «رنگین‌کمانی بر پیشانی» به چاپ رسید.

به گزارش خبرنگار ادبیات و نشر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، شعرهای این مجموعه در ۸۸ صفحه و در دو بخش سپید و کلاسیک با مضامینی عاشقانه منتشر شده است. بخش اول ۳۳ قطعه شعر سپید و بخش دوم شعرهایی در قالب چهارپاره را دربرمی‌گیرد.

«رنگین‌کمانی بر پیشانی» به تازگی در شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و با قیمت ۳۰۰۰ تومان از سوی انتشارات فصل پنجم منتشر شده است.

گلاره جمشیدی پیش‌تر، شعرهایی را از انگلیسی و فرانسه ترجمه و در مطبوعا‌ت منتشر کرده است

او همچنین کتاب «آوازهای کوچکی برای ماه» را که شامل مجموعه مکاتبات گوستاو فلوبر و ژرژ ساند، دو نویسنده‌ی قرن ۱۹ فرانسه است، برای چاپ به نشر افق سپرده است.


منبع خبر : خبرگزاری ایسنا

[ دوشنبه 2 بهمن1391 ] [ 3:20 بعد از ظهر ] [ سهیل-بامداد نو ]

کار مطالعاتی که در دانشگاه های کشور انجام شده، نشان می دهد در مجموع دانشجویان با 38 درصد رشته های دانشگاهی آشنا هستند. این میزان در دبیرستان ها 11 درصد و در مهدکودک ها فقط 3 درصد است
مشاور معاون توسعه و اشتغال وزارت کار و امور اجتماعی معتقد است: هم اکنون شرایط ایجاد کسب و کار جدید در ایران مطلوب نیست و باید در جهت حذف پیچ و خم های موجود گام برداشته شود.

«مسلم خانی» زمان شروع یک فعالیت کسب و کار در ایران را 219 روز اعلام کرد و آن را بسیار طولانی دانست.

وی گفت: این زمان در کشور سنگاپور 5/9 روز و در عراق 6 روز است، بنابراین شکی نیست که باید در جهت روان سازی قوانین گام برداریم و پیچ و خم های کارآفرینی در کشور را کاهش دهیم.

وی در خصوص بنگاه های زودبازده تصریح کرد: هرچه بنگاه ها به سمت بزرگ شدن حرکت کنند، پایداری اشتغال در آنها افزایش می یابد. خانی با اشاره به اینکه اگر موضوع شبکه سازی به طور جدی پیگیری نشود، توسعه بازار کار با مشکل مواجه می شود، افزود: در بحث مشاغل خود اگر به شکل جزیره ای برخورد کنیم، به جایی نخواهیم رسید.

وی مهم ترین سیاست کنونی دولت در خصوص اشتغال را حفظ اشتغال موجود دانست و گفت: ایجاد اشتغال به معنای اضافه کردن نیروی کار به هر قیمتی نیست.


خانی با اشاره به اینکه هم اکنون 6 هزار رشته شغلی در کشور وجود دارد، گفت: کار مطالعاتی که در دانشگاه های کشور انجام شده، نشان می دهد در مجموع دانشجویان با 38 درصد رشته های دانشگاهی آشنا هستند. این میزان در دبیرستان ها 11 درصد و در مهدکودک ها فقط 3 درصد است. وی علت عدم آشنایی جامعه با رشته های دانشگاهی را نبود فرهنگ ملی اشتغال عنوان کرد و افزود: وزارت کار و امور اجتماعی در سال جاری فرهنگنامه ملی مشاغل را منتشر می کند.

خانی هم چنین با اشاره به سند توسعه اشتغال و سرمایه گذاری گفت: با سند توسعه اشتغال نقشه راه خواهیم داشت، زیرا مزیت رقابتی، مزیت سرمایه گذاری و میزان اشتغال در هر منطقه در این سند مشخص خواهد شد.

وی سند توسعه اشتغال را خط راه برای کارفرما و کارجویان دانست و پیش بینی کرد این سند تا یک ماه دیگر عملیاتی شود. وی تأکید کرد که به طور یقین سند توسعه اشتغال می تواند راهگشای توسعه اشتغال در کشور باشد.

منبع: روزنامه اقتصادی آسیا
[ شنبه 21 خرداد1390 ] [ 10:40 قبل از ظهر ] [ سهیل-بامداد نو ]

حامد بهداد در یادداشتی پاسخ فریبرز عرب نیا را که در برنامه هفت وی را به مجنون وار رفتار کردن به بهانه مارلون براندو
بودن متهم کرده بود، داد.
شنیده ام در برنامه ی هفت در جهت تغییر مسیر فرهنگی سینمای جهان، یک مشت افاضات ایراد کرده اید و پای از گلیم ادب فراتر نهاده، به قصد اهانت، تلویحا مرا بازیگری مجنون و بدور از اصول اخلاق حرفه ای که به فکر سرنوشت مردم نیست، خوانده اید. گویا نامی هم از مارلون براندو برده بودید. از صنعت ایهام استفاده کردید یا دغدغه ی ادب داشتید؛نمی دانم.اما شما که با بدعنقی و تفرعن پوک، فضای کاری را عصبی و زشت می کنید، دم از اخلاق حرفه ای نزنید! فضای فرهنگی به شدت با سانسور مواجه است. متولی رسانه نمی داند به جای فرصت دادن به لودگی فکری ،باید فضایی برای تنفس فکری تدارک ببیند وگرنه تلویزیون جای عقده گشایی شخصی نیست که اجازه ی اهانت به دیگران را به امثال شما بدهد. اینها، همه از عدم تمرین صحیح آزادی بیان است.


اما شما هم گویا گرفتار توهم سختی شده اید. اینکه مردم به تماشای سریال مختار می نشینند، ربطی به توانایی محدود شما در بازیگری و ایفای نقش مختار ندارد. کرور کرور پول نفت از بیت المال هزینه ی ساخت سریال های تلوزیونی می شود تا مردم با تماشای اعتقاداتشان به وجد بیایند. شاید هر بازیگر دیگری هم جای شما بود از اینهمه مواجهه با لبخند عمومی دچار توهم می شد. والا شما قبل از مختار کجا بودید و بعد از آن کجا هستید؟ شکلات داغ؟! مدهوش آن یال و کوپال و اسب و درشکه ی آراسته به صنعت گریم و طراحی نشوید. غره به دوبله ی سریال در چند کشور عربی نیز نباشید و وهم جهانی ورتان ندارد. شما خیلی کمتر از آن هستید که بخواهید از موضع یک مدعی العموم درباره سرنوشت مردم اظهار نگرانی کنید. مگر شما متولی امور فرهنگی هستید؟ مگر نماینده اخلاق جامعه اید؟ مگر سینمای ایران به شما نمایندگی داده است؟چه کرده اید؟ چه کسی به شما این اجازه را داده که در قالب اظهار نظر به تخریب دیگران بپردازید ؟ مگر شما یک هنرپیشه بیشتر هستید؟ آنهم با مدرکی دون و سوادی نازل در حوزه بازیگری و مطالعاتی مقدماتی و عمومی در حد کارلوس کاستاندا و دون خوان. نکند توهم فرهنگی بودن و روشن بینی دارید؟! پس تکلیف فلاسفه و جامعه شناسان و انسان شناسان و زبان شناسان و محققان چه می شود؟ کسانی که سینمای ایران و جهان را به صورتی جدی دنبال می کنند ،هیچ جایگاهی برای امثال من و شما قائل نیستند و اگر من درباره ی براندو زیاد می گویم ، به دلیل آنست که الگوی صحیح بازیگری را معرفی کرده باشم تا دانشجویان و علاقمندان بازیگری به واسطه هنرپیشه ای چون شما در جزیره ای کوچک محدود و گرفتار نشوند. اتفاقا بر این عقیده ام که نقطه ضعف سریال مختار شیوه ی بازی شخص خود شماست. از این رو دستمزدی که به شما پرداخت شده از سرتان هم زیاد است و به گمانم آن مبلغ، حق بازیگرانی مثل فرهاد اصلانی و اکبر زنجانپور بوده است.

از طرفی آن چنان دم از اخلاق حرفه ای می زنید که انگار همین دیروز از هالیوود به تهران آمده اید. یادم نمی رود روزی را که سر صحنه ی "پرتقال خونی" به خاطر اینکه سیروس الوند پیشنهاد متفاوتی داشت و به مذاقتان خوش نمی آمد، بر سرش نعره می کشیدید و بی ادبانه در حضور مردم وعوامل او را "تو" "تو" می خواندید و احترام عدد سنش را نگاه نمی داشتید و با عربده کشی "منم" "منم" می زدید که " هرچه من می گویم."

از عوامل پروژه ی مختار شنیدم به خاطر اخلاق خوشتان، سه روز به جایتان "بدل" گذاشته و شما را سر صحنه نخواسته و بی شما به فیلمبرداری ادامه داده بودند. جایی بودیم و سام درخشانی به شما اظهار لطف کرد و گفت که از بچگی شما را دوست داشته، اما شما با نهایت بی رحمی و قساوت در جواب گفتید: "شما هنوز هم بچه اید!" درجمع دیگری از دوستان به رامبد جوان اهانت کردید و او با فروتنی شما را پیشکسوت خود خواند. سر صحنه ی فیلم جرم احترام آقای کیمیایی را نگاه نداشتید و در حضور جمع به من که بازیگر آن فیلم و آماده ی برداشت پلان بودم، متلک گفتید،طوری که تمرکزم بهم ریخت و دیالوگهایم را فراموش کردم.

شما اخلاق حرفه ای دارید؟ حیف آنهمه زحمت که اقای کیمیایی برای شما کشید. وگرنه شما قبل از ایشان هنرور فیلم مسافران بودید. شما یک روز کاری پروژه ی سینمایی "جرم" را از فرط تنگ نظری به گند کشیدید ،چرا که از توفیق دیگران رنج می برید. سرصحنه ی "مختار" کسوت آقای زنجانپور را ندید گرفته و ایشان را که آنطرفتر ایستاده بوده، صدا زده و گفته اید " آقای زنجانپور یک دقیقه بیایید کارتان دارم" ...خاطر ایشان که صدها شاگرد تحویل جامعه ی هنری این مملکت داده، به شدت از شما مکدر است. حرمت رسانه را نگه دارید، سینما یا تلویزیون مقدس است شما نباید از آن به عنوان وسیله ای در جهت خودکامگی و جاه طلبی خودتان استفاده کنید. سیروس الوند بر این عقیده است که عاطفه در فریبرز عرب نیا تعطیل است. گفته اید که فلانی مجنون است،من افتخار می کنم که بازیگری مجنون هستم، چون اصل جنون است و عشق است، نه آن مشخصات من درآوردی که برای بازیگر کامل شدن در برنامه ی هفت بر شمردید؛ از جمله "قدرت و اراده "، "پایمردی و شجاعت" و "آنکه در فضای تنگ نگنجد"وغیره .اینها که مشخصات "خلیل عقاب" است!

اتفاقا بدانید که بازیگری اگر به هنر می رسد، محصول پردازش درونی ضعف ها و ترس ها و اضطراب هاست. جناب آقای متوسط! نزاکت داشته باشید و عقیده ی خود را در قالب ادب بیان کنید و دیگر به خاطر یک حرف پیش پا افتاده از مارلون براندو درباره ی انعکاس نور مهتاب روی برکه ی منزلش، از خود بی خود نشوید. اگر دمل پشت گردن ندارید، سر بالا آورید و به خود ماه بنگرید یا اگر شوق عارفانه دارید کمی تذکره الاولیاء بخوانید. گرچه از آنجا که شما را خوب میشناسم بر این نظرم که درون و بیرونتان یکی نیست. شما بهتر است نگران سرنوشت خودتان و فرزندتان باشید.

منبع: فیلم نیوز
[ شنبه 21 خرداد1390 ] [ 9:59 قبل از ظهر ] [ سهیل-بامداد نو ]

یادداشتی بر فیلم جرم کیمیایی

جرمی که مرتکب شدند!

چی بگم از فیلمی که تیر خلاص به نئش نیمه جون سینمای کیمیایی زد.

بعد از انقلاب فیلم بد زیاد دیدیم بویژه از استاد کیمیایی ولی هیچ کدام اینجوری آدمو از هرچی اسمش سینمای کثیف بی زار نمی کنه برای همه کلمه کلمه حرفهام دلیل دارم . بقول سارتر "تقاص کلمه رو باید داد"و با تمام احترامی که برای استاد کیمیایی بعنوان سازنده فیلمهای قیصر ، گوزن ها ،رضا موتوری ، سرب، دندان مار حتی "ضیافت"  نصف و نیمه و "سلطان"  قائلم، باید بنویسم باید بگم دارم منفجر می شم باید همه دوباره نگاه کنیم ببینیم چه خبره و چی داره اتفاق می افته . اول از آخر بگم که این فیلم با همه ساختار و دیالوگ های کیمیایی وارش به ساختار فنی و پوسته سینمای کیمیایی خیلی شبیه و اینکه می گن شبیه ترین فیلم بعد از انقلاب به خودشه بیراه نیست و اینو من از نظر ساختار و دیالوگ نویسیو کلا ظاهر بصری فیلم تا محتوای فیلم بصورت کامل می پذیرم و بحث اصلی من با تشکر فراوان و خسته نباشید به همه بازیگران این فیلم بویژه حامد بهداد (که عالی بود) و همه دست اندرکاران هنری و فنی فیلم این است که این تلاش ها در خدمت چه فکر ، مفهوم و داستانی قرار داشت که این افتضاح فرهنگی و مفهومی  بوجود آمده و این سینما به کجا می رود.؟ قرار نیست که ما حتما آدم بکشیم تا "جرمی" مرتکب بشویم می توانیم یک نسل را یک اندیشه و یک فرهنگ را نابود کنیم.

این "جرمی" را که اتفاق افتاده را در هر آنچه که باید بگویم واگویه خواهم کرد شاید کمی از آنچه باید دانسته شود را عیان کرده باشم.

روزنامه کیهان در سال ۱۳۵۴ گفت‌وگویی با مسعود کیمیایی منتشر می‌کند. کیمیایی دراین مصاحبه که در سایت پارس توریسم پس از سالها منتشر شده می‌گوید:

«شغل من فیلمسازی نیست. بلکه من گاهی مشغول فیلم ساختن می‌شوم. زیرا سینما کوچک‌تر و بی حیاتر از آن‌ست که همه‌ی زندگی من باشد. اصولا هنر کوچکتر از آنست که همه‌ی زندگی آدم باشد. این حرف را به حساب روشفکربازی نگذارید، چون من روشنفکر نیستم. فقط یک انسانم. این را به قشنگ‌ترین چیزهای زندگیم و به خون بچه‌ام قسم می‌خورم که من روشنفکر نیستم!»*

 

این نقل قول را از کسی آورده ام که بعد از 35 سال با "انسان" کاری کرد که انسانیت را باید دوباره معنا کرد.ادامه دارد حتما...

...  سهیل شهبازلو

*برداشت از ویکی پدیا

 

[ دوشنبه 9 خرداد1390 ] [ 2:3 بعد از ظهر ] [ سهیل-بامداد نو ]
ناصر حجازی             مردی که ایستاده
مرد
[ شنبه 7 خرداد1390 ] [ 8:47 قبل از ظهر ] [ سهیل-بامداد نو ]
 ما یک گناه بزرگ هستیم که سعی در تبرئه شدن داریم. روزنامه ها را که ورق می زنیم، این حس قوی تر می شود.

سعید اکبری / ناصر حجازی، دوشنبه مرد، نمی دانیم شاید هم یکشنبه. دل و دماغی برای نوشتن نیست، در این روزها. اگر هم باشد، کلمه ای نیست. همیشه، آن کلماتی را که بتوان از تو گفت، گم می کنیم. نشسته ایم، ردیف می کنیم این حملات گنگ و مبهم را... ساعت 2 بامداد است، یاد تو در ذهن و نام تو بر زبان ماست. حس و حال نوشتن نیست، از این غم بزرگ پر کشیدن تو. کاش دوشنبه باران می زد. بارانی که این کثیفی ها را بروبد و بکوبد به دیوارهای این شهر. شاید هم چاره این نباشد، سال هاست از این باران ها می آید، از آن توفان ها. این نطفه از پای بست ویران است. زمین زیر و رو شود، ما همین هستیم...ساعت 3 بامداد می شود، در انتظار روزنامه های صبح. با خود مرور می کنیم، یادداشت ها را، دست نویس ها را، عکس ها را ...این بغض اهل ترکیدن نیست. هنوز غرور دستش را انداخته روی دوشمان، وزرنش را انداخته روی کمرمان. حس نوشتن نیست در این شب، بیش از این. اما خوب می دانیم، ناصر که رفت، همه قلم به دست گرفتند، یکدیگر را متهم کردند. ناصر خان به دل نگیر، زندگی زیباست، زشتی اش ماند برای ما، زیبایی و آزادی اش ماند برای تو....
****
ما یک گناه بزرگ هستیم که سعی در تبرئه شدن داریم. روزنامه ها را که ورق می زنیم، این حس قوی تر می شود. کورها چقدر خوش بین هستند؛ ما این جماعت کوریم. ورق به روق، روزنامه به روزنامه، همه نوشته اند از مرگ اسطوره که حالا پشت مرزهای آبی پنهان نیست. یکی می نویسد «افسوس که امروز حتی نمی توانم بنویسم همه آنچه را که به خاطرش دوستش داشتم» یکی دیگر...ما یک گناهیم که می خواهیم تبرئه شویم، دریغ از اینکه همان داسیم که طعم خوشه ها را چشیده ایم. ناصر خان، دوشنبه صبح تو، می بایست برای ما شب باشد. تو را کشتیم، امروز دفنت می کنیم و فردا می شوی «همان قاب خاک خورده روی تاقچه.» همان قابی که دزدکی ما را از درونش نگاه می کنی... تو رفتی، پیش از تو هم یکی مثل تختی رفته بود. از تحتی چه ماند ناصر خان، یک مشت نوشته از ما و امثال ما و یک مشت چهره مقابل دوربین. تختی یعنی 17 دی ماه، ناصر خان احساس می کنیم به این تقویم بی انصاف و بی مرام، باید 2 خرداد را هم اضافه کنیم.
****
صدای ورق خوردن این صفحه ها، یک روز بعد از مرگ تو و شاید هم دو روز. مرگ تو را کردیم بازیچه این صفحه ها. حالا تو رفته ای و مانده ایم با یک دنیا دروغ. راست می میرد، همیشه. مراسم تشیع جنازه تو را هم کرده ایم بازیچه اهدافمان. صبح می گوییم شیرودی، ظهر می گوییم آزادی و شب...خدا می داند کجا را علم می کنیم. گمان کنیم صبح تشیع جنازه، پیکرت را بگذاریم پشت آمبولانس، قبل از اینکه همه برسند تو را ببریم و یک گوشه خاکت کنیم. اسطوره به دل نگیری، ما بی گناهیم. این رسم زندگی ماست...شکایت مان را پیش خدا ببر، به آفتاب هم اگر رسیدی از طلوع ما نسل زنده کش بگو...
****
ناصر خان، هنوز جای پایت اینجا خشک نشده، هنوز دور آخر را نزده ای دسته جمعی می رویم کنار این تابوت عکس یادگاری می گیریم. سال ها سال بعد، دوم خرداد می رویم کنار قبر تو در قاب دوربین ها جا شویم. اصلا خم به ابرو نمی آوریم، انگار نه انگار ما همان جماعتی بودیم که وقتی از بدبختی مردم گفتی، از سختی این زندگی تو را ممنوع التصویر کردیم اما همین ما، دوشنبه شب، ساعاتی بعد از رفتن تو، روی تصویر دیدارمان با تو یک آهنگ غمگین میکس کردیم تا بگوییم، ما هم. ناصرخان، تقصیر ما نیست، تقصیر این خیمه شب بازی زجر آور است. ما عروسکیم، خود را برای این میزها و صندلی ها فروخته ایم. عروسک گردان کسی دیگری است، یکی که تو خودت را به او نفروختی. ما فروخته ایم....
*****
نمی دانیم؛ شاید یکشنبه بود، شاید هم دوشنبه. «چه فرقی می کند، دریای بزرگ دور یا گودال کوچک...زلال که باشی آسمان در توست.»

[ شنبه 7 خرداد1390 ] [ 8:45 قبل از ظهر ] [ سهیل-بامداد نو ]
بوی تغییر ز اوضاع جهان می شنوم!

كارگران با اضافه كار كمبود هاي معيشت خود را جبران كنند
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



ايسنا: در نتيجه مذاكر ه هاي سه جانبه در شوراي عالي كار براي تعيين دستمزد سال جاري، دولت با افزايش دستمزد كارگران مخالف بود. محمد عطارديان گفت: قطعا 9 درصد افزايش دستمزد، معيشت كارگران را بهبود نمي بخشد، ولي اين موضوع به تنهايي مشكل اقتصاد كشور ما نيست كه بايد حل شود. وي ادامه داد: در شوراي عالي كار اگر مي خواستيم دستمزد كارگران را متناسب با نرخ تورم در كشور تعيين كنيم، قطعا بنگاه هاي اقتصادي در وضعيت تعطيلي قرار مي گيرند و همچنين اگر بخواهيم اين نرخ را اصلاافزايش ندهيم معيشت كارگران در خطر جدي قرار مي گرفت. عطارديان با بيان اينكه براي تامين معيشت يك خانواده كارگري چهار نفره بايد 700 تا 800 هزار تومان دستمزد در ماه در نظر گرفته شود، خاطر نشان كرد: ضمن 9درصد افزايش دستمزد مواردي نيز بابت خوار بار و اضافه دستمزد كارگران اعمال شده است كه اين رقم را به 430 تا 450 هزار تومان مي رساند. وي افزود: درست است كه اين رقم كافي نيست، ولي كارگران با اضافه كار مي توانند كمبود هاي معيشت خود را جبران كنند.
    
    
 روزنامه شرق ، شماره 1219 به تاريخ 23/1/90، صفحه 5 (اقتصاد

[ پنجشنبه 25 فروردین1390 ] [ 4:18 بعد از ظهر ] [ سهیل-بامداد نو ]
تاریخ امتحان نظریه های تبلیغات تغییر کرد

[ پنجشنبه 2 دی1389 ] [ 3:44 بعد از ظهر ] [ سهیل-بامداد نو ]

مجوز کاربرد برندهای بین‌المللی از لایحه برنامه پنجم حذف شد

حذف مجوز کاربرد برندهای بین‌المللی از لایحه برنامه پنجم

نمایندگان مجلس در آغاز بررسی فصل «بهبود فضای کسب و کار» لایحه برنامه پنجم، ضمن الزام دولت به حمایت از برندهای داخلی، با تبصره‌ای از این لایحه مخالفت کردند که به بنگاه‌های اقتصادی داخلی اجازه می‌داد از برندهای بین‌المللی استفاده کنند و مورد حمایت دولت نیز قرار گیرند.

 به گزارش دنیای اقتصاد و براساس آنچه به تصویب نمایندگان رسید، وزارت بازرگانی مکلف شد با به‌کارگیری سیاست‌های تشویقی، از برندسازی کالاها و خدمات ایرانی حمایت کند. با این حال نمایندگان تبصره این ماده را که اجازه کاربرد برندهای بین‌المللی توسط بنگاه‌های اقتصادی داخلی را صادر می‌کرد، حذف کردند. تبصره یاد شده می‌گفت: «بهره‌برداری از نشان‌های تجاری صاحب نام بین‌المللی توسط بنگاه‌های اقتصادی داخلی به منظور دستیابی به فناوری پیشرفته، ارتقای كیفی محصولات، افزایش قدرت رقابت و جذب سرمایه خارجی مجاز بوده و مورد حمایت و تشویق دولت خواهد بود.»

حداد عادل: توی سر تولیدات داخلی نزنید
حذف این تبصره از ماده 66، پس از آن اتفاق افتاد که غلامعلی حداد عادل، رییس کمیسیون فرهنگی مجلس درباره آن گفت: اشكال این تبصره این است كه به صراحت «توی سر تولیدات داخلی می‌زند» و به این معنی است كه ما هنوز در صنعت به جایی نرسیدیم كه نام و نشان داخلی خودمان ارزش و اعتبار داشته باشد. این تبصره همچنین سبب می‌شود كالاهای نامرغوب با اسامی بیگانه تولید و به بازار عرضه شود.

رییس فرهنگستان زبان و ادب فارسی تصریح كرد: اشكال دیگر این تبصره این است كه سبب رواج اسامی خارجی در كشور می‌شود. حداد عادل افزود: در حال حاضر عده زیادی از تولید‌كنندگان علاقه دارند كه كالاهای خود را با نام خارجی به بازار عرضه كنند و به همین خاطر پیشنهاد می‌كنم مجلس برای حمایت از صنعت و زبان ملی به حذف این تبصره رای دهد. رییس كمیسیون فرهنگی مجلس ادامه داد: فضای بازار به طور طبیعی به همین سمت در حركت است و دیگر لازم نیست که ما این را ترویج کنیم. به قول معروف «به سرما خورده لرزیدن میاموز».

علی ادیانی راد، عضو كمیسیون انرژی مجلس نیز با ارائه اخطار بند 8 اصل 43 قانون اساسی تبصره یادشده را مصداق سلطه اقتصادی بیگانه بر اقتصاد كشور دانست. وی تاكید كرد: تجویز نشان‌ها و علائم بین‌المللی و تبلیغ آنها، استقلال اقتصادی كشور را مورد تهدید قرار می‌دهد. ادیانی راد افزود: سلطه تكنولوژی خارجیان و رواج نام و نشان بین‌المللی بی‌توجهی به تولیدات داخلی را به دنبال دارد. این تبصره یعنی اینكه اقتصاد ایران طفیل اقتصاد بین‌المللی شود.

البته محمدحسن ابوترابی‌فرد، نایب‌رییس اول مجلس كه ریاست جلسه علنی را بر عهده داشت این اخطار را وارد ندانست و تاكید كرد: برندهای معتبر جهانی، بازار خود را دارند و اگر كالایی در سطح آن برندها تولید شود، بازار مصرف خود را خواهد داشت. با این وجود، نمایندگان مجلس با 102 رای موافق، 53 رای مخالف و 19 رای ممتنع از مجموع 199 نماینده حاضر در جلسه علنی به حذف تبصره ماده 66 رای دادند. با این حذف، از ماده 66 لایحه برنامه، تنها این بخش باقی ماند: «وزارت بازرگانی مكلف است با همكاری اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران، اتاق تعاون، سازمان ثبت اسناد و املاك كشور و سایر دستگاه‌های ذی‌ربط با هماهنگی معاونت و در چارچوب بودجه‌های سنواتی، مقررات و سیاست‌های تشویقی لازم از جمله اهدای جوایز یا اعطای تسهیلات یا كمك‌های مالی، برای استفاده كالاها و خدمات از نام و نشان تجاری در بازار خرده‌فروشی و عمده‌فروشی با حفظ حقوق معنوی صاحب نشان را تا پایان سال اول برنامه تهیه و برای اجرا ابلاغ نماید.»

نظر شما در این خصوص چیست؟ ایا امكان استفاده از برندهای بین‌المللی توسط بنگاه های داخلی به سود اقتصاد كشور است یا به زیان آن؟

از مطالب وبلاگ چهار راه تبلیغات
[ پنجشنبه 27 آبان1389 ] [ 9:55 قبل از ظهر ] [ سهیل-بامداد نو ]

بر اساس اعلام سازمان سنجش آموزش کشور ثبت نام درسومين آزمون جامع دارندگان مدرك معادل كارشناسي ارشد سال ۱۳۸۹ از تاریخ ۱۶/۹/۸۹ آغاز می شود (اصل خبر اینجا )

زمان ثبت نام : ۱۶-۲۰ آبان ماه

هزینه ثبت نام: ۱۵۰۰۰ تومان

تاریخ برگزاری آزمون: پنجشنبه ۹/۱۰/۸۹

این آزمون منحصرا در شهر تهران برگزار می شود

لینک دریافت دفترچه راهنمای آزمون:

http://www6.sanjesh.org/download/zip/arshadmoadel89.zip

لینک خرید کارت اعتباری ثبت نام:

http://srv11.sanjesh.org/OnlinePayment

خبرهای مرتبط:

http://www.noet.ir/noet/FullStory.aspx?gid=12&id=327

http://www.noet.ir/noet/FullStory.aspx?gid=11&id=674

http://www.not.ir/news/81862.aspx

 http://khabaronline.ir/news-106370.aspx

اصل خبر از وبلاگ حلقه وصل می باشد.

www.http://halqe.blogfa.com




[ چهارشنبه 19 آبان1389 ] [ 10:16 قبل از ظهر ] [ سهیل-بامداد نو ]

ارائه پروژه های درس تحلیل پیام  تا روز 10 آبان همین امسال!


 سلام به همه دوستان ، ارائه پروژه های درس تحلیل پیام دکتر گیویان عزیز با موافقت استاد تا روز 10 آبان به تعویق افتاد . روز 10 آبان دوشنبه همین هفته است یادتان نرود

[ یکشنبه 9 آبان1389 ] [ 10:25 قبل از ظهر ] [ سهیل-بامداد نو ]
احمدرضا احمدی به بخش مراقبتهای ویژه منتقل شد
احمدرضا احمدی که از چندی پیش و به دلیل ابتلا به ذات‌الریه در بیمارستان آتیه تهران بستری است، با وخیم شدن وضعیت عمومی‌اش به بخش مراقبت‌های ویژه منتقل شد.

باقریان پرستار بخش مراقبت‌های ویژه این بیمارستان با اعلام این خبر به خبرنگار مهر، گفت: آقای احمدی دو شب پیش به بخش مراقبت‌های ویژه منتقل شد.

وی با توجه به الزامات حرفه‌اش توضیح دیگری درباره وضعیت این شاعر پیشکسوت نداد و به بیان این نکته اکتفا کرد که: وضعیت این بیمار نسبتاً مساعد است.
 
احمدرضا احمدی از روز چهارشنبه (5 آبان‌) به دلیل ابتلا به بیماری ذات‌الریه به بیمارستان آتیه منتقل شد.
 
این شاعر پیشکسوت آبان ماه سال گذشته هم به دلیل مشکلات ریوی در بخش post - ccu همین بیمارستان (آتیه) بستری شده بود که خوشبختانه با مراقبت‌های پزشکی بهبود یافت.
 
او البته 2 بار و به فاصله چندسال متوالی دچار سکته قلبی شده بود و چند بار هم تحت جراحی چشم‌ قرار گرفته است.
 
احمدرضا احمدی متولد سال 1319 در کرمان است. این شاعر با چاپ کتاب "طرح" به جامعه شعر کشور معرفی شد و از آن پس با  انتشار آثار متعددی به تثبیت جایگاه خود پرداخت که از جمله می توان به این دفاتر شعر اشاره کرد: روزنامه شیشه‌ای، قافیه در باد گم می‌شود، هزار پله به دریا مانده است و از نگاه تو زیر آسمان لاجوردی. وی همچنین آثار متعددی برای کودکان منتشر کرده است.
[ یکشنبه 9 آبان1389 ] [ 10:20 قبل از ظهر ] [ سهیل-بامداد نو ]

انتخاب واحد ترم جدید امروز 89/6/21 شروع شده دوستان سریعتر تا ظرفیت دارد اقدام کنید

[ یکشنبه 21 شهریور1389 ] [ 1:15 بعد از ظهر ] [ سهیل-بامداد نو ]
بهمن جان یادت  تا همیشه 
[ چهارشنبه 23 تیر1389 ] [ 12:54 بعد از ظهر ] [ سهیل-بامداد نو ]
«از کسانی شویم که زندگانی را تازه می کنند و جهان را نو می سازند»
                                                       اشوزرتشت
[ سه شنبه 8 تیر1389 ] [ 11:17 قبل از ظهر ] [ سهیل-بامداد نو ]
این یاداشت را در  تاريخ: شنبه 18 مهر1388  بعد از اولین جلسه کلاس استاد گیویان نوشتم حالا در تاریخ 13 خرداد 1389 دوباره که می خوانم می بینم که چقدر نگاهم به موضوعات کاربردی تر و واقعی تر شده و دیگر روی هوا موضوع نمی دم شما هم ببینید و نظر بدهید تا با بازنگری دقیقتر موضوعات رو بهتر و کاملتر کنم:

مسائلی که بنظرم ارزش تحقیق دارند:

۱-واقعیات بازار یا بازاریابی واقعی؟

۲-بازآفرینی داستانهای کتب آسمانی در هنر مدرن

۳-باورپذیری مرگ در جوامع

۴- سیر دین گریزی انسانها در جوامع مدرن 

۵-تئاتر متعالی(از حرف تا عمل)

۶-ذهنیت مادی گرا  تا زندگی مادی

۷- آگاهی تنها راه رستگاری

۸-گرایش به عدالت در ذات رسانه

۹-انسان مدرن،رسانه ای کامل

۱۰- رسانه آینده در گرو فردیت انسانی 

 -درباره موضوعاتی که مطرح کردم توضیح مشخص درباره ۴ موضوع آخراینست که در مواردی عقاید خودم را  در طرح مسئله مشخص  کردم ولی درباره اینکه انسان خود به تنهایی ابر رسانه آینده است خیلی فکر کردم واینکه ،همین طور که دنیا مدرن و پیشرفته تر می شود وتکنولوژی هر چقدر هم در اختیار قدرت های خاص و انحصاری باشد ولی با مفهوم انبساط و تولید دانش و تکنولوژی ،دنیا بسمت بینهایت سیر می کند و این عین عدالت است و انسان بصوت فردی تمام قابلیت های سازمانی و ویژگی های رسانه ای را کسب می کند (امکانات موبایل و اینترنت، وبلاگ ها،موتورهای جستجو گر، دوربین های دیجیتال،یوتیوب و...) و هیچ قدرت بزرگ و انحصاری نمی تواند  آن ابزاری را که خودش برای پیشبرد اهدافش بکار گرفته و گسترش داده ،کنترل کند و  جلوی آن (یعنی آگاهی فردی و اجتماعی انسانها) را بگیرد و انسان در جهت تکامل و هم افزایی آگاهی و بینش،بسمت منبع روشنایی(آگاهی ) حرکت می کند و این روشنایی است که همه چیز را در بر می گیرد واین جمله که حق باپیروز است(مطلب دوست عزیزم علیرضا شفیق از امام محمد غزالی) را اینجا می توان معنا کرد که پیروزی نهایی، با آگاهی انسانها ست .

[ چهارشنبه 12 خرداد1389 ] [ 2:50 بعد از ظهر ] [ سهیل-بامداد نو ]

پاراگرافی فکر کنید تا پاراگرافی بنویسید

به کارگاه کامپیوتر وارد شدیم. وبلاگ هایمان را باز کردیم. بدستور استاد دکتر عبدالله گیویان، به وب سایت حسین مهدیان، قدم گذاشتیم و هر کدام ملزم شدیم تا نقدی به متنی که او نوشته بود، وارد کرده و در بخش نظرات وبلاگش ، بنویسیم. استاد هم، نقدهای ما را دید. و باز هم از اصول پاراگراف نویسی سخن گفت. بعد از یکی از بچه ها خواست تا جمله ای بگوید. گفت:

" این متن ، بصورت بغرنج نوشته شده است"

سپس، استاد فعل های زیر را به جمله  او اضافه کرد:

1-نوشته نشده است.

2-نوشته می شود.

3-به نظر می رسد.

4-به نظر نمی رسد.

..."

 آنگاه درس را با این جمله آغاز کرد:

در ساختار زبان فارسی، فعل در انتها قرار گرفته است. در حقیقت،تا هنگامی که فعل جمله نیاید، شنونده یا خواننده از اتفاقی که در متن رخ خواهد داد، آگاه نخواهد شد. به نوعی می توان این مطلب را به کل فرهنگ و ادبیات زبان فارسی هم تعمیم داد. ما به جای آنکه منظور خود را در همان ابتدا برسانیم، هی مطلب را کش می دهیم و کش می دهیم تا دست آخر، همزمان با گفتن حرف آخر، واقعا حرفمان هم به آخر می رسد و جمله و محتوا، با همدیگر به پایان می رسند.

 

درزبان انگلیسی، فعل در همان ابتدای جمله و بلافاصله پس از فاعل قرار می گیرد. شاید به همین دلیل است که می گویند ، زبان انگلیسی، زبان سیاست است و زبان فارسی، زبان ابهام، ایهام، کنایه ، پیرایه و اشاره است. در اینجا دکتر گیویان تاکید می نمایند که زبان فارسی یکی از شیرین ترین و زیباترینِ زبان هاست؛ چرا که قدرت مانور بی نظیری را در ارائه معانی متفاوت در اختیار قرار می دهد.

اما تاکید استاد بر این است که یک نویسنده و محقق، باید از اصول پاراگراف نویسی استفاده نماید و به ما توصیه می نماید تا این عادت را در ذهنمان بشکنیم و بتوانیم که خیلی رک، بگوییم : حسین ! نقد تو این ایراد ها را دارد . بعد، دانه به دانه، ایراد ها را برایش توضیح بدهیم.

 بچه ها، مشغول نوشتن مجدد و تصحیح  نظراتشان بودند که استاد اضافه می نمایند:

این شیوه تفکر غربی است. آنها در ابتدا، نظراتشان را می گویند، بعد بصورت مددل آن را تشریح می کنند؛ ولی ما ، تا انتها هم معلوم نیست که چه داریم می گوییم. برای همین هم هست که این همه با یکدیگر اختلاف نظر داریم؛ چرا که حرف همدیگر را نمی فهمیم. مطمئنا به کرات، برایتان پیش آمده که یک نفر، نیم ساعت برایتان حرف می زند و دست آخر هم شما نمی فهمید که چه دارد می گوید؟ علت ، همین است. چرا که عادت نکرده ایم که منظور خود را در همان ابتدای جمله، شفاف و مشخص، بیان نماییم.

سپس استاد گیویان، کاغذ و قلمی به دست گرفتند و کنار من نشستند تا به من نشان بدهند که ساختار یک نقد درست ، چگونه است. ببینید:

 پاراگراف 1: این نقد، در صورتی که برخی اشکالات را نداشت ، می توانست نقد بسیار خوبی باشد. امتیازهای عمده این نقد بصورت مختصر عبارتند از:       1-...            2-...

در مقابل، ایرادهای وارده به این نقد را می توان به این شرح عنوان کرد:          1-...           2-...         3-...     در ادامه، هر یک از نقاط ضعف و قوت این نقد را توضیح می دهم و سپس جمعبندی خواهم کرد.

 پاراگراف های بعدی هم به ارائه مدلل و مبسوط دلایل و شواهدی که در ابتدا بصورت خلاصه ارائه شد، اختصاص خواهد داشت.

من که از این ساختار ساده ، ولی قابل فهم و علمی، تعجب کرده بودم ، به استاد گفتم:

-ولی کسانی که مطبوعات را در درست دارند و در روزنامه  و مجله، نقد می نویسند، از این سیستم تبعیت نمی کنند. آنها به گونه ای می نویسند که اصلا آدم نمی فهمد دارند چه می گویند.

استاد گیویان: متاسفانه اینگونه است.فلانی که با فلانی رفیق است، تلفن می زند و می گوید که یک چیزی در مورد فیلم فلانی بنویس. طرف مقابل هم می گوید که بلیت افتتاحیه را برای من نفرستادند!!! اصلا به فیلم اش کاری ندارد؛ بلیت افتتاحیه برایش مهم تر از خود اثر است!

-اگر کسی به این صورت بنویسد، به او می گویند که اصلا بلد نیست که بنویسد و متهم می شود به اینکه بی سواد است . الان اگر یک منتقد ، از کلمات قلنبه و پرطمطراق در متن اش استفاده نکند، می گویند که این کاره نیست.

(استاد حرفم را تکمیل کرد)

استاد گیویان: یا اینکه چند تا اسم خارجی و فیلم به روز در نقد اش نباشد، نقد او را نقد نمی دانند و برای آن ارزش قائل نمی شوند. در حقیقت، نباید اینگونه باشد. فرق نقد های ما و نقد های غرب هم در همین است؛ آنها در ابتدا همه چیز را بصورت اختصار عنوان می کنند؛ بعد بصورت مبسوط تر، چیزی که بنیان اش را در ابتدای نقد گذاشته اند، توضیح می دهند .

-مثل سیناپس فیلم هایشان. از ابتدا کلیت داستان روشن و مبرهن است.

استاد گیویان: دقیقا. برای همین هم هست که ما فیلمنامه خوب نداریم. رمان خوب نداریم. چون که نمی دانیم که چه می خواهیم بگوییم. بر خود نویسنده هم معلوم نیست که چه می خواهد بگوید. ولی فیلمنامه های هالیوودی، دقیقا بر اساس یک ساختار مشخص نوشته می شوند. در همان 10 دقیقه اول ، بستر کلی ماجرا ریخته می شود و بعدا ، آنچه که در ابتدا، پایه ریزی شده است، بسط داده می شود. با اینکه آنها، در ابتدا همه چیز را می گویند، اما جزییاتی که بعدا به نظر بیننده می رسانند، کار را جذاب تر می نماید و بیننده را به دیدن اثر راغب تر می نماید.  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 21:7  توسط محمدحسین عابدینی
[ چهارشنبه 12 خرداد1389 ] [ 9:29 قبل از ظهر ] [ سهیل-بامداد نو ]

سفر ایستگاه


قطار می رود
تو می روی
تمام ایستگاه می رود


و من چقدر ساده ام
که سالهای سال
در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان
          به نرده های ایستگاه رفته
                                     تکیه داده ام!

یکشنبه 31 تیرماه 1386قیصر امین پور
[ چهارشنبه 12 خرداد1389 ] [ 9:19 قبل از ظهر ] [ سهیل-بامداد نو ]

مطلب کاملا فوتبالی مگه ما از این دکتر ، مهندسایی که توی تلویزیون درباره بارسلون و اینتر بحث جامعه شناسی و فلسفی می کنن چی مون کمتره!!.حتما نون داره که اینهمه طرفدار داره برای ما آب هم نداشته باشه حرفمون رو می زنیم:

اینم اولین مطلب فوتبالی :آدم پولکی هم باشه اینجوری باشه نه ...

امکانات رویایی برای آقای خاص مورینیو


روزنامه مارکا از عقد قرارداد رسمی ژوزه مورینیو با رئال مادرید خبر داد. خوزه مورینیو در گفتگویی اختصاصی با مارکا اسپانیا این خبر را تایید کرده و گفته است: به صورت رسمی قراردادم را منعقد کرده‌ام و فهرست بازیکنان مورد علاقه‌ام را نیز از دو هفته پیش به فلورنتینو پرس تحویل داده‌ام. آقای خاص گفت: رئال مادرید برای من خانه بسیار امن و راحتی است و اطمینان دارم با امکانات موجود و بازیکنانی که خریداری خواهند شد کمترین و ناچیزترین هدیه برای هواداران در سال آینده قهرمانی در لالیگاست. در همین رابطه روزنامه آس اسپانیا از امکاناتی که رئال مادرید در اختیار آقای خاص قرار خواهد داد پرده برداشته است.۱۰ میلیون یورو در هر سال مبلغی است که مورینیو بابت مربیگری در رئال مادرید به صورت رسمی دریافت می‌کند و باید تا مرز ۱۴ درصد آن را به عنوان مالیات به دولت اسپانیا تحویل دهد اما قطعا ارزش آن را خواهد داشت چرا که زندگی بسیار نوین و ارزشمندی در مادرید انتظار آقای خاص را می‌کشد. یک اتومبیل آئودی مدل Z8 با راننده همیشه در خدمت مورینیو است و خانواده او نیز می توانند اتومبیل خود را زودتر از موعد اقامت خود سفارش دهند. این در حالی است که مورینیو یک اتومبیل دیگر به انتخاب خود و بدون هیچ محدودیت قیمتی، از رئال مادرید دریافت خواهد کرد. منزل مسکونی مورینیو در شمال مادرید و در محلی بسیار زیبا و رویایی در نظر گرفته شده است. این منزل مسکونی که شامل کلیه امکانات فوق پیشرفته در محوطه باز و داخل ویلا است، پیش از این در اختیار یکی از بستگان ولیعهد اسپانیا بوده و فلورنتینو پرس به تازگی آن را خریداری کرده است. رئال مادرید حاضر است برای فرزندان مورینیو معلم خصوصی گرفته یا برای رفت و آمدشان به مدرسه یا مراکز تفریحی دو روان‌شناس و محافظ کودک در نظر بگیرد. تمامی امکانات ورزشی شهر ورزش مادرید به مالکیت فلورنتینو پرس در اختیار مورینیو خواهد بود و او در انتقال هر بازیکنی که مد نظرش باشد حق انتقال بازیکن را تا مرز هشت درصد دریافت خواهد کرد که پول کمی نخواهد بود.
قهرمانی در لالیگا، هشت میلیون یورو، قهرمانی در کوپا دل ری، پنج میلیون یورو و قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا؛ ۱۰ میلیون یورو پاداش اختصاصی و معاف از مالیات برای مورینیو در پی خواهد داشت.

عصبانیت موراتی از مورینیو
مالک ثروتمند باشگاه اینترمیلان از اینکه مورینیو حتی در جشن قهرمانی تیمش شرکت نکرده به شدت خشمگین است. ماسیمو موراتی در اظهارات ناشی از خشم و عصبانیت خود گفته است: اکنون مطمئن شده‌ام در همان شبی که مورینیو از من خواست در مورد آینده‌اش با هم مذاکره کنیم، چند دقیقه قبل از آن نام بازیکنان مورد علاقه‌اش را به فلورنتینو پرس تحویل داده است. او با این کارش به من توهین کرده است.
وی خطاب به آقای خاص گفت: لااقل بر می‌گشتی و در کنار هواداران در شهر، شریک جشن و شادی اینترمیلان می‌شدی. این بسیار وقیحانه است که فردی تا این حد پول پرست باشد. حاضر بودم هزینه سفر چند ساعته تو را به میلان پرداخت کنم تا لااقل در جشن قهرمانی اینترمیلان که پس از سالیان سال به آن رسیده حاضر می‌شدی.

دلایل بیکاری جوانان کشف شد:شغل دوم ستارگان فوتبال

ستارگان فوتبال ﺑﻪ ﺟﺰ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ به ﭼﻪﺷﻐﻞﻭﻛﺎﺭﻯﻣﺸﻐﻮﻝﻫﺴﺘﻨﺪ،ﺍﺯﻫﻤﻴﻦﺭﻭﺗﺼﻤﻴﻢﮔﺮﻓﺘﻴﻢ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺟﺎﻟﺒﻰ ﺍﺯ ﺗﻌﺪﺍﺩﻯ ﺍﺯ ﻓﻮﺗﺒﺎﻟﻴﺴﺖﻫﺎﻯ ﺳﺮﺷﻨﺎﺱ ﻭ ﺷﻐﻞ ﺩﻭﻣﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻳﻚ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﻣﻔﺼﻞ ﮔﻨﺠﺎﻧﺪﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻃﻼﻉ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺳﺎﻧﻴﻢ، ﺍﻃﻼﻋﺎﺗﻰ ﻛﻪ ﺑﺮﺧﻰ ﻣﻮﺍﻗﻊ ﺛﺎﺑﺖ ﻣﻰﻛﻨﺪ ﺑﻌﻀﻰ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﻳﻜﻨﺎﻥ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ ﺑﺮﺍﻳﺸﺎﻥ ﺷﻐﻞ ﺩﻭﻡ ﻭ ﺗﻔﺮﻳﺤﻰ ﺍﺳﺖ.

کریم باقری: هافبک صاحب نام تیم پرسپولیس ، که زمانی فوتبالش هم مثل فرش شهرش زبانزد عام و خاص بود در کنار شوت زدن و دویدن و پاس دادن در زمین چمن در امر صادرات فرش و ارز آوری برای کشور تجربه و تبحر بالایی دارد. کریم خان همراه پدر همسرش یکی از تجار معروف فرش ایران و به خصوص تبریز در دنیاست!

خبر ورزشی نیز دراین باره نوشت: علی کریمی: جادوگر فوتبال آسیا، بازیکنی که درخشش خود را از تیم فتح تهران آغاز کرد و در پرسپولیس به اوج رسید و سرانجام سر از تیم بایرن مونیخ آلمان درآورد با چند نفر از دوستانش به صورت شراکتی کار می‌کند. در شرکت آنها همه گونه خرید و فروش انجام می‌شود از مسکن و ساخت و ساز گرفته تا صادرات و واردات لوازم تزئینی و خانگی. البته خود جادوگر علاقه خاصی به خرید و فروش سیم‌کارت تلفن همراه آن هم از نوع شماره‌های رندش را دارد و هر کس خط رند می‌خواهد معمولاً سری به دفتر شرکت او می‌زند.

*ﻋﻠﻰ ﺩﺍﻳﻰ: ﻛﻤﺘﺮ ﻛﺴﻰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺗﻮﻟﻴﺪﻯ ﭘﻮﺷﺎﻙ ﻭﺭﺯﺷﻰ ﺍﻭ ﺑﻰﺧﺒﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﻣﺎ ﺑﺪ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﺪﺍﻧﻴﺪ ﺳﺮﻣﺮﺑﻰ ﻣﻄﺮﺡ ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﻴﺲ ﺩﺭ ﻳﻜﻰ، ﺩﻭ ﺳﺎﻝ ﺍﺧﻴﺮ ﺩﺭ ﺳﺎﺧﺖﻭﺳﺎﺯ ﻣﺴﻜﻦ ﻫﻢ ﺩﺳﺘﻰ ﺑﺮ ﻛﺎﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺣﺘﻰ ﺷﻨﻴﺪﻩ ﻣﻰﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﺩﻟﻴﻞ ﺭﻛﻮﺩ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺑﺎ ﺿﺮﺭ ﻭ ﺯﻳﺎﻥﻫﺎﻳﻰ ﻫﻢ ﺭﻭﺑﻪﺭﻭ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
*ﺍﻣﻴﺮ ﻗﻠﻌﻪﻧﻮﻳﻰ: ﭘﺮﺍﻓﺘﺨﺎﺭﺗﺮﻳﻦ ﻣﺮﺑﻰ ﺍﺩﻭﺍﺭ ﻟﻴﮓﺑﺮﺗﺮ ﻛﻪﺑﺤﺚﺧﺮﻳﺪﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎﻯﺍﺧﺘﺼﺎﺻﻰﺍﺵﻫﻨﻮﺯﺳﺮﺯﺑﺎﻥﻫﺎﺳﺖ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﺳﺎﺧﺖﻭﺳﺎﺯ ﻣﺴﻜﻦ، ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺗﻜﻤﻴﻞ ﭘﺮﻭژﻩ ﻣﺠﺘﻤﻊ ﻭﺭﺯﺷﻰ ﻭ ﺗﻔﺮﻳﺤﻰﺍﺵ ﺩﺭ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﻧﻘﺎﻁ ﺧﻮﺏ ﭘﺎﻳﺘﺨﺖ ﺑﻮﺩﻩ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﺠﺘﻤﻊ ﺷﺎﻣﻞ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﻭ ﺳﻮﻧﺎ، ﺳﺎﻟﻦ ﺑﻴﻠﻴﺎﺭﺩ، ﭘﻴﻨﺘﺎﻝ ﻭ… ﺍﺳﺖ.ﮔﻔﺘﻪﻣﻰﺷﻮﺩﺍﻭﻋﻼﻭﻩﺑﺮﺭﺍﻩﺍﻧﺪﺍﺯﻯﻓﺮﻭﺷﮕﺎﻩﻟﻮﺍﺯﻡﺧﺎﻧﮕﻰ ﺩﺭ ﺳﻪﺭﺍﻩ ﺍﻣﻴﻦﺣﻀﻮﺭ ﺗﻬﺮﺍﻥ، ﻳﻚ ﻣﺰﺭﻋﻪ ﻛﺸﺎﻭﺭﺯﻯ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺣﻮﻣﻪ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﺩﺍﺭﺩ.

*ﻣﻬﺪﻯ ﻣﻬﺪﻭﻯﻛﻴﺎ: ﻣﺮﺩ ﻣﺤﺠﻮﺏ ﺍﺳﺘﻴﻞﺁﺫﻳﻦ ﻛﻪ ﺳﺎﻝﻫﺎ ﺩﺭ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﻣﻰﻛﺮﺩ ﻭ ﻗﺮﺍﺭﺩﺍﺩ ﺳﻨﮕﻴﻨﻰ ﻫﻢ ﺑﺎ ﻫﺎﻣﺒﻮﺭگﻭﺍﻳﻨﺘﺮﺍﺧﺖﻓﺮﺍﻧﻜﻔﻮﺭﺕﺩﺍﺷﺖﺑﺎﻫﻤﻜﺎﺭﻯﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻧﺶ ﺩﺭ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺷﺮﻛﺖ ﺗﻮﻟﻴﺪﻯ ﭘﻮﺷﺎﻙ ﻭ ﺍﻟﺒﺴﻪ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ ﺭﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻛﻪ ﻣﺎﺭﻙ ﭘﻮﺷﺎﻙ ﺍﻭ ﺧﻴﻠﻰ ﺯﻭﺩ ﺑﻪ ﺷﻬﺮﺕ ﺭﺳﻴﺪ ﻭ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪﮔﻰﻫﺎﻯ ﻓﻌﺎﻟﻰ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺎﻥﻫﺎﻯ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﺩ.
*ﺟﻮﺍﺩ ﻧﻜﻮﻧﺎﻡ: ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻰﺷﻮﺩ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻓﻜﺎﺭﺵ ﺩﺭ ﺗﺠﺎﺭﺕ ﻭ ﺩﺭﺁﻣﺪﺯﺍﻳﻰ ﺭﺍ ﻣﻌﻄﻮﻑ ﺑﻪ ﭘﺮﻭژﻩ ﺳﺎﺧﺖ ﻫﺘﻞ ﭘﻨﺞﺳﺘﺎﺭﻩ ﺩﺭ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﻧﻘﺎﻁ ﭘﺮﺭﻓﺖ ﻭ ﺁﻣﺪ ﺷﻤﺎﻝ ﻛﺸﻮﺭ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﻩ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪﮔﺬﺍﺭﻯ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩﺍﻯ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﻛﺎﭘﻴﺘﺎﻥ ﺗﻴﻢﻣﻠﻰ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺩﺭ ﺧﺮﻳﺪ ﻭ ﻓﺮﻭﺵ ﻣﺴﻜﻦ ﻫﻢ ﺩﺳﺘﻰ ﺑﺮ ﻛﺎﺭ ﺩﺍﺭﺩ.

*ﻋﻠﻴﺮﺿﺎﻣﻨﺼﻮﺭﻳﺎﻥ:ﺧﻮﺩﺵﺍﻋﺘﺮﺍﻑﻛﺮﺩﺳﺎﻝﻫﺎﺳﺖ ﺩﺭ ﻗﺸﺮ ﭼﺎﭘﺨﺎﻧﻪﺩﺍﺭﺍﻥ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻣﻰﻛﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻰﺷﻮﺩ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺳﺎﺧﺖ ﻣﺠﺘﻤﻊ ﺗﻔﺮﻳﺤﻰ ﻭ ﺳﻴﺎﺣﺘﻰ ﺩﺭ ﺟﺰﻳﺮﻩ ﻛﻴﺶ ﻫﻢ ﺷﺮﺍﻛﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺭﻓﺖﻭﺁﻣﺪﻫﺎﻳﺶ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺟﺰﻳﺮﻩ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺳﺖ. ﻣﺮﺑﻰ ﺗﻴﻢﻣﻠﻰ ﮔﻬﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻣﻮﺑﺎﻳﻞ ﻭ ﻛﺎﻣﭙﻴﻮﺗﺮ ﻫﻢ ﺳﺮﻙ ﻣﻰﻛﺸﺪ.
*ﺳﻴﺪﻣﻬﺪﻯ ﺭﺣﻤﺘﻰ: ﺍﻭ ﻛﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﮔﺮﺍﻥﻗﻴﻤﺖﺗﺮﻳﻦ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩﺑﺎﻥ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻳﺪﻙ ﻣﻰﻛﺸﺪ، ﻋﻼﻗﻪ ﺧﺎﺻﻰ ﺑﻪ ﺧﺮﻳﺪ ﺯﻣﻴﻦ ﻭ ﻣﺴﺘﻐﻼﺕ ﺩﺍﺭﺩ، ﺑﻪ ﻧﺤﻮﻯ ﻛﻪ ﺷﻨﻴﺪﻩ ﻣﻰﺷﻮﺩ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺷﻤﺎﻝ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪﮔﺬﺍﺭﻯ ﻭﺳﻴﻌﻰ ﺑﺎ ﺧﺮﻳﺪ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﺑﻪ ﻫﺸﺖ ﻫﻜﺘﺎﺭ ﺯﻣﻴﻦ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

*ﺧﺪﺍﺩﺍﺩ ﻋﺰﻳﺰﻯ: ﺟﺰ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻰﺷﻮﺩ ﺳﻬﺎﻣﺪﺍﺭ ‬ ﻳﻚ ﺷﺮﻛﺖ ﺗﻮﻟﻴﺪﻯ ﻟﺒﺎﺱ ﻭﺭﺯﺷﻰ ﺍﺳﺖ ﮔﻮﻳﺎ ﺑﺎ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻃﻼﻯ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﻫﻢ ﺳﻬﻤﻰ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﻃﻼﻓﺮﻭﺷﻰ ﺍﺍﻭ ﺩﺭ ﺎ ﺘﺨﺖ ﺟﺰﻭ ﻣﻄﺮﺡﺗرین ﻃﻼﻓﺮﻭﺷﻰﻫﺎ ﻃﻼﻓروشهایﺩ ﭘﺎﻳﺘﺨﺖ ﻗﻠﻤﺪﺍﺩ ﻣﻰﺷﻮﺩ. ﻣﺮﺩ ﺣﻤﺎﺳﻪﺳﺎﺯ ﻣﻠﺒﻮﺭﻥ ﮔﻬﮕﺎﻩ ﺩﺭ ﻭﺍﺭﺩﺍﺕ ﻟﻮﺍﺯﻡ ﺗﺰﺋﻴﻨﻰ ﻭ ﺧﺎﻧﮕﻰ ﻫﻢ ﻧﻘﺸﻰ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺍﻳﻔﺎ ﻣﻰﻛﻨﺪ.

*ﻣﻬﺮﺩﺍﺩ ﻣﻴﻨﺎﻭﻧﺪ: ﺷﻮﺥﺗﺮﻳﻦ ﻭ ﺑﻪ ﻧﻮﻋﻰ ﺑﺎﻧﻤﻚﺗﺮﻳﻦ ﻓﻮﺗﺒﺎﻟﻰ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﺍﺧﻴﺮ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻗﻠﻤﺪﺍﺩ ﻣﻰﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺍﻻﻥ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﻭﻗﺎﺗﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻓﺮﻭﺷﮕﺎﻩ ﻋﻄﺮ ﻭ ﺍﺩﻛﻠﻦﻓﺮﻭﺷﻰﺍﺵ ﺩﺭ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﻣﺠﺘﻤﻊﻫﺎﻯ ﺗﺠﺎﺭﻯ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﭘﺎﻳﺘﺨﺖ ﺳﭙﺮﻯ ﻣﻰﻛﻨﺪ.

*ﺣﺴﻴﻦﻛﺎﻇﻤﻰﻭﻣﺠﺘﺒﻰﺟﺒﺎﺭﻯ:ﺍﮔﺮﺳﺮﻯﺑﻪﺑﺎﺯﺍﺭ ﻣﻮﺑﺎﻳﻞ ﺯﺩﻩ ﺑﺎﺷﻴﺪ ﭘﻰ ﻣﻰﺑﺮﻳﺪ ﻛﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺎ ﺭﺍﻩﺍﻧﺪﺍﺯﻯ ﻓﺮﻭﺷﮕﺎﻩ ﻓﺮﻭﺵ ﺗﻠﻔﻦﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﻪ ﻧﻮﻋﻰ ﺁﻳﻨﺪﻩ ﺗﺠﺎﺭﻯ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺻﻨﻒ ﺟﺴﺖﻭﺟﻮﻣﻰﻛﻨﻨﺪ.

*ﺳﻴﺎﻭﺵﺍﻛﺒﺮﭘﻮﺭ:ﺑﺮﺧﻼﻑ ﺳﺎﻳﺮ ﺍﻫﺎﻟﻰ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ ﺍﻭ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻭ ﺳﻔﺮﻩﺧﺎﻧﻪﻫﺎﻯ ﺳﻨﺘﻰ، ﻛﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭﺵ ﺑﻪ ﺗﺎﺯﮔﻰ ﺩﺍﻍ ﺷﺪﻩ، ﺁﻭﺭﺩﻩ ﻭ ﻫﻤﻴﻦ ﭼﻨﺪ ﻣﺎﻩ ﭘﻴﺶ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺳﻔﺮﻩﺧﺎﻧﻪ ﺳﻨﺘﻰ ﺍﻭ ﺍﻓﺘﺘﺎﺡ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﭘﺎﺗﻮﻕ ﺑﺴﻴﺎﺭﻯ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﻫﺎ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺷﺪ.
*ﻫﺎﺩﻯ ﺍﺻﻐﺮﻯ: ﺍﻳﻦ ﺑﺎﺯﻳﻜﻦ ﺩﺭ ﺳﻠﻤﺎﺱ ﺯﺍﺩﮔﺎﻫﺶ ﻣﺠﺘﻤﻌﻰ ﺗﺠﺎﺭﻯ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻛﻪ ﺍﺣﺘﻤﺎﻻً ﻇﺮﻑ ﭼﻨﺪ ﻣﺎﻩ ﺁﻳﻨﺪﻩ ﺍﻓﺘﺘﺎﺡ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ. ﺧﻮﺩﺵ ﻣﺪﻋﻰ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﺩﻳﻨﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻤﺸﻬﺮﻯﻫﺎﻳﺶ ﺍﺩﺍ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

*ﻣﺤﺴﻦ ﺑﻨﮕﺮ: ﺳﺎﻝﻫﺎ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﺩﺭ ﻧﺼﻒ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪ ﺍﻳﻦ ﻣﺪﺍﻓﻊ ﻣﺎﺯﻧﻰ ﺍﻃﻼﻋﺎﺗﺶ ﺩﺭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﺎ ﺳﻨﮓﻫﺎﻯ ﺗﺰﺋﻴﻨﻰ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﻜﻤﻴﻞ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺯﻣﻴﻨﻪﺳﺎﺯ ﻭﺭﻭﺩ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺳﻨﮓ ﺷﻮﺩ. ﺑﻨﮕﺮ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺳﺎﻝﻫﺎ ﻧﻔﺮ ﺍﻭﻝ ﺻﺎﺩﺭﺍﺕ ﺳﻨﮓ ﺍﺯ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺑﻪ ﺷﻬﺮﻫﺎﻯ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

*ﺣﻤﻴﺪ ﺑﺎﺑﺎﺯﺍﺩﻩ: ﭘﺲ ﺍﺯ ﺩﻝ ﻛﻨﺪﻥ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻓﺮﺵ ﻭ ﭘﺎﺭﭼﻪ ﺣﺎﻻ ﺷﻨﻴﺪﻩ ﻣﻰﺷﻮﺩ ﺷﺮﻛﺖ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﭘﻨﺠﺮﻩﻫﺎﻯ upvc ﺭﺍﻩﺍﻧﺪﺍﺯﻯﻛﺮﺩﻩﺗﺎﺍﻭﻫﻢﺳﻬﻤﻰﺍﺯﺑﺎﺯﺍﺭﻣﺴﻜﻦﻭﺳﺎﺧﺖﻭﺳﺎﺯﺵ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. 
[ چهارشنبه 5 خرداد1389 ] [ 1:58 بعد از ظهر ] [ سهیل-بامداد نو ]

امام علی: قدرت ، خصلت های پسندیده و نکوهیده را اشکار می کند.

[ چهارشنبه 29 اردیبهشت1389 ] [ 12:36 بعد از ظهر ] [ سهیل-بامداد نو ]
شاد بودن، تنها انتقامی است که میتوان از زندگی گرفت

ارنستو چه گوارا


[ یکشنبه 26 اردیبهشت1389 ] [ 2:3 بعد از ظهر ] [ سهیل-بامداد نو ]
يك جمله ازنادر شاه افشار :

از دشمن بزرگ نباید ترسید اما باید از صوفی منشی جوانان واهمه داشت . جوانی که از آرمانهای بزرگ فاصله گرفت نه تنها کمک جامعه نیست بلکه باری به دوش هموطنانش است.

[ پنجشنبه 16 اردیبهشت1389 ] [ 3:44 بعد از ظهر ] [ سهیل-بامداد نو ]

«افسانه قيصرخواه»

خبر بد پشت دیوار گروه ارتباطات این بود:

پیکر «افسانه قیصرخواه» تشییع شد پنجشنبه مراسم ختم مدیر فقید گروه جوان و جامعه رادیو جوان

پنجشنبه مراسم ختم «افسانه قيصرخواه» مدير گروه جوان و جامعه راديو جوان برگزار مي‌شود. به گزارش خبرنگار سرويس راديو خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين مراسم از ساعت 15 تا 17 پنجم فروردين 89 در مسجد جامع باغ فيض، واقع در خيابان اشرفي اصفهاني...

برای منی که از نزدیک نمی شناختمش و فقط با وبلاگش آشنا بودم وقتی دکتر گیویان این چنین دردناک از او گفت و بهترین شاگردش رو پر کشیده نالید اینقدر درگیر افکار بهم ریخته خودم بودم که دیدم بعد از گذشت سه روز هنوز هم به رفتن بودن خوب بودن زود رفتن فکر می کنم.خدایش بیامرزاد...

حوصله ندارم ولی حتما باید از کلاس این هفته کارگاه پروپزال این نکته رو بگم که استاد گیویان گفتند پاراگرافی بنویسیم و به گفته خانم قیصرخواه قبل از اون چگونه ببینیم؟ و فرق دیدن و نگاه کردن وهمه چیز را پاراگرافی دیدن و نوشتن و تا ساختار پایان نامه که چند پاراگراف است و پاراگراف آغازین و چند پارارگراف میانی یک پاراگراف پایانی و نتیجه و پیشنهاد برای بعدی ها... تا بعد

[ چهارشنبه 1 اردیبهشت1389 ] [ 7:4 بعد از ظهر ] [ سهیل-بامداد نو ]
جلسه دوم سال جدید کلاس تحلیل پیام استاد گیویان


با سلام جلسه دوم کلاس تحلیل پیام استاد گیویان در تاریخ 89/1/22 برگزار شد.تکلیف شد بحث زبان بدن تئوری و عملی در مورد یکی از اعضا بدن انجام شود.فصل اول و دوم راهنمای تلویزیون خوانده شود و یک آگهی چاپی در گروهک های مشخص شده  تحلیل شود.آقای یادگاری و غفوری و فریدون که نبودند یک گروه را تشکیل  بدهند.

در مورد پروژه و خلاصه کنفرانس درس روش تحقیق ترم گذشته روز شنبه 89/1/28 روز آخر تحویل است  تا روز یکشنبه بصورت یک سی دی به استاد گیویان تحویل کردد.روز یکشنبه 89/1/29 به هیچ وجه تحویل سی دی پروژه  امکان ندارد. تمام سهیل شهبازلو

[ دوشنبه 23 فروردین1389 ] [ 5:54 بعد از ظهر ] [ سهیل-بامداد نو ]
سلام به همگي . امسال با تحقيق جهانبيني كار شروع كردم كه با سال كار مضاعف خيلي سنخيت داره. براي اين كار چند تا تحقيق بررسي كردم بعد چند تا كتاب درباره كار و روانشناسي كار ورق زدم و يكي را هم خوندم. بعد يك مصاحبه و صحبت با دو تا از .... بقيش براس بعد ار تحويل تحقيق  .....راستي غير از عليرضا شفيق هنور كسي چيزي براي من ايميل نكرده يا ... ، فردا كه همديگر رو مي بينيم. من هنوز كامل نميبينم ولي دلم تنگ شده بود براي وب لاگ .عيد همتون مبارك

[ شنبه 14 فروردین1389 ] [ 3:47 بعد از ظهر ] [ سهیل-بامداد نو ]
[ یکشنبه 1 فروردین1389 ] [ 3:32 بعد از ظهر ] [ سهیل-بامداد نو ]
  ماجراهای آقای هالو: یک مشت آدم بیکار نادان!!!؟
حساسیت در قبال تولید کالاهای بی‌کیفیت


به دنبال کشف نقص فنی در ترمز اتومبیلهای ساخت تویوتا در آمریکا و فراخوان این شرکت برای عودت اتومبیلهای فروخته شده در چند کشور دنیا از جمله آفریقای جنوبی و چین اخیراً نیز وضع مشابهی برای شرکت LG  در کره جنوبی به وجود آمده است.

بنا به گزارش روابط عمومی و امور بین‌الملل سازمان توسعه تجارت ایران براساس خبر منتشر شده در پایگاه اینترنتی http://www.news.yahoo.com پس از فوت یک کودک هفت ساله در یکی از ماشینهای لباسشویی شرکت South Korea LG Electronics، این شرکت در روز پنجم اسفند 88 طی اعلامیه‌ای از کلیه خریداران یک میلیون دستگاه ماشین لباسشویی درخواست کرد تا آنها را برای تعویض درب و قفل آنها به مراکز فنی عودت دهند.

تعویض در ماشینهای لباسشویی به گونه‌ای انجام خواهد گرفت که باز کردن این در از داخل ماشین لباسشویی امکان‌پذیر باشد.

در ارتباط با نقص فنی ترمز اتومبیلهای تویوتا یادآور می‌شود که این نقص سبب بروز حوادث منجر به جرح و فوت در موارد متعدد در ایالات متحده شده است.

در فراخوان عودت این اتومبیلها برای بازدید فنی و رفع نقص، از خریداران 690000 دستگاه اتومبیل سواری تولید شده در چین درخواست شده است که بخشی از قطعات آن را به طور رایگان تعویض نمایند.

در سالهای اخیر در اغلب کشورهای دنیا نهادها یا سازمانها و کمیته‌های ویژه‌ای برای تدوین مقررات مربوط به ایمنی واردات کالا و جلوگیری از عرضه کالاهای بی‌کیفیت ایجاد شده و ضوابط دقیقی در این زمینه تدوین گردیده است.

ماخذ: روابط عمومی و امور بین‌الملل سازمان توسعه تجارت ایران

راهکار در صنعت ما موجوده، فقط کافی کمی بخودشون زحمت بدهند از ما الگو برداری کنند .عرضه همین کارو هم ندارند بیخود نیست توی بحران هستند !!!!!!!!!!!!!؟این رو شنفکر نماهای خودفروخته هم کمی چشماشون رو باز کنن تا ببینن دنیا چه خبره و کجا داره میره؟...(چند تا فحش رکیک اینجا داره که خودم معنیشو می فهمم!) زبون نفهمای نفهم!!؟ باز همان کلمات درشت!....

[ سه شنبه 18 اسفند1388 ] [ 9:17 قبل از ظهر ] [ سهیل-بامداد نو ]
 کلاس استاد گیویان در ترم جدید

اولین کلاس استاد گیویان روز یکشنبه 88/11/18 تشکیل شد .موارد مهم مطرح شده در کلاس:

1-زمان تحویل تحقیق کیفی درس روش تحقیق تا 15اسفند88 تمدید شد.

2-دیوان حافظ مبنای اصلی درس تحلیل پیام است و با تقسیم بندی انجام شده دوستان هر کدام 35 غزل را بررسی می کنند:

1)سهیل شهبازلو  غزل های شماره  1 تا 31

2)علیرضا شفیق   32 -62

3)مریم علی اکبری  63-93

4)مهدی یادگاری 94-124

5)مهدی کریمی 125-155

6)علیرضا صیدلی 156-186

7)عباس ابراهیمی 187-217

8)محمدرضا مطلبی 218-248

9)نسرین رحمانی249-279

)افسانه قاسمپور 280-310

10)گلریز وکیلی 311-341

11)محمدرضا غفوری 342-372

12)علیرضا پناهی 373-403

 13)رامین رودباری 404-434

14)فریبرز فریدون  435-465

15)مریم شکرانی466-496

یک غزل کم اومد !  استاد گفتند بر اساس دیوان حافظ به سعی سایه(هوشنگ ابتهاج)  باشد بر اساس شماره غزل آن پروژه های کلاسی را انجام می دهیم. 

قبلا گفته بودم برای یکسان بودن شماره غزل ها به آدرسhttp://www.3jokes.com/file-                               : host/download.php?file=915Divan_Hafez%20%28www.3jokes.com%29.pdf

برای دانلود دیوان حافظ می توانید استفاده کنید ولی مبنای تقسیم بر اساس دیوان حافظ به سعی سایه(هوشنگ ابتهاج) است.

3-تقسیم بندی کار گروهی بر روی دو موضوع 1- تیز تبلیغاتی و یا 2-  آگهی چاپی(پوستر و ...) تبلیغاتی

گروه تیزر تبلیغاتی( رامین رودباری-مهدی کریمی- علیرضا صیدلی-محمدرضا غفوری-علیرضا پناهی-فریبرز فریدون

گروه آگهی چاپی تبلیغاتی(محمدرضا مطلبی-گلریز وکیلی- افسانه قاسمپور-علیرضا شفیق-مریم علی اکبری-مهدی یادگاری-عباس ابراهیمی-سهیل شهبازلو

4- کتاب راهنمای تلویزیون کنفرانس فصل اول سهیل شهبازلو-علیرضا شفیق

فصل دوم مهدی یادگاری-عباس ابراهیمی

....


                   
[ جمعه 7 اسفند1388 ] [ 12:8 بعد از ظهر ] [ سهیل-بامداد نو ]

در جستجوی دیوان

ما نه رندان ریائیم و حریفان نفاق     آنکه او عالم سر *ست بدین حال گواست

قراره حافظ ما رو جدی بگیره ، منم متقابلا خودمو نو جدی می گیرم!

دیوان غزلیات حافظ به سعی سایه فقط در اندازه بزرگ و قطع 24هزار تومانی ! در بازار بود و پالتویی و کوچک اصلا تجدید چاپ نشده بود.تنها غزلیات که نگاهی به تصحیح سایه داشته  "دیوان حافظ براساس نسخه قزوینی-غنی و نسخه های سایه،خانلری،...به اهتمام جهانگیر منصور بود که یکشنبه از استاد گیویان کسب نظر می کنیم.

استاد گفتند نشر چشمه تجدید چاپ شده دوستان می توانند از نشر چشمه تهیه کنند.


*اینجا محل تشدید ولی بلد نیستم تایپش کنم، شما خودتون تشدید ببینید!

[ پنجشنبه 6 اسفند1388 ] [ 5:1 بعد از ظهر ] [ سهیل-بامداد نو ]
صفر رفت

من امروز بعد از مدت ها حالم یکم بهتره نمی دونم چرا ولی یکیش اینه که توی غذای شرکت که از فارسی میارن سوسک پخته دیده شده و نهار تا اطلاع بعدی تعطیله و من وقت کردم این مطلب رو بنویسم . مهمتر از اون تمام شدن ماه صفر ه که از اعتقاد آدم به یک موضوع بر می گرده یادم میاد.همیشه مامانم توی ماه صفر از اینکه باید صدقه بیشتر بدیم و ماه سنگینی و سفر نرید و مواظب خودتون باشید می گفت منم گوشم از این حرفا همیشه پر بود تا اینکه سال آخر دبیرستان مشغول کنکور و حواشیش بودم که جمعه آخر ماه صفر رفتیم با خانواده و فامیل طبیعت گردی یادم نیست چه ماهی بود ولی چرا فکر کنم آذر ماه بود و خاله مرضیه با شوهرش و دختر کوچیکش اومده بودن کرج با ما بودن قرار بود فرداش با ماشین برگردن بندر عباس آخه احمد آقا (شوهر خاله )مامور شده بود از طرف شرکت نفت بندرعباس و با خانوادش یک سالی بود اونجا زندگی می کردن.هرچی همه گفتن امروز روز آخر صفر نرید ولی اونا رفتن که رفتن توی جاده نزدیک شهر بابک ماشین چپ می شه و خدا بیامورز خاله مرضیمو یکی از بهترین و خاصترین خانومایی بود که تا حالا شناختم  با اخلاق و بسیار جدی در کار و زندگی لایق ، لیسانس ریاضی دبیر دبیرستان از این ادای فمینیست  بازیا  نبود ولی مطمئنم اگر 1% خانوما مثل اون باشن کلا زندگی خانومها که هیچ زندگی آقایون هم در ایران تغییر می کنه .خلاصه که هر چی بود رفت و حالا هر وقت یکی طوریش میشه فکر می کنم صفر ه ... 
[ سه شنبه 27 بهمن1388 ] [ 1:31 بعد از ظهر ] [ سهیل-بامداد نو ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ توسط سهیل شهبازلو ،متولد سال 1359 خورشیدی, فارغ التحصیل مهندسی الکترونیک دانشکده فنی تهران مرکز (آزاد) و دانشجوی ارشد تبلیغات و بازاريابي دانشکده صدا و سیما , جهت تبادل نظر در فضای مجازی ایجاد شده است و قبلا درباره روش تحقیق ، پروپزال نویسی ، تحلیل پیام بازرگانی و مباحث مرتبط با عنوان چالشی در روش تحقیق،کارگاه پروپزال،تحلیل پیام تبلیغاتی بوده است و هیچ گونه ارزش دیگری ندارد! و تمامی حق و حقوقش ....
امکانات وب
>
PageRank www.shereno.com

شاعرانه ها