پاراگرافی فکر کنید تا پاراگرافی بنویسید

به کارگاه کامپیوتر وارد شدیم. وبلاگ هایمان را باز کردیم. بدستور استاد دکتر عبدالله گیویان، به وب سایت حسین مهدیان، قدم گذاشتیم و هر کدام ملزم شدیم تا نقدی به متنی که او نوشته بود، وارد کرده و در بخش نظرات وبلاگش ، بنویسیم. استاد هم، نقدهای ما را دید. و باز هم از اصول پاراگراف نویسی سخن گفت. بعد از یکی از بچه ها خواست تا جمله ای بگوید. گفت:

" این متن ، بصورت بغرنج نوشته شده است"

سپس، استاد فعل های زیر را به جمله  او اضافه کرد:

1-نوشته نشده است.

2-نوشته می شود.

3-به نظر می رسد.

4-به نظر نمی رسد.

..."

 آنگاه درس را با این جمله آغاز کرد:

در ساختار زبان فارسی، فعل در انتها قرار گرفته است. در حقیقت،تا هنگامی که فعل جمله نیاید، شنونده یا خواننده از اتفاقی که در متن رخ خواهد داد، آگاه نخواهد شد. به نوعی می توان این مطلب را به کل فرهنگ و ادبیات زبان فارسی هم تعمیم داد. ما به جای آنکه منظور خود را در همان ابتدا برسانیم، هی مطلب را کش می دهیم و کش می دهیم تا دست آخر، همزمان با گفتن حرف آخر، واقعا حرفمان هم به آخر می رسد و جمله و محتوا، با همدیگر به پایان می رسند.

 

درزبان انگلیسی، فعل در همان ابتدای جمله و بلافاصله پس از فاعل قرار می گیرد. شاید به همین دلیل است که می گویند ، زبان انگلیسی، زبان سیاست است و زبان فارسی، زبان ابهام، ایهام، کنایه ، پیرایه و اشاره است. در اینجا دکتر گیویان تاکید می نمایند که زبان فارسی یکی از شیرین ترین و زیباترینِ زبان هاست؛ چرا که قدرت مانور بی نظیری را در ارائه معانی متفاوت در اختیار قرار می دهد.

اما تاکید استاد بر این است که یک نویسنده و محقق، باید از اصول پاراگراف نویسی استفاده نماید و به ما توصیه می نماید تا این عادت را در ذهنمان بشکنیم و بتوانیم که خیلی رک، بگوییم : حسین ! نقد تو این ایراد ها را دارد . بعد، دانه به دانه، ایراد ها را برایش توضیح بدهیم.

 بچه ها، مشغول نوشتن مجدد و تصحیح  نظراتشان بودند که استاد اضافه می نمایند:

این شیوه تفکر غربی است. آنها در ابتدا، نظراتشان را می گویند، بعد بصورت مددل آن را تشریح می کنند؛ ولی ما ، تا انتها هم معلوم نیست که چه داریم می گوییم. برای همین هم هست که این همه با یکدیگر اختلاف نظر داریم؛ چرا که حرف همدیگر را نمی فهمیم. مطمئنا به کرات، برایتان پیش آمده که یک نفر، نیم ساعت برایتان حرف می زند و دست آخر هم شما نمی فهمید که چه دارد می گوید؟ علت ، همین است. چرا که عادت نکرده ایم که منظور خود را در همان ابتدای جمله، شفاف و مشخص، بیان نماییم.

سپس استاد گیویان، کاغذ و قلمی به دست گرفتند و کنار من نشستند تا به من نشان بدهند که ساختار یک نقد درست ، چگونه است. ببینید:

 پاراگراف 1: این نقد، در صورتی که برخی اشکالات را نداشت ، می توانست نقد بسیار خوبی باشد. امتیازهای عمده این نقد بصورت مختصر عبارتند از:       1-...            2-...

در مقابل، ایرادهای وارده به این نقد را می توان به این شرح عنوان کرد:          1-...           2-...         3-...     در ادامه، هر یک از نقاط ضعف و قوت این نقد را توضیح می دهم و سپس جمعبندی خواهم کرد.

 پاراگراف های بعدی هم به ارائه مدلل و مبسوط دلایل و شواهدی که در ابتدا بصورت خلاصه ارائه شد، اختصاص خواهد داشت.

من که از این ساختار ساده ، ولی قابل فهم و علمی، تعجب کرده بودم ، به استاد گفتم:

-ولی کسانی که مطبوعات را در درست دارند و در روزنامه  و مجله، نقد می نویسند، از این سیستم تبعیت نمی کنند. آنها به گونه ای می نویسند که اصلا آدم نمی فهمد دارند چه می گویند.

استاد گیویان: متاسفانه اینگونه است.فلانی که با فلانی رفیق است، تلفن می زند و می گوید که یک چیزی در مورد فیلم فلانی بنویس. طرف مقابل هم می گوید که بلیت افتتاحیه را برای من نفرستادند!!! اصلا به فیلم اش کاری ندارد؛ بلیت افتتاحیه برایش مهم تر از خود اثر است!

-اگر کسی به این صورت بنویسد، به او می گویند که اصلا بلد نیست که بنویسد و متهم می شود به اینکه بی سواد است . الان اگر یک منتقد ، از کلمات قلنبه و پرطمطراق در متن اش استفاده نکند، می گویند که این کاره نیست.

(استاد حرفم را تکمیل کرد)

استاد گیویان: یا اینکه چند تا اسم خارجی و فیلم به روز در نقد اش نباشد، نقد او را نقد نمی دانند و برای آن ارزش قائل نمی شوند. در حقیقت، نباید اینگونه باشد. فرق نقد های ما و نقد های غرب هم در همین است؛ آنها در ابتدا همه چیز را بصورت اختصار عنوان می کنند؛ بعد بصورت مبسوط تر، چیزی که بنیان اش را در ابتدای نقد گذاشته اند، توضیح می دهند .

-مثل سیناپس فیلم هایشان. از ابتدا کلیت داستان روشن و مبرهن است.

استاد گیویان: دقیقا. برای همین هم هست که ما فیلمنامه خوب نداریم. رمان خوب نداریم. چون که نمی دانیم که چه می خواهیم بگوییم. بر خود نویسنده هم معلوم نیست که چه می خواهد بگوید. ولی فیلمنامه های هالیوودی، دقیقا بر اساس یک ساختار مشخص نوشته می شوند. در همان 10 دقیقه اول ، بستر کلی ماجرا ریخته می شود و بعدا ، آنچه که در ابتدا، پایه ریزی شده است، بسط داده می شود. با اینکه آنها، در ابتدا همه چیز را می گویند، اما جزییاتی که بعدا به نظر بیننده می رسانند، کار را جذاب تر می نماید و بیننده را به دیدن اثر راغب تر می نماید.  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 21:7  توسط محمدحسین عابدینی