این یاداشت را در  تاريخ: شنبه 18 مهر1388  بعد از اولین جلسه کلاس استاد گیویان نوشتم حالا در تاریخ 13 خرداد 1389 دوباره که می خوانم می بینم که چقدر نگاهم به موضوعات کاربردی تر و واقعی تر شده و دیگر روی هوا موضوع نمی دم شما هم ببینید و نظر بدهید تا با بازنگری دقیقتر موضوعات رو بهتر و کاملتر کنم:

مسائلی که بنظرم ارزش تحقیق دارند:

۱-واقعیات بازار یا بازاریابی واقعی؟

۲-بازآفرینی داستانهای کتب آسمانی در هنر مدرن

۳-باورپذیری مرگ در جوامع

۴- سیر دین گریزی انسانها در جوامع مدرن 

۵-تئاتر متعالی(از حرف تا عمل)

۶-ذهنیت مادی گرا  تا زندگی مادی

۷- آگاهی تنها راه رستگاری

۸-گرایش به عدالت در ذات رسانه

۹-انسان مدرن،رسانه ای کامل

۱۰- رسانه آینده در گرو فردیت انسانی 

 -درباره موضوعاتی که مطرح کردم توضیح مشخص درباره ۴ موضوع آخراینست که در مواردی عقاید خودم را  در طرح مسئله مشخص  کردم ولی درباره اینکه انسان خود به تنهایی ابر رسانه آینده است خیلی فکر کردم واینکه ،همین طور که دنیا مدرن و پیشرفته تر می شود وتکنولوژی هر چقدر هم در اختیار قدرت های خاص و انحصاری باشد ولی با مفهوم انبساط و تولید دانش و تکنولوژی ،دنیا بسمت بینهایت سیر می کند و این عین عدالت است و انسان بصوت فردی تمام قابلیت های سازمانی و ویژگی های رسانه ای را کسب می کند (امکانات موبایل و اینترنت، وبلاگ ها،موتورهای جستجو گر، دوربین های دیجیتال،یوتیوب و...) و هیچ قدرت بزرگ و انحصاری نمی تواند  آن ابزاری را که خودش برای پیشبرد اهدافش بکار گرفته و گسترش داده ،کنترل کند و  جلوی آن (یعنی آگاهی فردی و اجتماعی انسانها) را بگیرد و انسان در جهت تکامل و هم افزایی آگاهی و بینش،بسمت منبع روشنایی(آگاهی ) حرکت می کند و این روشنایی است که همه چیز را در بر می گیرد واین جمله که حق باپیروز است(مطلب دوست عزیزم علیرضا شفیق از امام محمد غزالی) را اینجا می توان معنا کرد که پیروزی نهایی، با آگاهی انسانها ست .

نوشته آقای عابدینی درباره پاراگراف

پاراگرافی فکر کنید تا پاراگرافی بنویسید

به کارگاه کامپیوتر وارد شدیم. وبلاگ هایمان را باز کردیم. بدستور استاد دکتر عبدالله گیویان، به وب سایت حسین مهدیان، قدم گذاشتیم و هر کدام ملزم شدیم تا نقدی به متنی که او نوشته بود، وارد کرده و در بخش نظرات وبلاگش ، بنویسیم. استاد هم، نقدهای ما را دید. و باز هم از اصول پاراگراف نویسی سخن گفت. بعد از یکی از بچه ها خواست تا جمله ای بگوید. گفت:

" این متن ، بصورت بغرنج نوشته شده است"

سپس، استاد فعل های زیر را به جمله  او اضافه کرد:

1-نوشته نشده است.

2-نوشته می شود.

3-به نظر می رسد.

4-به نظر نمی رسد.

..."

 آنگاه درس را با این جمله آغاز کرد:

در ساختار زبان فارسی، فعل در انتها قرار گرفته است. در حقیقت،تا هنگامی که فعل جمله نیاید، شنونده یا خواننده از اتفاقی که در متن رخ خواهد داد، آگاه نخواهد شد. به نوعی می توان این مطلب را به کل فرهنگ و ادبیات زبان فارسی هم تعمیم داد. ما به جای آنکه منظور خود را در همان ابتدا برسانیم، هی مطلب را کش می دهیم و کش می دهیم تا دست آخر، همزمان با گفتن حرف آخر، واقعا حرفمان هم به آخر می رسد و جمله و محتوا، با همدیگر به پایان می رسند.

 

درزبان انگلیسی، فعل در همان ابتدای جمله و بلافاصله پس از فاعل قرار می گیرد. شاید به همین دلیل است که می گویند ، زبان انگلیسی، زبان سیاست است و زبان فارسی، زبان ابهام، ایهام، کنایه ، پیرایه و اشاره است. در اینجا دکتر گیویان تاکید می نمایند که زبان فارسی یکی از شیرین ترین و زیباترینِ زبان هاست؛ چرا که قدرت مانور بی نظیری را در ارائه معانی متفاوت در اختیار قرار می دهد.

اما تاکید استاد بر این است که یک نویسنده و محقق، باید از اصول پاراگراف نویسی استفاده نماید و به ما توصیه می نماید تا این عادت را در ذهنمان بشکنیم و بتوانیم که خیلی رک، بگوییم : حسین ! نقد تو این ایراد ها را دارد . بعد، دانه به دانه، ایراد ها را برایش توضیح بدهیم.

 بچه ها، مشغول نوشتن مجدد و تصحیح  نظراتشان بودند که استاد اضافه می نمایند:

این شیوه تفکر غربی است. آنها در ابتدا، نظراتشان را می گویند، بعد بصورت مددل آن را تشریح می کنند؛ ولی ما ، تا انتها هم معلوم نیست که چه داریم می گوییم. برای همین هم هست که این همه با یکدیگر اختلاف نظر داریم؛ چرا که حرف همدیگر را نمی فهمیم. مطمئنا به کرات، برایتان پیش آمده که یک نفر، نیم ساعت برایتان حرف می زند و دست آخر هم شما نمی فهمید که چه دارد می گوید؟ علت ، همین است. چرا که عادت نکرده ایم که منظور خود را در همان ابتدای جمله، شفاف و مشخص، بیان نماییم.

سپس استاد گیویان، کاغذ و قلمی به دست گرفتند و کنار من نشستند تا به من نشان بدهند که ساختار یک نقد درست ، چگونه است. ببینید:

 پاراگراف 1: این نقد، در صورتی که برخی اشکالات را نداشت ، می توانست نقد بسیار خوبی باشد. امتیازهای عمده این نقد بصورت مختصر عبارتند از:       1-...            2-...

در مقابل، ایرادهای وارده به این نقد را می توان به این شرح عنوان کرد:          1-...           2-...         3-...     در ادامه، هر یک از نقاط ضعف و قوت این نقد را توضیح می دهم و سپس جمعبندی خواهم کرد.

 پاراگراف های بعدی هم به ارائه مدلل و مبسوط دلایل و شواهدی که در ابتدا بصورت خلاصه ارائه شد، اختصاص خواهد داشت.

من که از این ساختار ساده ، ولی قابل فهم و علمی، تعجب کرده بودم ، به استاد گفتم:

-ولی کسانی که مطبوعات را در درست دارند و در روزنامه  و مجله، نقد می نویسند، از این سیستم تبعیت نمی کنند. آنها به گونه ای می نویسند که اصلا آدم نمی فهمد دارند چه می گویند.

استاد گیویان: متاسفانه اینگونه است.فلانی که با فلانی رفیق است، تلفن می زند و می گوید که یک چیزی در مورد فیلم فلانی بنویس. طرف مقابل هم می گوید که بلیت افتتاحیه را برای من نفرستادند!!! اصلا به فیلم اش کاری ندارد؛ بلیت افتتاحیه برایش مهم تر از خود اثر است!

-اگر کسی به این صورت بنویسد، به او می گویند که اصلا بلد نیست که بنویسد و متهم می شود به اینکه بی سواد است . الان اگر یک منتقد ، از کلمات قلنبه و پرطمطراق در متن اش استفاده نکند، می گویند که این کاره نیست.

(استاد حرفم را تکمیل کرد)

استاد گیویان: یا اینکه چند تا اسم خارجی و فیلم به روز در نقد اش نباشد، نقد او را نقد نمی دانند و برای آن ارزش قائل نمی شوند. در حقیقت، نباید اینگونه باشد. فرق نقد های ما و نقد های غرب هم در همین است؛ آنها در ابتدا همه چیز را بصورت اختصار عنوان می کنند؛ بعد بصورت مبسوط تر، چیزی که بنیان اش را در ابتدای نقد گذاشته اند، توضیح می دهند .

-مثل سیناپس فیلم هایشان. از ابتدا کلیت داستان روشن و مبرهن است.

استاد گیویان: دقیقا. برای همین هم هست که ما فیلمنامه خوب نداریم. رمان خوب نداریم. چون که نمی دانیم که چه می خواهیم بگوییم. بر خود نویسنده هم معلوم نیست که چه می خواهد بگوید. ولی فیلمنامه های هالیوودی، دقیقا بر اساس یک ساختار مشخص نوشته می شوند. در همان 10 دقیقه اول ، بستر کلی ماجرا ریخته می شود و بعدا ، آنچه که در ابتدا، پایه ریزی شده است، بسط داده می شود. با اینکه آنها، در ابتدا همه چیز را می گویند، اما جزییاتی که بعدا به نظر بیننده می رسانند، کار را جذاب تر می نماید و بیننده را به دیدن اثر راغب تر می نماید.  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 21:7  توسط محمدحسین عابدینی

یادش گرامی

سفر ایستگاه


قطار می رود
تو می روی
تمام ایستگاه می رود


و من چقدر ساده ام
که سالهای سال
در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان
          به نرده های ایستگاه رفته
                                     تکیه داده ام!

یکشنبه 31 تیرماه 1386قیصر امین پور

آدم پولکی هم باشه اینجوری باشه نه ...دلایل بیکاری جوانان کشف شد:شغل دوم ستارگان فوتبال

مطلب کاملا فوتبالی مگه ما از این دکتر ، مهندسایی که توی تلویزیون درباره بارسلون و اینتر بحث جامعه شناسی و فلسفی می کنن چی مون کمتره!!.حتما نون داره که اینهمه طرفدار داره برای ما آب هم نداشته باشه حرفمون رو می زنیم:

اینم اولین مطلب فوتبالی :آدم پولکی هم باشه اینجوری باشه نه ...

امکانات رویایی برای آقای خاص مورینیو


روزنامه مارکا از عقد قرارداد رسمی ژوزه مورینیو با رئال مادرید خبر داد. خوزه مورینیو در گفتگویی اختصاصی با مارکا اسپانیا این خبر را تایید کرده و گفته است: به صورت رسمی قراردادم را منعقد کرده‌ام و فهرست بازیکنان مورد علاقه‌ام را نیز از دو هفته پیش به فلورنتینو پرس تحویل داده‌ام. آقای خاص گفت: رئال مادرید برای من خانه بسیار امن و راحتی است و اطمینان دارم با امکانات موجود و بازیکنانی که خریداری خواهند شد کمترین و ناچیزترین هدیه برای هواداران در سال آینده قهرمانی در لالیگاست. در همین رابطه روزنامه آس اسپانیا از امکاناتی که رئال مادرید در اختیار آقای خاص قرار خواهد داد پرده برداشته است.۱۰ میلیون یورو در هر سال مبلغی است که مورینیو بابت مربیگری در رئال مادرید به صورت رسمی دریافت می‌کند و باید تا مرز ۱۴ درصد آن را به عنوان مالیات به دولت اسپانیا تحویل دهد اما قطعا ارزش آن را خواهد داشت چرا که زندگی بسیار نوین و ارزشمندی در مادرید انتظار آقای خاص را می‌کشد. یک اتومبیل آئودی مدل Z8 با راننده همیشه در خدمت مورینیو است و خانواده او نیز می توانند اتومبیل خود را زودتر از موعد اقامت خود سفارش دهند. این در حالی است که مورینیو یک اتومبیل دیگر به انتخاب خود و بدون هیچ محدودیت قیمتی، از رئال مادرید دریافت خواهد کرد. منزل مسکونی مورینیو در شمال مادرید و در محلی بسیار زیبا و رویایی در نظر گرفته شده است. این منزل مسکونی که شامل کلیه امکانات فوق پیشرفته در محوطه باز و داخل ویلا است، پیش از این در اختیار یکی از بستگان ولیعهد اسپانیا بوده و فلورنتینو پرس به تازگی آن را خریداری کرده است. رئال مادرید حاضر است برای فرزندان مورینیو معلم خصوصی گرفته یا برای رفت و آمدشان به مدرسه یا مراکز تفریحی دو روان‌شناس و محافظ کودک در نظر بگیرد. تمامی امکانات ورزشی شهر ورزش مادرید به مالکیت فلورنتینو پرس در اختیار مورینیو خواهد بود و او در انتقال هر بازیکنی که مد نظرش باشد حق انتقال بازیکن را تا مرز هشت درصد دریافت خواهد کرد که پول کمی نخواهد بود.
قهرمانی در لالیگا، هشت میلیون یورو، قهرمانی در کوپا دل ری، پنج میلیون یورو و قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا؛ ۱۰ میلیون یورو پاداش اختصاصی و معاف از مالیات برای مورینیو در پی خواهد داشت.

عصبانیت موراتی از مورینیو
مالک ثروتمند باشگاه اینترمیلان از اینکه مورینیو حتی در جشن قهرمانی تیمش شرکت نکرده به شدت خشمگین است. ماسیمو موراتی در اظهارات ناشی از خشم و عصبانیت خود گفته است: اکنون مطمئن شده‌ام در همان شبی که مورینیو از من خواست در مورد آینده‌اش با هم مذاکره کنیم، چند دقیقه قبل از آن نام بازیکنان مورد علاقه‌اش را به فلورنتینو پرس تحویل داده است. او با این کارش به من توهین کرده است.
وی خطاب به آقای خاص گفت: لااقل بر می‌گشتی و در کنار هواداران در شهر، شریک جشن و شادی اینترمیلان می‌شدی. این بسیار وقیحانه است که فردی تا این حد پول پرست باشد. حاضر بودم هزینه سفر چند ساعته تو را به میلان پرداخت کنم تا لااقل در جشن قهرمانی اینترمیلان که پس از سالیان سال به آن رسیده حاضر می‌شدی.

دلایل بیکاری جوانان کشف شد:شغل دوم ستارگان فوتبال

ستارگان فوتبال ﺑﻪ ﺟﺰ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ به ﭼﻪﺷﻐﻞﻭﻛﺎﺭﻯﻣﺸﻐﻮﻝﻫﺴﺘﻨﺪ،ﺍﺯﻫﻤﻴﻦﺭﻭﺗﺼﻤﻴﻢﮔﺮﻓﺘﻴﻢ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺟﺎﻟﺒﻰ ﺍﺯ ﺗﻌﺪﺍﺩﻯ ﺍﺯ ﻓﻮﺗﺒﺎﻟﻴﺴﺖﻫﺎﻯ ﺳﺮﺷﻨﺎﺱ ﻭ ﺷﻐﻞ ﺩﻭﻣﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻳﻚ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﻣﻔﺼﻞ ﮔﻨﺠﺎﻧﺪﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻃﻼﻉ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺳﺎﻧﻴﻢ، ﺍﻃﻼﻋﺎﺗﻰ ﻛﻪ ﺑﺮﺧﻰ ﻣﻮﺍﻗﻊ ﺛﺎﺑﺖ ﻣﻰﻛﻨﺪ ﺑﻌﻀﻰ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﻳﻜﻨﺎﻥ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ ﺑﺮﺍﻳﺸﺎﻥ ﺷﻐﻞ ﺩﻭﻡ ﻭ ﺗﻔﺮﻳﺤﻰ ﺍﺳﺖ.

کریم باقری: هافبک صاحب نام تیم پرسپولیس ، که زمانی فوتبالش هم مثل فرش شهرش زبانزد عام و خاص بود در کنار شوت زدن و دویدن و پاس دادن در زمین چمن در امر صادرات فرش و ارز آوری برای کشور تجربه و تبحر بالایی دارد. کریم خان همراه پدر همسرش یکی از تجار معروف فرش ایران و به خصوص تبریز در دنیاست!

خبر ورزشی نیز دراین باره نوشت: علی کریمی: جادوگر فوتبال آسیا، بازیکنی که درخشش خود را از تیم فتح تهران آغاز کرد و در پرسپولیس به اوج رسید و سرانجام سر از تیم بایرن مونیخ آلمان درآورد با چند نفر از دوستانش به صورت شراکتی کار می‌کند. در شرکت آنها همه گونه خرید و فروش انجام می‌شود از مسکن و ساخت و ساز گرفته تا صادرات و واردات لوازم تزئینی و خانگی. البته خود جادوگر علاقه خاصی به خرید و فروش سیم‌کارت تلفن همراه آن هم از نوع شماره‌های رندش را دارد و هر کس خط رند می‌خواهد معمولاً سری به دفتر شرکت او می‌زند.

*ﻋﻠﻰ ﺩﺍﻳﻰ: ﻛﻤﺘﺮ ﻛﺴﻰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺗﻮﻟﻴﺪﻯ ﭘﻮﺷﺎﻙ ﻭﺭﺯﺷﻰ ﺍﻭ ﺑﻰﺧﺒﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﻣﺎ ﺑﺪ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﺪﺍﻧﻴﺪ ﺳﺮﻣﺮﺑﻰ ﻣﻄﺮﺡ ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﻴﺲ ﺩﺭ ﻳﻜﻰ، ﺩﻭ ﺳﺎﻝ ﺍﺧﻴﺮ ﺩﺭ ﺳﺎﺧﺖﻭﺳﺎﺯ ﻣﺴﻜﻦ ﻫﻢ ﺩﺳﺘﻰ ﺑﺮ ﻛﺎﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺣﺘﻰ ﺷﻨﻴﺪﻩ ﻣﻰﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﺩﻟﻴﻞ ﺭﻛﻮﺩ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺑﺎ ﺿﺮﺭ ﻭ ﺯﻳﺎﻥﻫﺎﻳﻰ ﻫﻢ ﺭﻭﺑﻪﺭﻭ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
*ﺍﻣﻴﺮ ﻗﻠﻌﻪﻧﻮﻳﻰ: ﭘﺮﺍﻓﺘﺨﺎﺭﺗﺮﻳﻦ ﻣﺮﺑﻰ ﺍﺩﻭﺍﺭ ﻟﻴﮓﺑﺮﺗﺮ ﻛﻪﺑﺤﺚﺧﺮﻳﺪﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎﻯﺍﺧﺘﺼﺎﺻﻰﺍﺵﻫﻨﻮﺯﺳﺮﺯﺑﺎﻥﻫﺎﺳﺖ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﺳﺎﺧﺖﻭﺳﺎﺯ ﻣﺴﻜﻦ، ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺗﻜﻤﻴﻞ ﭘﺮﻭژﻩ ﻣﺠﺘﻤﻊ ﻭﺭﺯﺷﻰ ﻭ ﺗﻔﺮﻳﺤﻰﺍﺵ ﺩﺭ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﻧﻘﺎﻁ ﺧﻮﺏ ﭘﺎﻳﺘﺨﺖ ﺑﻮﺩﻩ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﺠﺘﻤﻊ ﺷﺎﻣﻞ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﻭ ﺳﻮﻧﺎ، ﺳﺎﻟﻦ ﺑﻴﻠﻴﺎﺭﺩ، ﭘﻴﻨﺘﺎﻝ ﻭ… ﺍﺳﺖ.ﮔﻔﺘﻪﻣﻰﺷﻮﺩﺍﻭﻋﻼﻭﻩﺑﺮﺭﺍﻩﺍﻧﺪﺍﺯﻯﻓﺮﻭﺷﮕﺎﻩﻟﻮﺍﺯﻡﺧﺎﻧﮕﻰ ﺩﺭ ﺳﻪﺭﺍﻩ ﺍﻣﻴﻦﺣﻀﻮﺭ ﺗﻬﺮﺍﻥ، ﻳﻚ ﻣﺰﺭﻋﻪ ﻛﺸﺎﻭﺭﺯﻯ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺣﻮﻣﻪ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﺩﺍﺭﺩ.

*ﻣﻬﺪﻯ ﻣﻬﺪﻭﻯﻛﻴﺎ: ﻣﺮﺩ ﻣﺤﺠﻮﺏ ﺍﺳﺘﻴﻞﺁﺫﻳﻦ ﻛﻪ ﺳﺎﻝﻫﺎ ﺩﺭ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﻣﻰﻛﺮﺩ ﻭ ﻗﺮﺍﺭﺩﺍﺩ ﺳﻨﮕﻴﻨﻰ ﻫﻢ ﺑﺎ ﻫﺎﻣﺒﻮﺭگﻭﺍﻳﻨﺘﺮﺍﺧﺖﻓﺮﺍﻧﻜﻔﻮﺭﺕﺩﺍﺷﺖﺑﺎﻫﻤﻜﺎﺭﻯﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻧﺶ ﺩﺭ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺷﺮﻛﺖ ﺗﻮﻟﻴﺪﻯ ﭘﻮﺷﺎﻙ ﻭ ﺍﻟﺒﺴﻪ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ ﺭﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻛﻪ ﻣﺎﺭﻙ ﭘﻮﺷﺎﻙ ﺍﻭ ﺧﻴﻠﻰ ﺯﻭﺩ ﺑﻪ ﺷﻬﺮﺕ ﺭﺳﻴﺪ ﻭ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪﮔﻰﻫﺎﻯ ﻓﻌﺎﻟﻰ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺎﻥﻫﺎﻯ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﺩ.
*ﺟﻮﺍﺩ ﻧﻜﻮﻧﺎﻡ: ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻰﺷﻮﺩ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻓﻜﺎﺭﺵ ﺩﺭ ﺗﺠﺎﺭﺕ ﻭ ﺩﺭﺁﻣﺪﺯﺍﻳﻰ ﺭﺍ ﻣﻌﻄﻮﻑ ﺑﻪ ﭘﺮﻭژﻩ ﺳﺎﺧﺖ ﻫﺘﻞ ﭘﻨﺞﺳﺘﺎﺭﻩ ﺩﺭ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﻧﻘﺎﻁ ﭘﺮﺭﻓﺖ ﻭ ﺁﻣﺪ ﺷﻤﺎﻝ ﻛﺸﻮﺭ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﻩ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪﮔﺬﺍﺭﻯ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩﺍﻯ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﻛﺎﭘﻴﺘﺎﻥ ﺗﻴﻢﻣﻠﻰ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺩﺭ ﺧﺮﻳﺪ ﻭ ﻓﺮﻭﺵ ﻣﺴﻜﻦ ﻫﻢ ﺩﺳﺘﻰ ﺑﺮ ﻛﺎﺭ ﺩﺍﺭﺩ.

*ﻋﻠﻴﺮﺿﺎﻣﻨﺼﻮﺭﻳﺎﻥ:ﺧﻮﺩﺵﺍﻋﺘﺮﺍﻑﻛﺮﺩﺳﺎﻝﻫﺎﺳﺖ ﺩﺭ ﻗﺸﺮ ﭼﺎﭘﺨﺎﻧﻪﺩﺍﺭﺍﻥ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻣﻰﻛﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻰﺷﻮﺩ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺳﺎﺧﺖ ﻣﺠﺘﻤﻊ ﺗﻔﺮﻳﺤﻰ ﻭ ﺳﻴﺎﺣﺘﻰ ﺩﺭ ﺟﺰﻳﺮﻩ ﻛﻴﺶ ﻫﻢ ﺷﺮﺍﻛﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺭﻓﺖﻭﺁﻣﺪﻫﺎﻳﺶ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺟﺰﻳﺮﻩ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺳﺖ. ﻣﺮﺑﻰ ﺗﻴﻢﻣﻠﻰ ﮔﻬﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻣﻮﺑﺎﻳﻞ ﻭ ﻛﺎﻣﭙﻴﻮﺗﺮ ﻫﻢ ﺳﺮﻙ ﻣﻰﻛﺸﺪ.
*ﺳﻴﺪﻣﻬﺪﻯ ﺭﺣﻤﺘﻰ: ﺍﻭ ﻛﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﮔﺮﺍﻥﻗﻴﻤﺖﺗﺮﻳﻦ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩﺑﺎﻥ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻳﺪﻙ ﻣﻰﻛﺸﺪ، ﻋﻼﻗﻪ ﺧﺎﺻﻰ ﺑﻪ ﺧﺮﻳﺪ ﺯﻣﻴﻦ ﻭ ﻣﺴﺘﻐﻼﺕ ﺩﺍﺭﺩ، ﺑﻪ ﻧﺤﻮﻯ ﻛﻪ ﺷﻨﻴﺪﻩ ﻣﻰﺷﻮﺩ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺷﻤﺎﻝ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪﮔﺬﺍﺭﻯ ﻭﺳﻴﻌﻰ ﺑﺎ ﺧﺮﻳﺪ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﺑﻪ ﻫﺸﺖ ﻫﻜﺘﺎﺭ ﺯﻣﻴﻦ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

*ﺧﺪﺍﺩﺍﺩ ﻋﺰﻳﺰﻯ: ﺟﺰ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻰﺷﻮﺩ ﺳﻬﺎﻣﺪﺍﺭ ‬ ﻳﻚ ﺷﺮﻛﺖ ﺗﻮﻟﻴﺪﻯ ﻟﺒﺎﺱ ﻭﺭﺯﺷﻰ ﺍﺳﺖ ﮔﻮﻳﺎ ﺑﺎ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻃﻼﻯ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﻫﻢ ﺳﻬﻤﻰ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﻃﻼﻓﺮﻭﺷﻰ ﺍﺍﻭ ﺩﺭ ﺎ ﺘﺨﺖ ﺟﺰﻭ ﻣﻄﺮﺡﺗرین ﻃﻼﻓﺮﻭﺷﻰﻫﺎ ﻃﻼﻓروشهایﺩ ﭘﺎﻳﺘﺨﺖ ﻗﻠﻤﺪﺍﺩ ﻣﻰﺷﻮﺩ. ﻣﺮﺩ ﺣﻤﺎﺳﻪﺳﺎﺯ ﻣﻠﺒﻮﺭﻥ ﮔﻬﮕﺎﻩ ﺩﺭ ﻭﺍﺭﺩﺍﺕ ﻟﻮﺍﺯﻡ ﺗﺰﺋﻴﻨﻰ ﻭ ﺧﺎﻧﮕﻰ ﻫﻢ ﻧﻘﺸﻰ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺍﻳﻔﺎ ﻣﻰﻛﻨﺪ.

*ﻣﻬﺮﺩﺍﺩ ﻣﻴﻨﺎﻭﻧﺪ: ﺷﻮﺥﺗﺮﻳﻦ ﻭ ﺑﻪ ﻧﻮﻋﻰ ﺑﺎﻧﻤﻚﺗﺮﻳﻦ ﻓﻮﺗﺒﺎﻟﻰ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﺍﺧﻴﺮ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻗﻠﻤﺪﺍﺩ ﻣﻰﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺍﻻﻥ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﻭﻗﺎﺗﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻓﺮﻭﺷﮕﺎﻩ ﻋﻄﺮ ﻭ ﺍﺩﻛﻠﻦﻓﺮﻭﺷﻰﺍﺵ ﺩﺭ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﻣﺠﺘﻤﻊﻫﺎﻯ ﺗﺠﺎﺭﻯ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﭘﺎﻳﺘﺨﺖ ﺳﭙﺮﻯ ﻣﻰﻛﻨﺪ.

*ﺣﺴﻴﻦﻛﺎﻇﻤﻰﻭﻣﺠﺘﺒﻰﺟﺒﺎﺭﻯ:ﺍﮔﺮﺳﺮﻯﺑﻪﺑﺎﺯﺍﺭ ﻣﻮﺑﺎﻳﻞ ﺯﺩﻩ ﺑﺎﺷﻴﺪ ﭘﻰ ﻣﻰﺑﺮﻳﺪ ﻛﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺎ ﺭﺍﻩﺍﻧﺪﺍﺯﻯ ﻓﺮﻭﺷﮕﺎﻩ ﻓﺮﻭﺵ ﺗﻠﻔﻦﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﻪ ﻧﻮﻋﻰ ﺁﻳﻨﺪﻩ ﺗﺠﺎﺭﻯ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺻﻨﻒ ﺟﺴﺖﻭﺟﻮﻣﻰﻛﻨﻨﺪ.

*ﺳﻴﺎﻭﺵﺍﻛﺒﺮﭘﻮﺭ:ﺑﺮﺧﻼﻑ ﺳﺎﻳﺮ ﺍﻫﺎﻟﻰ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ ﺍﻭ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻭ ﺳﻔﺮﻩﺧﺎﻧﻪﻫﺎﻯ ﺳﻨﺘﻰ، ﻛﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭﺵ ﺑﻪ ﺗﺎﺯﮔﻰ ﺩﺍﻍ ﺷﺪﻩ، ﺁﻭﺭﺩﻩ ﻭ ﻫﻤﻴﻦ ﭼﻨﺪ ﻣﺎﻩ ﭘﻴﺶ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺳﻔﺮﻩﺧﺎﻧﻪ ﺳﻨﺘﻰ ﺍﻭ ﺍﻓﺘﺘﺎﺡ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﭘﺎﺗﻮﻕ ﺑﺴﻴﺎﺭﻯ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﻫﺎ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺷﺪ.
*ﻫﺎﺩﻯ ﺍﺻﻐﺮﻯ: ﺍﻳﻦ ﺑﺎﺯﻳﻜﻦ ﺩﺭ ﺳﻠﻤﺎﺱ ﺯﺍﺩﮔﺎﻫﺶ ﻣﺠﺘﻤﻌﻰ ﺗﺠﺎﺭﻯ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻛﻪ ﺍﺣﺘﻤﺎﻻً ﻇﺮﻑ ﭼﻨﺪ ﻣﺎﻩ ﺁﻳﻨﺪﻩ ﺍﻓﺘﺘﺎﺡ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ. ﺧﻮﺩﺵ ﻣﺪﻋﻰ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﺩﻳﻨﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻤﺸﻬﺮﻯﻫﺎﻳﺶ ﺍﺩﺍ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

*ﻣﺤﺴﻦ ﺑﻨﮕﺮ: ﺳﺎﻝﻫﺎ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﺩﺭ ﻧﺼﻒ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪ ﺍﻳﻦ ﻣﺪﺍﻓﻊ ﻣﺎﺯﻧﻰ ﺍﻃﻼﻋﺎﺗﺶ ﺩﺭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﺎ ﺳﻨﮓﻫﺎﻯ ﺗﺰﺋﻴﻨﻰ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﻜﻤﻴﻞ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺯﻣﻴﻨﻪﺳﺎﺯ ﻭﺭﻭﺩ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺳﻨﮓ ﺷﻮﺩ. ﺑﻨﮕﺮ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺳﺎﻝﻫﺎ ﻧﻔﺮ ﺍﻭﻝ ﺻﺎﺩﺭﺍﺕ ﺳﻨﮓ ﺍﺯ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺑﻪ ﺷﻬﺮﻫﺎﻯ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

*ﺣﻤﻴﺪ ﺑﺎﺑﺎﺯﺍﺩﻩ: ﭘﺲ ﺍﺯ ﺩﻝ ﻛﻨﺪﻥ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻓﺮﺵ ﻭ ﭘﺎﺭﭼﻪ ﺣﺎﻻ ﺷﻨﻴﺪﻩ ﻣﻰﺷﻮﺩ ﺷﺮﻛﺖ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﭘﻨﺠﺮﻩﻫﺎﻯ upvc ﺭﺍﻩﺍﻧﺪﺍﺯﻯﻛﺮﺩﻩﺗﺎﺍﻭﻫﻢﺳﻬﻤﻰﺍﺯﺑﺎﺯﺍﺭﻣﺴﻜﻦﻭﺳﺎﺧﺖﻭﺳﺎﺯﺵ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.