«افسانه قيصرخواه»

«افسانه قيصرخواه»

خبر بد پشت دیوار گروه ارتباطات این بود:

پیکر «افسانه قیصرخواه» تشییع شد پنجشنبه مراسم ختم مدیر فقید گروه جوان و جامعه رادیو جوان

پنجشنبه مراسم ختم «افسانه قيصرخواه» مدير گروه جوان و جامعه راديو جوان برگزار مي‌شود. به گزارش خبرنگار سرويس راديو خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين مراسم از ساعت 15 تا 17 پنجم فروردين 89 در مسجد جامع باغ فيض، واقع در خيابان اشرفي اصفهاني...

برای منی که از نزدیک نمی شناختمش و فقط با وبلاگش آشنا بودم وقتی دکتر گیویان این چنین دردناک از او گفت و بهترین شاگردش رو پر کشیده نالید اینقدر درگیر افکار بهم ریخته خودم بودم که دیدم بعد از گذشت سه روز هنوز هم به رفتن بودن خوب بودن زود رفتن فکر می کنم.خدایش بیامرزاد...

حوصله ندارم ولی حتما باید از کلاس این هفته کارگاه پروپزال این نکته رو بگم که استاد گیویان گفتند پاراگرافی بنویسیم و به گفته خانم قیصرخواه قبل از اون چگونه ببینیم؟ و فرق دیدن و نگاه کردن وهمه چیز را پاراگرافی دیدن و نوشتن و تا ساختار پایان نامه که چند پاراگراف است و پاراگراف آغازین و چند پارارگراف میانی یک پاراگراف پایانی و نتیجه و پیشنهاد برای بعدی ها... تا بعد

پروژه نهایی درس روش تحقیق

پروژه نهایی درس روش تحقیق

استاد گیویان جهت تحویل پروژه پایان ترم در امتحان ۲۱/۱۰/۸۸ جمله ای جهت اطلاع آورده بودند که  آن راعینا آوردم تا دوستان مطلع باشند: 

"متن کامل کنفرانس،طرح و گزارش تحقیقتان را از طریق نماینده کلاس و حداکثر تا آخر بهمن ماه تحویل نمایید."

مناقشه عقل و جبر

 جبر یا جبر!

با قضایای پیش آمده در مناقشه زبان و حذف و اضافه وانتخاب واحد ترم قبل!(البته هنوز تو قبلیم!) ختم و سوم وهفتم را بعد جلسات و نامه نگاری های متعدد، یکجا برگزار کردیم که از همه آنها که لسانن و زبانن و مالن وجانن! ما را همراهی و یاری کردند ممنون هستیم و قرار بر این شد که چهلم در امتحانات اعلام شود ولی با توجه به پرداخت پول زبان ها به میزان مکفی و حل وفصل آن و با توجه به انتخاب واحد ترم بعد(البته بدلیل اینکه داریم انتخاب واحدشو انجام می دیم تو بعدیم!) در شرایط ویژه و دقیقا در زمان انجام کارهای اصلی و نهایی وترم قبل! و آمادگی برای امتحانات و سر انجام رساندن ترم و آرامش کامل در فرجه امتحانات و با ایجاد یک گروه انتخابی بجای دو گروه انتخابی موجود در بارگیری! واحد(به جای انتخاب واحد استعمال شده که در میدان میوه و تره بار هم گاهی بکار می رود!) ترم نمی دونم قبل یا بعد! و در ۳ روز متناوب هفته و با فواصل مشخص و ۲ روز غیر متناوب هفته هم درس زبان با  فواصل نامشخص و تعطیلی روزهای پنج شنبه و جمعه دانشگاه که جبرا باعث سختی برنامه ریزی ورنجش برنامه ریزان !در ۵ روز فشرده شده است مجبور شدیم چهلم را قبل از امتحانات منعقد و تا سالگرد ادامه داده و سیاهی را بر دلمان تلمبار کنیم. راهمان پر رهرو باد!خدای همه ما را بیامرزاد  آمین

یادداشت جلسه نهایی استاد گیویان در ترم اول 89-88

یادداشت جلسه نهایی استاد گیویان

امتحانات رسید اول اینکه بعد از کلاس آخر استاد گیویان ، پیش استاد رفتم و هر چه دلم خواست گفتم و هر چه دلم خواست شنیدم.درباره امتحان با اینکه دوستان سر کلاس کامل یادداشت کردند ولی باز یادآوری می کنم که ۶ نمره امتحان تئوری کتبی پایان ترم است ۸ نمره تحقیق مشخص شده برای هر فرد که ۲ نمره آن پروپزال آن است و ۶ نمره آخر ، ۳ نمره کلیت وبلاگ و کامنت و سر زدن و پست گذاشتن هاست  و ۳ نمره خلاصه کنفرانس ها و تکالیف و خلاصه نویسی ها در قالب پاراگراف نویسی در وبلاگ است.استاد گیویان، زمان تحویل تحقیق را یک ماه پس از پایان آخرین امتحان مشخص کردند که تا روز ۲۹/۱۰/۸۸ به دستم برسانید تا در یک سی دی به استاد تحویل شود بعد از آن دیگه کاریش نمی شه کرد.

دوم اینکه اگر بشه خلاصه فصل ها را جمع میکنم و در وبلاگ قرار می دهم.

سوم اینکه این قضیه کندو کاو و پنداشته هارو که استاد سر کلاس آخر گفتن را آنها که می دانند به آنها که نمی دانند بگویند.

دوم اینکه خداحافظ کلاس روش تحقیق و سلام روش تحقیق

به قول استاد و به شرافت حقیقت                              یاحق

آخرین درسهای کلاس  روش تحقیق

آخرین درسهای کلاس  روش تحقیق

 آخرین کلاس درس روش تحقیق روز سه شنبه ۱/۱۰/۸۸ ساعت ۱۱ تا ۱۳ برگزار شد البته من ساعت ۱۳ رسیدم  (حرف مرد یکیه اولش قرار بوود ۱۳ شروع بشه که تغییر کرد بخاطر کلاسی که قرار بوود حتما دو جلسه باشه که یک جلسه ای برگزار شد!)تا با دوستان کرکره رو پایین کشیدیم.از صبح درگیر کار اداری! بودم یک آقایی گفته بود ۸ برم خدمتشون تا لطف کنند کار منو که در ید با کفایتشوون بود به سر انجام مقصود برسوونن ساعت ۹.۵ صبح لطف کردند قدم رنجه کردند آمدند و وقتی منو دیدن قیافه ماهشوون رو در هم کردند و با لهجه شیرین رشتی گفتند این کار تاو هم تمووم نمی شه .منم گفتم واقعا شرمنده ایشالا تموم می شه جبران می کنیم .همه زحمتهای ما که افتاده روی دووش شما!یکم چشماش باز شد گفت : حالا چی کار داری؟ دوباره با رعایت پاراگراف نویسی یکجوری که خاطر عزیزشوون مکدر نشه توضیح دادم.و فرمودند منتظر باشم منم اطاعت امر کردم. در حین صحبت هاشوون با همکار عزیزتر از خودش که حتی جواب سلاممو هم نداد که دلیلشو می دوونم ولی بهتوون نمی گم، گفت که صبح با رئیس رفتن زیارت عاشورا ، جاش خالی!دفتر مرکزی ....خدمت حاج آقا فلانی!چقدر با صفا بود.فقط بعد حلیم رووش چایی خوردم ، ترش کردم!(با همان لهجه شیرین بخوونیید یکم از ثوابش به شما هم می رسه) من قربوون امام حسین و زیارت عاشوراش بشم که تووش هر چی لعنته نثار آدمهای ملعون و بد و مزخرف می شه.در حدود ساعت ۱۱ بعد از انجام کار توسط دوست خدمتگذارمون، در راه بازگشت (چون با ایشوون باید به مکانی رفته و بعد از انجام کار برمی گشتیم)و قبل از رسیدن به دفترشون در ماشین دهان مبارکشوون را باز کردند و درباره برنج هاشوون که دارن مفت می فروشن و قیمتش خیلی خووبه ۳۰۰۰تومن هم می توونه حساب کنه گفت و من که تا تهش رو خوندم. بسیار ادب تکه پاره کردم که حتما مزاحمتوون می شم و با یک حساب سر انگشتی دیدم توی ۵۰ کیلو حداقل کیلویی ۵۰۰ تومن هم که بخاطر مرغوبیت برنجش گروونتر باشه می شه به عبارتی ۲۵۰۰۰هزار تومن اگه تازه ارزون حساب کنه و با انصاف بازی در بیاره .توی همین فکر ها بوودم که گفت بحالا اللحساب تا نرسیدیم اگه می خوای چیزی بدی یا کاری بکنی زودتر که برسیم دفتر جلوی همکار ها ! خوبیت نداره.منم که توی فکر کلاس از دست رفته گیویان بوودم بخاطر زیارت عاشورای با صفای دوستان با یک ۵۰۰۰ هزار تومنی صفای مجلس کامل کردم و بعدش با هزار امید و آرزو به سمت کلاس استاد گیویان حرکت کردم و با دوستان کرکره رو پایین کشیدیم.

(این کار اداریم که باعث شد در روزی که بخاطر کلاس استاد گیویان مرخصی بگیرم و نرسم مربوط به ۵ ماه حقوق اول امسال که هنوز نگرفتم البته همین که مسئولین تا همین جاش  خیلی زحمت می کشن من خیلی ممنونم.راستی ۲ تا چیز دست خداست یکی روزی یکی عمر! عمرتوون دراز باد!)  

مهم تغییر ساعت آخرین کلاس روش تحقیق

مهم تغییر ساعت جلسه آخرین کلاس روش تحقیق

با صحبت های انجام شده در کلاس یکشنبه و با تایید استاد گیویان ساعت کلاس سه شنبه ۱/۱۰/۸۸ به ساعت ۱۱ الی ۱۳ تغییر پیدا کرد.به همه دوستان دیگر هم اطلاع دهید.

خاطرات یک خوش تیپ

خاطرات یک خوش تیپ(قلقلکنامه ۲)

اثرات تبلیغات خیابانی

يک روز توي پياده رو به طرف ميدان تجريش مي رفتم...
   از دور ديدم يك كارت پخش كن خيلي با كلاس ، كاغذهاي رنگي قشنگي دستشه ولي به هر كسي نميده!
   خانم ها رو که کلا تحويل نمي گرفت و در مورد آقايون هم خيلي گزينشي رفتار مي كرد و معلوم بود فقط به كساني كاغذ رو مي داد
    كه مشخصات خاصي از نظر خودش داشته باشند ، اهل حروم كردن تبليغات نبود...
   احساس كردم فكر مي كنه هر كسي لياقت داشتن اين تبليغات تمام رنگي گرون قيمت رو نداره ،لابد فقط به آدمهاي باكلاس و شيك پوش و
   با شخصيت ميده! از كنجكاوي قلبم داشت مي اومد توي دهنم...!!!
   خدايا ، نظر اين تبليغاتچي خوش تيپ و با كلاس راجع به من چي خواهد بود؟! آيا منو تائيد مي كنه ؟!!
   كفشهامو با پشت شلوارم پاك كردم تا مختصر گرد و خاكي كه روش نشسته بود پاك بشه و كفشم برق بزنه!
   شكم مبارك رو دادم تو و در عين حال سعي كردم خودم رو بي تفاوت نشون بدم!
   دل تو دلم نبود. يعني منو مي پسنده ؟ يعني به من هم از اين كاغذهاي خوشگل ميده...؟!
   همين طور كه سعي مي كردم با بي تفاوتي از كنارش رد بشم با لبخند نگاهي بهم كرد و يک كاغذ رنگي به طرفم گرفت و گفت :
    " آقاي محترم! بفرمایید ! " 
   قند تو دلم آب شد! با لبخندي ظاهری و بدون دستپاچگي یا حالتي كه بهش نشون بده گفتم :  ا ِ ، آهان ، خب چرا من ؟
   من كه حواسم جاي ديگه بود و به شما توجهي نداشتم! خيلي خوب ، باشه ، مي گيرمش ولي الآن وقت خوندنش رو ندارم!"  كاغذ
   روگرفتم ...
  چند قدم اونورتر پيچيدم توي قنادي و اونقدر هول بودم كه داشتم با سر مي رفتم توي كيك تولدي كه دست يک آقاي ميانسال بود! وايسادم
   وبا ولع تمام به كاغذ نگاه كردم ، نوشته بود :
..
.. 

..  .. ديگر نگران طاسي سر خود نباشيد، پيوند مو با جديدترين متد روز اروپا و امريكا !!!

خلاصه کلاس ۱۷/۹/۸۸

خلاصه کلاس ۱۷/۹/۸۸ استاد گیویان

ساعت ۱۷ شروع شد . در خصوص کلاس های هفته بعد مشخص شد که روز سه شنبه ۱/۱۰/۸۸ ساعت ۱۳ الی ۱۵ کلاس جبرانی روش تحقیق اضافه بر یکشنبه برگزار شود تا مباحث درسی جمع شود .استاد تاکید کرد که تمام خلاصه فصل ها و کنفرانس ها علاوه بر قرار گرفتن در وبلاگ ها ، پرینت گرفته شود و و بهمراه پروپزال مشخص شده  قبل از جلسه آخر سه شنبه ۱/۱۰/۸۸ تحویل شود.در ادامه فصل ۶ کتاب که درباره مصاحبه کیفی است توضیح داده شد و مشخص شد در هفته آینده پرسشنامه توضیح داده می شود و خلاصه فصل های ۵ و ۷  آماده ارائه باشند.

نقد "بررسي فلاش بک نوين در فيلمهاي داستاني" از آقای فریبرز فریدون

نقد "بررسي فلاش بک نوين در فيلمهاي داستاني" از آقای فریبرز فریدون

یک نقد درباره تحقیقی با عنوان"بررسي فلاش بک نوين در فيلمهاي داستاني" توی وبلاگ آقای فریبرز فریدون خوندم .به وجد اومدم حتما برید و بخونیدش .به اینده خیلی امیدوارم . اینم مطلب من که دربارش نوشتم:

با همه احترامی که برای آقای افخمی قائلم و تحقیق رو کامل نخوندم ولی با کلیات نقد آقای فریدون موافقم .ولی بنظرم اول باید موضع شون رو بطور کلی با اصل تحقیق روشن می کردن بعد یکی یکی به بیان مصادیق می پرداختند و آخرهم نتیجه گیری که صقیل به نظر نیاد جدای از اصطلاحات تخصصی که توضیح کوتاهشوون راهگشاست.و با اینکه نمی خوام نقد محتوای  تا نخوندن کامل رساله انجام بدم ولی نگم میمیرم !که بنظرم نگرش نسبت به فیلمنامه نویسی خیلی کلاسیک و بسیار فرمولی(شبیه کارهای اداری در شرکت های معظم دولتی ) است که برای رسیدن به یک تحقیق  واقعی، بسیار ساده انگارانه و شعاری شده است.فیلم نامه با بیان جزئیاتش چه در حال، چه فلاش بک و چه فلاش فوروارد وبا هر ساختار مدرن و کلاسیک و روایی خطی یا موازی و حتی تدوینی غیر خطی می تواند به ساختاری بدیع و نو ویا فیلمنامه ای فرمولی و بی رمق و مزخرف(چون زیاد داریم خیلی باهاش احساس نزدیکی می کنم!) بدل شود که راهکارهای ارائه شده و تحقیق بعمل آمده حتی اگر از سر نیاز و دغدغه ! هم باشد ،حداقل در فیلمسازی استاد راهنمایش اثری داشت باشد بد نیست در خود محقق و مخاطب پیش کش!.کدام فیلمنامه استاد افخمی بعد از شوکران و. در سیر فیلمسازی استاد ما را به این سمت راهنمایی می کند و مصداق فیلمنامه خوب با کارکرد فلاش بک بصورت چنین وچنان!  است؟همان ضرب المثل لالایی و خواب و خر و پف است! در جهت نیل به اهداف خواب زده و جمع آوری لالایی های محلی و فولکلوریک در هنر  ایران زمین  ،یک وبلاگ به درباره نقد هنری به اسم دیوار چهارم ایجاد کردم .مشارکت هممون باعث رونق بازار نقد بدون لفافه و سازنده می شه.همکنون مشتاق یاری سبزتان هستیم .ممنون

یک وبلاگ جدید

 وبلاگ "دیوار چهارم" * بالا رفت!

"دیوار چهارم "یا همان مخاطب بهترین منتقد پدیدار های هنری ، ادبی، اجتماعی و فرهنگی است که در این مجال می خواهد با استفاده از روش تحقیق و پاراگراف نویسی به طی یک مسیر سازنده در نقد منجر  شود.

این جمله آغازین وبلاگ جدیدم با نام "دیوار چهارم" است که به نقد ها و یادداشت های گوناگون در زمینه مسائل هنری و فرهنگی و ... می پردازد البته با مشق اصول پاراگراف ونقد نویسی که برخلاف اینکه می گویند "چهار دیواری ، اختیاری" این چهار دیواری یک "دیوار چهارم" دارد که مخاطب است و او حق دارد بدور از لفافه و جهت گیری های مغرضانه ، بیرحمانه نظر صریح و شفاف و سازنده خود را بیان کند. که من هم در همین راستا از دوستان دعوت می کنم هر یادداشت ،نقدی و یا گزارشی درباره فیلم ،  تئاتر ، برپایی گالری نقاشی، عکس و یا هر پدیده هنری و فرهنگی دارند برای درج در وبلاگ خودشوون به آدرس ایمیل وبلاگ چهار دیواری http://www.divarecharom.blogfa.com/  بفرستند تا با نام خودشان در وبلاگ قرار بگیرد.

"دیوار چهارم" در هنر تئاتر به همان سمتی که تماشاچی یا مخاطب قرار دارد و به هنر خلق شده می نگرد، می گویند.

نقد نقد مهدی یادگاری

خلاصه کلاس روش تحقیق ۱/۹ /۸۸ استاد گیویان ونقد نقد مهدی یادگاری به پایان نامه ... در یک پاراگراف*

در کلاس روز یکشنبه ۱/۹/۸۸ استاد گیویان نقد آقای یادگاری مورد نقد قرار گرفت که  استاد گیویان بعد از نوشتن نظرات دوستان توضیح دادند  ابتدا باید کلیه مطالب مورد نظر، نقاط ضعف و قوت را یادداشت کنیم بعد موارد مشابه را دسته بندی و جمع بندی کرده و بعد ازآن نوشتن پاراگراف های اول و نتیجه گیری را بنویسیم .استاد گفتند بعد از جمع بندی دوستان در یک پاراگرف نظرات دوستان  درباره نقد آقای یادگای رابنویسم که این شد: 

نقد آقای یادگاری به پایان نامه... به چند دلیل  یک نقد غیر موثر است.در این نقد پاراگراف نویسی بصورت کامل رعایت نشده است .محتوای پاراگراف اول نمایانگر کلیات نقد انجام شده نیست و فقط به طرح دوباره مساله و تحقیق می پردازد.این نقد سبک نگارش قابل قبول و مشخصی ندارد و در بیان ابهام دارد و از جملات طولانی استفاده کرده است که معنای آن قابل فهم نیست و درآخر نتیجه گیری کاملا ناقص انجام شده و خواننده را به یک نتیجه مشخص و شفاف از شرایط و عیار تحقیق انجام شده نمی رساند.

*این نقد نقاط قوتی هم داشت که دوستان از جمله من فقط نیمه خالی لیوان را دیدیم.

آزمون كارشناسي ارشد داخلي دانشكده صداوسيما

آزمون كارشناسي ارشد داخلي دانشكده صداوسيما

آزمون كارشناسي ارشد داخلي دانشكده صداوسيما براي سال تحصيلي 89-88 روز جمعه 29 آبان ماه برگزار شد .

به گزارش روابط عمومي معاونت آموزش و پژوهش اين آزمون در 5 رشته تبليغات بازرگاني، تبليغات سياسي*، راديو،ژورناليسم و مهندسي صدا با حضور 470 داوطلب از داخل و خارج از سازمان برگزار شد.
گفتني است نتايج آزمون كتبي،نيمه دوم آذرماه از طريق سايت دانشكده صداوسيما   اعلام خواهد شد.
بر اين اساس، اسامي پذيرفته شدگان نهايي نيز پس از انجام مصاحبه علمي،از طريق سايت دانشكده در بهمن ماه منتشر خواهد شد. برای اطلاع از جزئیات آن به سایت  www.iribu.ir   مراجعه کنید.

*این رشته ها همان قصه حسین کرد است که در آینده بسیار روایت می شود.حالا بازرگانی زن یا مرد؟!!!

اگر دین دارید ...

اگر دین دارید ...

   نمی دونم چرا حوصله نوشتن ندارم ،فقط چند روزه هوای آقا حسین بن علی(ع) توی سرم  می چرخه و بی اختیار(نه بابا دست خودمه!) هوس روز عاشورا کردم (چند سالی بود محرم که می اومد دیگه اون حاله که نبود هیچ، همه چی رو هم نقد می کردیم-جمع بستم سوء تفاهم نشه!- "کل ارض عاشورا و کل یوم کربلا") چه بخوایم چه نخوایم توی فرهنگمون و زندگیمون رسوخ کرده. کم کم یادم رفته بود چی دوست دارم و چی کارم.آخ که این خون خدا چقدر آدمو به خودش می آره (البته اگه چیزی ازش باقی مونده باشه!) یاد این جمله افتادم که گفته بودن" اگر دین ندارید آزاده باشید" ولی الان دین نداشتن که مد روزه! و الان اینجوری که: "اگر دین دارید آزاده باشید! حالا بماند که این دین کجا و اون دین کجا  و این آزاده  کجا و اون آزاده کجا؟می خوام یک چند وقتی احوالات گذشت رو کنار حالم مرور کنم تا ببینم این آینده مبهم راهی  به من نشان  می ده یا نه؟....  

بیدل از بی نشان چه گوید باز!

قصه های بعد نیمه شب!

قصه های بعد نیمه شب!

می خواهم یک کار دیگر در جهت هدف والا(اثرات جومونگه!) انجام بدهم. داستان ، قصه های جالب و قلقلک دهنده (در مقابل پند آموز!) را از منابعی مثل مثنوی معنوی مولانا و گلستان سعدی و... و حتی خاطرات و حکایت های جالب دیگران  می آورم.خلاصه هر چی در جهت روشن شدن زوایای تاریک ناآگاهی هایمان بویژه روش تحقیق به کار بیاد. 

قلقلک نامه (۱):بهترین راه حل

 
پادشاهي مي خواست نخست وزيرش را انتخاب كند...
چهار انديشمند بزرگ كشور فراخوانده شدند.
آنان را در اتاقي قرار دادند و پادشاه به آنان گفت كه:
«در اتاق به روي شما بسته خواهد شد و قفل اتاق، قفلي معمولي نيست و با يك جدول رياضي باز خواهد شد، تا زماني كه آن جدول را حل نكنيد نخواهيد توانست قفل را باز كنيد. اگر بتوانيد مسئله را حل كنيد مي توانيد در را باز كنيد و بيرون بياييد»...

پادشاه بيرون رفت و در را بست...
سه تن از آن چهار مرد بلافاصله شروع به كار كردند. اعدادي روي قفل نوشته شده بود، آنان اعداد را نوشتند و با آن اعداد، شروع به كار كردند.

نفر چهارم فقط در گوشه اي نشسته بود! 
 آن سه نفر فكر كردند كه او ديوانه است. او با چشمان بسته در گوشه اي نشسته بود و كاري نمي كرد. پس از مدتي او برخاست، به طرف در رفت، در را هل داد،باز شد و بيرون رفت!!! 
 
و آن سه تن پيوسته مشغول كار بودند. آنان حتي نديدند كه چه اتفاقي افتاد كه نفر چهارم از اتاق بيرون رفته! 

وقتي پادشاه با اين شخص به اتاق بازگشت، گفت: «كار را بس كنيد. آزمون پايان يافته و من نخست وزيرم را انتخاب كردم». 
 
آنان نتوانستند باور كنند و پرسيدند: «چه اتفاقي افتاد؟ او كاري نمي كرد، او فقط در گوشه اي نشسته بود. او چگونه توانست مسئله را حل كند؟» 
 
مرد گفت: «مسئله اي در كار نبود. من فقط نشستم و نخستين
سؤال و نكته ي اساسي اين بود كه آيا قفل بسته شده بود يا نه؟ لحظه اي كه اين احساس را كردم فقط در سكوت مراقبه كردم. كاملأ ساكت شدم و به خودم گفتم كه از كجا شروع كنم؟
نخستين چيزي كه هر انسان هوشمندي خواهد پرسيد اين است كه آيا واقعأ مسأله اي وجود دارد، چگونه مي توان آن را حل كرد؟ اگر سعي كني آن را حل كني تا بي نهايت به قهقرا خواهي رفت؛
هرگز از آن بيرون نخواهي رفت. پس من فقط رفتم كه ببينم آيا در، واقعأ قفل است يا نه و ديدم قفل باز است».

پادشاه گفت: «آري، كلك در همين بود. در قفل نبود. قفل باز بود. من منتظر بودم كه يكي از شما پرسش واقعي را بپرسد و شما شروع به حل آن كرديد؛ در همين جا نكته را از دست داديد. اگر تمام عمرتان هم روي آن كار مي كرديد نمي توانستيد آن را حل كنيد. اين مرد، مي داند كه چگونه در يك موقعيت هشيار باشد. پرسش درست را او مطرح كرد». 
  
این دقیقا مشابه وضعیت بشریته ،چون این در هرگز بسته نبوده است!
خدا همیشه منتظر شماست.انسان مهم ترین سوال را از یاد برده است...
و سوال این هست: من که هستم...!؟ 

سبک خودمون

 نظربی نظر!

چون این مطلب خیلی دوست دارم ، چند باره بخونیمش و  فکر کنیم!البته نه فقط توی سرتمون. می دونم دوستان دیگه هم با این مساله مواجه هستند :  

 نظردادن دوستان برای چند تا مطلب قبل از دیروز خیلی خوب بود .اما دیروز بعد ل از یک هفته کذایی، چند تا مطلب گذاشتم .ولی دیدم دوستان البته یکی دو نفر دید رو زدن .بعضی ها مطلب مستقیم بهشون ربط داشته ولی نظر که هیچ یک سلام هم ندادن.آقا خیلی مخلصیم! به همون جمله شریف می رسم که( خواننده، نویسنده سر ذوق می آره!) احتمالا موضوع مهمی نیست که حق دارن اصلا روش تحقیق و نظرهایی که دارن مهم نبوده، من بی خودی جدی گرفتم .دیگران هم فقط میان یه نگاهی به وبلاگ می ندازن (دید می زنن!*) ببینن توی چه وضعیتیه و نظرشوون توی دلشوون می دهند چون خدای نکرده اگه بگن شاید اتفاقی بیفته که اونا باعثش شدن! شاید هم به دردشون میخوره رویشان نمی شه بگن (خدا کنه!)  .اونایی هم که نمی آیند که به خودشوون کم لطفی می کنن که از ضعف منم هست .

 از این طرف(منظورم همون طرفه) من سعی می کنم برم توی بحث این "لفافه"(سر کلاس دیگر استاد گیویان صحبت شده) ببینیم زندگی از نظر اونا چه جوری .اگه مطلب چیزی داشت منم چیزی که فکر می کنم رو یکجوری و یکجایی بیان می کنم ،حالا!(البته محض نترکیدن!).اگه چیزی نداشتم همینجا از همه تشکر می کنم .باز هم می گم ،خیلی هم آدم منصفی هستم!ببینم کسی دوست نداره نظر بده ،حتما دوست هم نداره نظر کسی رو بدونه(هر آنچه برای خود فلان برای دیگران هم فلان ! )به نظر ندادش احترام می گذارم. بیاد نظرمو توی وبلاگم یا وبلاگ دوستان دیگه بخونه، حالشو ببره!اینم گفتم که گفته باشم...راستی تکنولوژی خیلی پیشرفت کرده،محض اطلاع! 

"لفافه" چه توی حرف چه توی عمل ما رو به همینجا! که هستیم می رسونه . دنبال یک راه دیگر ، راحت  و صریح باشیم به سبک خودمون        یا حق

 

*دید زدن! کاریست مثبت و کاملا حلال! که نویسنده را منقلب می کند.

یاد روزهای...

یاد روزهای...

استاد گیویان توی یکی از جلسات گفت که ما آدمهای شفاهی هستیم باید همه چیز رو مکتوب کنیم. منم می خواهم همه ذهنمو و خاطراتمو پاراگراف کنم. اصلا دنیا  رو پاراگراف کنم و  مکتوب کردن رو مشق کنم . از یک جایی باید شروع کنم. احساس می کنم نرسیده به دهه چهارم زندگی، جای چند تا زندگی دور خودم چرخیدم.مخصوصا این چند ماه همه این یک ده بصورت فشرده برام تداعی شد. می خواهم از دهه سوم که سال آخرشو دارم پشت سر می گذارم شروع کنم .شاید از دلش یک سوژه یا طرح فیلمنامه در بیارم ، فیلمنامش رو بنویسم ،بدم مهرجویی یا کیمیایی! هر کدوم راغب تر بود بسازه! ( نظرمو در باره مهرجویی و کیمیایی بعدا می گم ) یا اگه حال نکردم، بدم بچه هام(تعدادشون اصلا مهم نیست!) بخونن حالشو ببرن:

  یک دهه آخر زندگی من با سال دوم دانشجوییم در رشته برق-الکترونیک دانشکده فنی تهران مرکز شروع می شود و با آشنایی با دوستان گروه نمآوا تاپایان تحصیلات فنی به نیمه می رسد و از آنجا تا کنون در شلوغی روزگار با تجربه های گوناگون گره می خورد. 

یادمه مهر سال ۱۳۷۸ (منظورم یک دهه قبله!) ترم سوم تحصیلی با جابجایی کلاس ها از ساختمان سر کریمخان به دانشکده حافظ  تازه فهمیده بودیم دانشجو  هستیم . با یک اطلاعیه با دوستانی آشنا شدم که کل زندگیمو تحت تاثیر قرار داد . با امین شیرازی اولین بنیانگذار گروهی به اسم "نمآوا" که قرار شد کار هنری مشخصا تئاتر کار کنیم .دوستانی مثل سهراب نوربخش و محمد ارفعی و فرشاد آتاکشی زاده و چند تا دوست دیگه ، با من و امین شیرازی  هسته اصلی  این گروه تشکیل دادیم که بعد از ۵،۴ سال فعالیت در دانشکده تا روز آخر مسئولین با تمام وجود چنین گروهی را انکار می کردند.با چند تا دوست خوب و چند تا متن از ممیزی نگذشته و کلاسای جیم زده و تمرین بدن و بیان شد۱۰،۱۵  تا متن انتخاب شده و  ۸، ۷تا کار تمرین شده و ۵،۶ تا کار بازبینی رفته و ۴،۵ کار اجرا شده در دانشکده و ۲،۳ تا کار جشنواره رفته و یک کار توی نوبت اکران که هیچ وقت اجرای عموم نگرفته ("سیفون" برگزیده منطقه یک جشنواره تئاتر فجر ۸۲ ) کارنامه هنری دانشکده را بستیم.اینارو از ۵ سال اول این یک دهه گفتم تا بگم حالا با همون گروه هنوز  دارم یک نمایشنامه رو کار  می کنیم که حتما دربارش بیشتر می نویسم. سال ۸۳ با بیرون کردن ما از دانشکده فنی (گفتن این چند واحد آخر رو نمی خواد بیاین، خودمون شما رو فارغ  می کنیم،  فقط شما ها دیگه  دانشگاه نیاید، البته نفهمیدیم برای چی!) دیگه جایی نبود برای دلمون کار کنیم ، کار حرفه ای هم که هیچ، راهمون نمی دادن البته به چتد دلیل موجه:۱- اول اینکه تیپ مون اونجوری نبود ۲-بلد نبودیم توی کافه تریای تئاتر شهر بشینیم و قهوه تلخ سفارش بدیم ۴-توی صحبتهامون از کافکا و برشت و مکاتب ظاله! ابراز فضولات نمی کردیم ۳- دانشجوی فتی بیکار ، بی عارو پر رو بودیم که با اینکه سطح کارمون می شناختن ولی از هنر هیچی نباید می فهمیدیم ۴-هنر بخاطر تئاتر(منظور باز هنر) و تئاتر بخاطر حال (منظور دختر و آلات دوده) و حال  بخاطر پول رو نمی نفهمیدیم (خدا رو شکر توش پول نیست! وگرنه...) ۵- ابراز ارادت به آستان متبرک مدیران دلسوز فرهنگی و معنوی و کسانی که خیر و صلاح ما رو بیشتر از خودمون می دونستن را یاد نمی گرفتیم.

این شد که فهمیدیم تئاتر اینجوری که...

همه اینها با همه سختیاش قابل حل بود ولی من به یک دلیل خیلی مهم، تحمل این جماعت رو نداشتم و اون این بود که نمی خواستم از هنرم پول گدایی کنم. این شد که رفتم توی بازار سرمایه و صنعت معظم !ایران عزیز..

وب گشت 1

وب گشت 1

وبلاگ مهدی کریمی مطالب خوب و خلاصه داشت که رفته هوا!

وبلاگ مهدی یادگاری مطلب خوبی درباره "امیل دورکیم" دارد.

وبلاگ ........ یک چیزایی برای خودش نوشته! (رجوع به پست های قبل) که به ما مربوط نمی شه.

وبلاگ خانم علی اکبری ۵ تا موضوع جدید تحقیق دارد. ولی فصل ها و خلاصه و... منتظرم.الان هم نمی دونم چرا نمی آید بالا؟

وبلاگ خانم وکیلی مطلب خیلی مفیدی از فصل ۳ دارد.ممنون.حتما بخونید.دوستان دیگه گروه یک هیچ حرکتی درباره فصل ۲ و ۳ نکردن و علاقه ای که به کمک در هفته های اول در خلاصه جلسات داشتن این هفته نداشتن ولی این هفته که من نبودم بقیه هم نبودن!لااقل درباره درسهای دیگه این هفته یه چیزی بنویسید!

در وبلاگ خانم قاسمپور هم مطلب بامزه های هست ولی زمان پست هاشون حذف کردند که یجورایی مثل وبلاگ مهدی یادگاری توی لفافه است!

وبلاگ رامین رودباری مطلب خوبی لز خلاصه فصل یک داره ولی از فصل های بعد خبری نیست.تعطیلی سه شنبه رو کامنت زدند که خیلی ممنون از شون.

وبلاگ محمد رضا مطلبی و عباس  ابراهیمی و محمد رضا غفوری چیز جدیدی نداشت.

وبلاگ علیرضا صیدلی مطلب بلندی درباره فصل ۲ دارد که اگر خلاصه و منسجم می شد خیلی بهتر بود ولی با خوندن دوبارش خیلی برام مفید بود.

وبلاگ خانم حقی مطلب خیلی خوبی درباره خلاصه فصل اول و سوم داشت.ممنون.نظرشون هم درباره رنگ وبلاگم که چشم خسته می کنه،ُبیشتر با آبی کم رنگ توی زمینه سرمه ای تایپ می کنم که کمتر نور نسبت به متن سفید  چشم اذیت می کنه.تا بعدا شاید فکر بهتری کردم.

وبلاگ خانم قضایی مطلب خوبی درباره فصل ۳ و۴ دارد.ممنون

وبلاگ آقای فریدون مطلب خوبی درباره پروپزال داردو نقد نقد مطلب خانم حقی . حداقل گروه ۲ یک نقدی بر نقد می نویسند.لا اقل!

  وبلاگ احسان شعر دوست هم چند تا موضوع جالب تحقیق دارد و یک نقد نقد خانم حقی.

 شنبه شب هر هفته ، جدول کارهای انجام شده در هفته قبل رو در گروه یک برای استاد گیویان شروع می کنم.ببخشید که  دوهفته تاخیر شد! تا من باشم غیبت نکنم که نفهمم مطالب  وکار ها و تکالیف اون هفته در کلاس چی بوده؟ راستی این ارتباطات هم چیز خوبی ها؟ این قضیه شهریه ها و زبان احیانا به جایی رسید؟محض فضولی پرسیدم!       یا حق

آخرش این تاریخ علم چیه؟

آخرش این تاریخ علم چیه؟

یک مطلبی علیرضای شفیق توی وبلاگش گذاشته بود که برخلاف ظاهر انقلابیش بیشتر بوی همینی که هست و تلاش بیشتر نکردن می داد منم این مطلب رو براش نوشتم .مطلب علیرضا رو بخونید و نظرتون بدید:

به نظر من ،راحت نوشتن منافاتی با چیزهای که توی کلاس صحبت می شود ندارد.بیشتر مشکل  با مفاهیم ثقیل و جملات و اصطلاحات کتاب است نه روش پاراگراف نویسی. همان چیزی را که راحت می نویسی پاراگراف نویسیه ولی اگه بی سر و ته بنویسی پاراگراف نویسی که نیست هیچ، اصلا هیچی نیست.پاراگراف نویسی فقط ذهن آزاد تو رو به سمت هدف و نتیجه گیری متمایل می کنه و سازمان می ده وقتی شناختیش و بکار گرفتیش نا خود آگاه از استفاده می کنی و با هاش همه چیزو می شکنی و نمی گی که اینجوری می نویسم ، فقط می نویسی.اون وقت که  اینقدر دور خودمون نمی چرخیم .حرفی هم برای گفتن داریم.

دلم لک زده واسه اینکه استاد بیاد وبلاگمو ببینه یک چیزی بهم بگه.دوستان ما رو ازنقد ها(منظور بد وبیراهه! ) و فحش های خود بی نصیب نکنید .

اینو فقط علیرضا بخونه: ساعت ۹.۳۸ شب سه شنبه  اومدی مطلب منو دیدی هیج نظری ُ، جوابی ندادی و رفتی!!!!! .از روش خودت و به سبک خودم باهات رفتار می کنم. 

با تشکر دیوانه سابق

یادداشت دیوانه سابق

یادداشت دیوانه سابق!

امروز با همه روزهای این ماه فرق داشت ، مجبور شدم ،بخاطر کار! از کلاسهام بزنم خیلی وقت بود که خودم برنامه روزانه را تغییر نداده بودم هر چی بود جبر اوضاع بود ولی ایندفعه فرق داشت. یک مناقصه ۷ میلیون یورویی بود ...دو سه سالی بود که اینجوری کف کار نبودم از گرفتن اسناد تا هر چی که مربوط بهش بودم مثل کپی اسناد!.  نگهبان گیر داده نمی تونی بدون مجوز از مقامات عالیه بمونی بقیش باشه فردا....الان فرداس ساعت ۱۲.۳۰ دقیقه من دیروز این ساعت باید سرکلاس استاد گیویان می رفتم که نشد.چهت اطلاع کاری که تا همین ۵ دقیقه پیش توسط پست اجنبی  دی اچ ال (فارسی نوشتم محض عرق ملی!) برای یکی از کشور های آفریقایی ارسال شد با حمایت مالی (فایننس ) بانک جهانی و یک بانک عربی! و جهت خرید ترانس برای برق رسانی به دهات های کشور مربوطه با توجه به اینکه در سال گذشته با ۲۰٪ زیر  قیمت نهایی امسال، در مناقصه مشابه سوم شده بودیم و امسال حتما اول می شیم!(دعا و دخیل فراموش نشود) چند نکته اخلاقی برای تاکید بیشتر بر روش های تحقیق کاربردی و مفید و گوشه چشمی به آن برای کمتر شدن فاجعه  هدر رفتن سرمایه انسانی و مالی در ایران خودمون در سال اصلاح الگوی مصرف...

   

آیا شما راه درست وبلاگ نویسی را پیش گرفته‌اید؟

آیا شما راه درست وبلاگ نویسی را پیش گرفته‌اید؟

من وبلاگ نویس های زیادی را دیده‌ام که همگی بعد از مدتی کار مفید و خوب وبلاگ نویسی را ترک کرده‌اند. اگر شما هم در وضیعتی گرفتار شده‌اید که احساس می‌کنید وبلاگ نویسی فقط وقت شما را می‌گیرد و سودی برای شما ندارد (به جز برخی از موارد خاص که بستگی به وضعیت شخصی هرکس دارد.) زیرکانه ترین کار این است که فقط مدتی دوام بیاورید و خواهید دید که یکدفعه کارتان چه رونقی خواهد گرفت.

در این جور مواقع باید بررسی کنید که مشکل از شماست یا از هر چیز دیگر؟ برای این کار باید وبلاگ خود را از چند نظر مورد بررسی قرار دهید. در زیر من ۱۰ مورد از نشانه های درست جلو بردن وبلاگ را برایتان آورده‌ام. اگر هر کدام از این موارد شامل حال وبلاگ شما می‌شود بدانید که راه درستی را پیش گرفته‌اید و البته این به این معنی نیست که شما بهترین راه را انتخاب کرده‌اید.
اگر هیچ کدام از آنها را ندارید یا همگی رو به کاهش هستند باید بدانید که مشکل از شماست و باید راه بهتری را برگزینید.

۱- افزایش تعداد مشترکان: افراد فقط زمانی مشترک وبلاگ شما می‌شوند که در درجه‌ی اول مقالات شما به دردشان بخورد و نخواهند حتی یکی را از دست بدهند و در درجه‌ی دوم اینکه به شما اعتماد کنند. هیچ کدام از اینها کار ساده‌ای نیست اگر تعداد مشترکانتان حتی با آرامی هم رو به افزایش است باید خوشحال باشید و به کارتان ادامه دهید.

۲- افزایش تعداد نظرات سودمند: افزایش تعداد نظرات سودمند و مرتبط با موضوع مقاله شما نشانه‌ی بسیار خوبی است چون نشان می‌دهد متن شما به دقت خوانده می‌شود و شما مورد توجه واقع می‌شوید. هر چقدر نظرات سودمند تری دریافت کنید یعنی بیشتر برای دیگران سودمند بوده‌اید.

۳- افزایش تعداد بازدید کنندگان: افزایش تعداد بازدید کنندگان ، تعداد نمایش صحفات و خصوصآ تعداد نمایش صفحات هر کاربر نشانه‌ی بسیار خوشحال کننده‌ای است. تعداد نمایش صفحات بیشتر هر کاربر نشان دهنده‌ی این است که سایت شما دارای نقاط جذاب مختلفی است که بازدید کننده‌ی یک صفحه به صفحه‌ی دیگری از سایت شما جذب شده است.

۴- افزایش تعداد لینک ها: افزایش تعداد لینک های داده شده به شما هم از نشانه های دیگر خوب پیش رفتن در عرصه وبلاگ نویسی است چون اولآ کسی که به شما لینک می‌دهد باید مطمئآ باشد شما برای کاربران او مفید هستید. دومآ باعث بالاتر رفتن امتیاز شما در موتور های جستجو در نتیجه بازدید بیشتر می‌شود.

۵- پست های پی در پی: اگر شما مقالات را بدون اختلاف زمانی های زیاد منتشر می‌کنید باید منتظر اتفاق های خوب باشید. این موضوع در عین سادگی ظاهری‌اش برای خیلی از وبلاگ نویسان حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای رقابت سختی است.

۶- افزایش کیفیت مقالات: کیفیت مقالات بسیار مهم است. اگر وبلاگتان نسبتآ عمری ازش گذشته باشد و پیشرفت نسبی خوبی کرده باشد با نگاه کردن به مقالات اولیه و مقایسه آنها با مقالات فعلی‌تان متوجه منظور من خواهید شد. وقتی بهتر بنویسید بهتر دیده می‌شوید پس موفق تر خواهید شد.

۷- توانایی تعریف موضوع وبلاگ: حتی اگر در رابطه با همه چیز بنویسید و موضوع آن الویت اول شما نباشد خواننده باید بتواند وبلاگ شما را حداقل در ذهنش دسته بندی کند. با مرور زمان شما متوجه خواهید شد که خوانندگانتان چه مطالبی را می‌پسندند و چه مطالبی را نه. پس سعی کنید محوریت وبلاگ را روی آن موضوع متمرکز کنید. اثرات آن را خیلی زود خواهید دید.

۸- بهبود و گسترش روابط در شبکه‌ های اجتماعی: شبکه های اجتماعی واقعآ قدرت زیادی دارند و اگر شما در آنها دوستان زیادی داشته باشید و محبوبیت کسب کنید چه بخواهید چه نخواهید همه روزه بازدید کنندگان بیشتری به شما سر می‌زنند و با افراد بیشتری آشنا می‌شوید. همچنین با دوستی با وبلاگ نویس های دیگر می‌توانید خود را در پروژه های مشترک سهیم کنید یا با یکدیگر تبادل لینک مفید داشته باشید.

۹- دانستن حداقل یک راه برای سرریز کردن ترافیک به وبلاگ: اگر حتی فقط یک راه بیشتر و مخصوص خودتان برای جذب خواننده داشته باشید یک پله به موفقیت نزدیک تر هستید. شاید در وبلاگ سایرین نظرات مفید بگذارید ، شاید در شبکه های اجتماعی فعالیت کنید و… هر چی که هست بالاخره باید یک راه داشته باشید تا در میدان رقابت باقی بمانید.

۱۰- مشخص بودن اهداف: خیلی از وبلاگ نویس ها در ابتدا از سر بی‌تجربگی برای خود اهداف بلند مدت تعیین می‌کنند و به دلیل نرسیدن به آنها دلسرد می‌شوند مثلآ داشتن ۳۰۰۰ مشترک ، بازدید های روزانه یا درآمد زیاد و…
اما اگر اهداف ساده تری مشخص کنید ذره ذره پیشرفت می‌کنید و نه تنها با سرعت خیلی بیشتری پله های ترقی را بالا خواهید رفت بلکه از وبلاگ نویسی لذت بیشتری خواهید برد و از اینکه به اهداف خود رسیده‌اید احساس رضایت می‌کنید.

برگرفته  ازنوشته حمید شهریوری  

دغدغه نان !

دغدغه نان !

وقتی  زندگیتو روی علوم انسانی  گذاشتی و توی این وادی اومدی ،برای گذران زندگی و امرار معاش(غم نان از نوع باگت با آرد غیر یارانه ای!)۲ حالت داره:

۱- حرف حسابی میزنی یا ۲-پنبه آدم های حسابی رو می زنی.

غیر از این دو کار و روش، کار دیگه ای نداری توی این حوزه که انجام بدی پس نتیجه اخلاقی اینکه اگه حرفی برای گفتن نداری بی خیال این جماعت شو و بیشتر یاد بگیر  .تا بعد... 

شعری از سهیل نجم

شعری از سهیل نجم

من بالم را می‌خواستم و سایه‌ام را.
نقشه‌ی روح گمشده‌ام را.
من زندگی ِ بر باد رفته‌ام را می‌خواستم
ترانه خواندن را
چشم در چشم ستارگان.
آرزوهایم را رویان و شکوفان می‌خواستم
و زبان را آزاد.
چنین بود خواسته‌ی من
فردایی چون صبحی درخشان
و آسمانی آبی.
از منظومه‌ی هم‌نوای نی، سروده‌ی سهیل نجم شاعر عراقی*

*متن مصاحبه با سهیل نجم http://book20.mihanblog.com/post/1073

*نظرات شما نشانه شخصیت شماست*

این عبارت خانم علی اکبری  یکی از مطالب وبلاگشون بود.جمله جالبی که من هم یک چیزی دربارش نوشتم:

شخصیت چیز خوبی فقط باید مواظبش بود هر چقدر ارزشش برامون بیشتر شد باز هم نفروشیمش!قابل توجه روشنفکرهای با شخصیت! اینو گفتم محض خالی شدن. عنوان خوبی حتی برای وبلاگ!

ولی فکر می کنم در حال حاضر " عدم نظرات شما نشانه بی حوصلگی ، نا ... و .... شماست ."

جای خالی ها بستگی به ارزشی که برای خودتوون قائل هستید.امیدوارم حال هممون خوب باشه!

برای جلوگیری از آه و ناله بیشتر به امید روزهای بهتر با احترام به نظر دوست خوبم آقای ابراهیمی با قاب سرمه ای عزاداری  شخصیت و هویت دانشجو (انسان!) را پی می گیریم.تا بعد...

مبادا

از این چیز ها که می نویسم

یکی را هم نمی خوانم

مبادا

یه خودم توهین کرده باشم!

به شما که هیچ...

ایستاده مردن را به من بیاموز

زندگی که کاری نداره!

قبل از مردن،

 باید  ایستاد!

بعد از مردن،

ایستادن که هیچ

حتی نمی شود مرد!...

 

بی مقدمه


بررسی نشانه شناختی آگهی های بازرگانی تلویزیون با رویکرد ترویج مصرف گرایی

 محقق در ابتدا به اهمیت مصرف بمنزله دریچه برای زندگی مدرن و اینکه تبلیغات تجاری از مهمترین ابزارهای ارائه و ترویج آن است اشاره می کند و اینکه تبلیغات بازرگانی در کنار معرفی کالا ها سبک و سیاق خاصی از زندگی را نشان می دهد و همزمان مصرف کالاهای خاص را در جامعه ترویج می کند.  دوره ای کارگرد گرایان از منظر ایجاد تعادل و ونظم به تبلیغات می نگرند و آن را برای حرکت جامعه به سوی توسعه و ورود به جهان صنعتی لازم می دانند و انسان را انتخاب های بهتر و راه رسم زندگی برتر کمک کند... 

بخونید بعد دربارش صحبت  کنیم بهتره...

سیاه ساده!

 

سیاه ساده!

تا اطلاع بعدی این وبلاگ رو سیاهه!!!

تا شاید یک وقتی پیش خودمون رو سفید شدیم!؟

مجلس ختم و سوم و هفتم در محل منظور بر قراره!

مراسم چهلم متعاقبا با امتحانات پایان ترم اعلام خواهد شد.

دوستان عزیز سرمون بگیریم بالا ...آها بالاتر ...خوبه!

 سرمون بگیریم بالا ...آها بالاتر ...خوبه!

دوستان عزیز هر بلایی سرمون میارن رو به هممون تبریک می گم . حالا بگیم مگه می تونن این کارو بکنن؟

من داشتم با خودم برنامه ریزی می کردم که نقد هایی که نوشتم به دو تا پایان نامه و رعایت کردن پاراگراف نویسی و توضیحات تکمیلی خلاصه فصل یک رو تمام کنم . ولی از هفته پیش که نظر دانشکده ! رو شنیدم درباره این اوضاع انتخاب واحد و پیگیری مسائل مبتلا به و راه حل وپیش بینی که دیروز کردم و دوستان قریب به یقین با خوش بینی لبخند تحویل من و خودشوون دادن! و خدا رو شکر   این جلسه کذایی رو که نبودم که ادای آدمهای صبور و با فرهنگ در بیارم ُدارم به جمع بندی میرسم.و می خواهم با رعایت پاراگراف نویسی فصل اول یک پایان نامه رو بنویسم.

مقایسه تاثیر دانشجوی شماره ۸۷۲۱۱۱۰۰۰۰در فرایند های آموزشی و اداری کلاسهای گروه اول رشته تبلیغات بازارگانی! در نیمسال اول سال ۸۸ از اول مهر تا ۱۰آبان

 می خواهم از یک روش کمی به یک روش کیفی برسم !

مقدمه

در طول تاریخ افرادی بودند که سعی در تاثیر گذاری در جوامع پیرامون خود و در نهایت سرنوشت خود را داشتند . در این تحقیق سعی شده تا با استفاده از روش های کیفی و حتی کمک گرفتن از روش های کمی مقایسه ای بین تاثیر یکی از همین آدمها در یک محیط اجتماعی بر روی فرایند های آموزشی و اداری مرتبط با خودش داشته باشیم. و در پایان نتیجه آن را در روز ۱۱ آبان (یعنی امروز) بدست آورده و راهکارهایی در جهت حذف مشکل ارائه می دهیم.

تعاریف:فرایندهای آموزشی و اداری ، دانشجو ، رشته تبلیغات بازارگانی! و...

این دانشجو ملزم به انتخاب واحد و انجام حذف و اضافه و پرداخت شهریه مشخص شده در پرینت و شرکت در کلاس های مذکور می باشد.

هدف از تحقیق

مقایسه شرایط اداری و آموزشی کلاس های دانشجوی مذکور

سئوال ها رو بعدن می نویسم الان هر چی تو سرمه جواب!

۳۱ شهریور کلاس های گروه مذکور تشکیل شده و همه درس ارائه شده در این روز(درس اصول بازاریابی) را غیبت خورده اند.

آموزش صفر اداری یک (بدلیل اینکه در حیطه مساله نیست فقط برای منحرف شدن از موضوع و شفافیت موضوع بیان شده است).

کلاس های برگزار نشده از ا مهر تا ۱۰ آبان : ۵ جلسه کلاس هنر های تجسمی در تبلیغات در روز سه شنبه( که ۳ ساعت آموزش در ۵ جلسه به عبارتی ۱۵ ساعت آموزش مورد نظر). آموزشی ۰ اداری ۵- (بدلیل اینکه دانشجو نتوانسته بعد از حذف و اضافه با هماهنگی خود با دیگر گروهها در کلاس های دیگر شرکت کند باید این درس حذف و با اخذ شهریه مواظب باشد صفر نخوره! و یا با حضور ۲۷ ساعت  در طول ۴۰ روز مورد بررسی در گروه مربوطه و گروه های استاد درس مربوطه و هماهنگی با اساتید درس های دیگر دانشجوی مربو طه برای حل این مساله است که با مساعدت همه مسئولین و دانشجویان وحتی اساتید دروس دیگر توانستند با هماهنگی صورت گرفته یک ساعت درس روش تحقیق را زود تر یعنی از ۱۳ به ۱۲ منتقل کرده و تنها کلاس منظم و مفید از منظر آموزشی گروه اول مذکور را بی برنامه کرده که اثراتش تا ۱۰ آبان همین قدر بود که الان گفتم(روش کیفی بود اینجا!)

ذکر این نکته ضروری که محقیق در این تحقیق هم ابزار تحقیق و هم خود تحقیق و هم اثر مخرب بر تحقیق است.

 

ادامه دارد ولی الان دیگه حوصله ندارم.زورم به خودم که می رسه...

 

 

قانون ظروف مرتبطه

طبق قانون "ظروف مرتبطه" در علم فیزیک لینک دوستان گروه دیگر خودمون* در درس روش تحقیق دکتر گیویان را لینک دادم امیدوارم آنها هم مشارکت داشته باشند . 

*خودمون:ورودی های بهمن ۸۷ ارشد بازاریابی! و تبلیغات

بابا نظر بدین!

بابا نظر بدین!

چون این مطلب دوست دارم همه بخوننش و دربارش نظر بدهند!البته نه توی دلشوون.توی پست جدا قرارش دادم. می دونم دوستان دیگه هم با این مساله مواجه هستند :  

 نظر استاد گیویان(برای مطلب قبل) خیلی سر ذوق آوردم، هیچی توی این یک ماهه اینقدر بهم انرژی نداده بود. چون دیده بودم توی این ۷ ، ۸ تا پست قبل ،مطلبم هر چی باشه زیاد فرقی نداره چیززیادی  فیدبک کیفی ندارم.( خیلی ناچیزه فقط ۲و۳ تا از دوستان لطف دارن)کم کم حساسیتمو روی کیفیت از دست داده بودم(خواننده، نویسنده سر ذوق می آره!) هیچ کس بحث مفهومی و موضوعی نداره و فقط بعضی از دوستان  نظر مثبت و دلگرم کننده و گاهی محتوایی می دهند .بعضی هم فقط میان یه نگاهی به وبلاگ می ندازن (دید می زنن!*) ببینن توی چه وضعیتیه و نظرشوون توی دلشوون می دهند چون خدای نکرده اگه بگن شاید اتفاقی بیفته که اونا باعثش شدن! شاید هم به دردشون میخوره رویشان نمی شه بگن (خدا کنه!)  .اونایی هم که نمی آیند که به خودشوون کم لطفی می کنن که از ضعف منم هست .

 از این طرف(منظورم همون طرفه) من سعی کردم برای همه دوستان نظر مو بگم .(نظر نداده از دنیا نروم!)اگه مطلب چیزی داشت منم چیزی که فکر می کنم نقدشه می گزارم.اگه چیزی نداشتم دیگه تشکر رو می کنم .خیلی هم آدم منصفی هستم!ببینم کسی دوست نداره نظر بده ،حتما دوست هم نداره نظر بدهم(هر آنچه برای خود فلان برای دیگران هم فلان ! )به نظرش احترام می گزارم. بره نظرمو توی وبلاگ دوستان دیگه بخونه، حالشو ببره!اینم گفتم که گفته باشم...

*دید زدن! کاریست مثبت و کاملا حلال! که نویسنده را منقلب می کند.

یادداشت جلسه 5

کلاس استاد گیویان ساعت ۱۲.۲۰ دقیقه اتاق ۲۰۵ تشکیل شد.

اول درباره پوزیتیسم استاد توضیحاتی دادند.که قرار شد هفته بعد گزارش فصل اول کتاب با همکاری دوستان با من شروع بشه.(اینو توضیح نمی دهم خودش یک مبحث کامل که بعدا بهش می پردازم)

نظریه(روابط بین متغیر های مختلف و خاص)

متغیر :مفهومی که دو یا چند اندازه پیدا کند.

تعریف. هیچ وقت منفی تعریف نکنیم و از کلمات نزدیک به خود کلمه اصلی هم استفاده نکنیم.

تعریف ۱-مفهومی(ذهنی) ۲-عملیاتی (قابل اندازه گیری)

می خواهیم تعریف مفهومی را بشناسیم .استاد می خواهد که دانشجوییان فقر را تعریف کنند.

هر کس تعریفی می دهد. هر تعریف را استاد نقد می کند براساس معیار های گفته شده بالا.

بعد از روشن شدن مفهوم تعریف مفهومی یک عنوان تحقیق را استاد بیان می کند که درباره متغیرهایش و تعاریف مفهومی آن بحث کنیم قبلا صحبت شده بود متغیر ها مستقل یا وابسته هستند(آقای غفوری روی سایتشان مفصل آن را توضیح داده اند)

بررسی رابطه بین میزان اعتماد دانشجویان دانشکده صدا و سیما به اخبار سیما و گرایش های مذهبی آنان(پاییز ۹۶)

استاد گفت متغیر های آن رامشخص و تعریف مفهومی  کنید:

۱-میزان اعتماد:"اندازه گیری باور  پذیری و مقبولیت یک چیز در نزد دیگران"(تعریف من)

۲-گرایشهای مذهبی:"تمایل و خواست ذهنی به یک مرام اعتقادی"(تعریف من)

درباره تعاریف دوستان بحث شد ولی هنوز به یک جمع بندی نرسیدم .مثل دوچرخه سواری باید باهاش زندگی کنی تا درست بشه و یاد بگیری.اول خیلی نسبت به این تعاریف با وسواس برخورد می کردم، کم کم مطمئن شدم تا وقتی تعریف بهتری بیان نشده،همون چیزی که تعریف می کنم درسته. چون بهتر از این نمی تونم بیانش کنم یا از دیگران بهترشو نشنیدم یا جایی ندیدم .

"بعضی چیزها بدیهی هستند ولی نمی توان گفت"

بعد عملی تعریف :بیرونی و درونی(تعریف عملیاتی فصل سوم)

از یک سری شواهد ظاهری استفده می کنیم و به آنها امتیاز می دهیم.

متغیر گرایش مذهبی

۱-تسبیح۲-محاسن۳-انگشتر عقیق۴-همنشینی ۵-نمازجماعت۶-...

در اینجا ویژگی آدمهای با گرایش وذهبی با معیار های ظاهری تعریف می شود وبرایه آن به حداقل سه و شاید چند دسته طبقه بندی می شود: ۱-گرایش شدید مذهبی ۲- گرایش متوسط مذهبی ۳- گرایش ضعیف مذهبی

بعد ۵ تا عنوان تحقیق از خانم وکیلی بیان شد که در ۳ گروه بهترین و کم اشکالترین اون بحث شد که خیلی به درک عنوان درست کمک کرد.(ننوشتم عنوان ها رو در وبلاگ خانم وکیلی می تونید ببینید)

از نظریه......تا رسیدن به ؟ (توی دست نوشته هام بد نوشتم .نمیدونم چیه هرکی میدونه به ماهم بگه)

کار کلاسی

۱-بررسی ۳ تا پایان نامه ها

 ۲-  فصل اول ۵ تا پایان نامه بررسی شود یکی نقد شود (شیوه ارائه نقد مطابق قواعد  پاراگراف نویسی)

۳-سهیل شهبازلو همون کاری که در بالا ذکر شد.

۴-علیرضا شفیق و خانم علی اکبری هم کنفرانس دارند خودشوون می دوونن.

 طرح تحقیق براساس یکی از موضوعات بنویسید و روی وبلاگ بگزارید.

۱-مقدمه ۲- طرح مساله ۳-اهداف اصلی و فرعی ۴- تعریف مفاهیم (اینو روش تاکید می کنم).

 

جملات و راهنمایی پایانی کلاس توسط استاد گیویان این بود که اولین پاراگراف اینکه می خواهید چکار بکنید.تیتر می زنید.تحقیق حدکثر از یک حدی نباید بیشتر باشه ولی در دانشکده معیار مشخصی نیست.در دانشگاه کالج لندن فوق لیسانس حداکثر ۶۰ هزار کلمه و دکترا ۱۰۰ هزار کلمه(به امید اون روز)

یک مطلب مهم

 نظر استاد خیلی سر ذوق آوردم، هیچی توی این یک ماهه اینقدر بهم انرژی نداده بود. چون دیده بودم توی این ۷ ، ۸ تا پست قبل مطلبم هر چی باشه زیاد فرقی نداره کم کم حساسیتمو روی کیفیت از دست داده بودم(خواننده، نویسنده سر ذوق می آره!) هیچ کس بحث مفهومی و موضوعی نداره و فقط بعضی از دوستان که لطف دارن نظر مثبت و دلگرم کننده می دهند .بعضی هم فقط میان یه نگاهی به وبلاگ می ندازن ببینن توی چه وضعیتیه و نظرشوون توی دلشوون می دهند چون خدای نکرده اگه بگن شاید اتفاقی بیفته که اونا باعثش شدن.اونایی هم که نمی آیند به خودشوون کم لطفی می کنن.

 من سعی کردم برای همه دوستان نظر بگزارم اگه مطلب چیزی داشت منم چیزی که فکر می کنم نقدشه میگزارم.اگه چیزی نداشتم دیگه تشکر رو می کنم.خیلی هم آدم منصفی هستم!ببینم کسی دوست نداره نظر بده و حتما دوست هم داره نظر ندم(هر آنچه برای خود می پسندی...)به نظرش احترام می گزارم. بره نظرمو توی وبلاگ دوستان دیگه بخونه، حالشو ببره!اینم گفتم که گفته باشم...

یادداشت جلسه 4

"پاراگراف نویسی همه چیز است"*

با این جمله کلاس شروع کردم(با تاخیر رسیدیم).

پاراگراف چند جمله یا شبه جمله می تواند باشد.در پاراگراف ها جملات مثل زنجیر به هم متصل هستند. مقدمه دید کلی به خواننده می دهد.

۱-جملات آغازین.می تواند جمله اول یا دوم یا چندجمله اول باشد.

(سبک نوشتن مهم است) با خواندن جملات آغازین می فهمیم با چه متنی روبرو هستیم.

۲-جملات میانی.جملات متن و حمایتی و برای توسعه مطلب

۳-جملات پایانی.نتیجه گیری و زمینه چینی برای جمله آغازین پاراگراف بعدی(می تواند جمله آخر یا جمله ماقبل پایانی باشد تا چند جمله آخر را شامل شود)

ما فرهنگ شفاهی داریم مکافات زمانی است که بخواهیم آن را مکتوب کنیم!

کلمات سربازهای ماهستند.مسیر از شروع تا پایان ایستگاههای متعددی دارد ابتدا یک لانگ شات می گیریم. مسیر را نشان می دهد، بعد حرکت می کنیم.

یک جمله به ذهنم رسید می نویسم: وقتی فریاد می زنی گوشهایت وقت شنیدن ندارند.(پارازیت ذهنی)

اینجا یک حرف مهم استاد زد خلاصه میگم:اشتباهی به تفاهم برسید غلطه.

پس کلا ما اشتباهی شدیم با این همه توجیه و تفاهم های زورکی ورسیدن های نرسیده به نتیجه.

"پروپزال یک فرایند ارتباطی است"

*جملاتی که داخل"  " است جملات دکتر گیویان است(باتقریب بالا)

یادداشت جلسه 3

جلسه سوم کلاس استاد گیویان با دقایقی تاخیر بدلیل عدم هماهنگی دوست نظافتچی و واحد نظارت بر کلاس ها(حالا ما می خواهیم چی رو هماهنگ کنیم.چه توقع ها)! با تصمیم سریع دکتر گیویان در اتاق مدیر گروه تشکیل شد .از همینجا کلاس شروع شده بود (درس عملی به نتیجه رساندن هدف به بهترین شکل ممکن).

دو تا منبع برای روش تحقیق توسط استاد معرفی شد:

۱-کتاب "روش تحقیق" رسانه ای مولف "بری گوتنر" مترجم "مینو نیکو"انتشارات پژوهش سیما

۲-کتاب (در حال چاپ) "پژوهش های کیفی در علم ارتباطات" دکتر گیویان

کتاب جزوء استاد گیویان منبع اصلی مطالعاتی دانشجویان درس روش تحقیق است و می توانند از واحد کپی دانشکده تهیه کنند. ۹ فصل دارد که هر فصل توسط یک یا ۲ نفر کنفرانس داده خواهد شد.(دنبال فصل باحالترش می گردم!).

درباره چند عنوان تحقیق صحبت شد و دوستان نظراتشان را درباره آنها بیان کردند:

۱-توزیع جغرافیایی مصرف رادیو در ایران( خانم وکیلی)

۲-بررسی نقش زنان در آگهی های تلویزیونی( خانم قاسمپور) 

۳-عوامل موثر بر خرید تلویزیون واید اسکرین(آقای مطلبی)

۴-بررسی نقش منفی تبلیغ در بودجه خانوارها(کل)(آقای فریدون)

۵-بررسی برنامه های انتقادی-اجتماعی در برنامه عصرگاهی رادیو جوان (شش ماهه اول۱۳۸۸)(آقای صیدلی) 

اشکالات بیشتر حول زمان و مکان و تحدید کردن آن و روش تحقیق موضوع می باشد.

مباحث رسانه ای رسانه حتما مشخص و محدود شود.

گویا و تا حدی جذاب باشد(رماننده!نباشد)

مهم:

"پیدا کردن خوب موضوع تحقیق؟ و پیدا کردن موضوع تحقیق خوب؟ " 

از قبل درباره عنوان و نتیجه آن نظر نمی دهیم (مثل مرده شو فرقی نمی کنه باید بشوریمش!) کار درست انجام بشود و در آخر نتیجه بگیریم.

یک مطلب مهم دیگر برای انتخاب عنوان تحقیق این است که تحقیق اکتشافی انجام بشود و مطالعات اولیه در مورد موضوع آگاهی بدهد.در این نوع تحقیق احتمال دارد هدف تحقیق با جلو رفتن عوض بشودو روی آن تحقیق اصلی انجام شود.

محقق موظف است به آنچه تعهد کرده جواب بدهد .

"کلیدی که به همه فقل ها بخورد بدرد نمی خورد"

روش های تحقیق ۱-توصیفی ۲- تبیینی

روی دوتا مطلب کار و فکر کنیم ۱-اشکالات کار دیگران در نوشتن عنوان چیست؟

۲-چگونه اشکال در کار بگذارید تا دیگران متوجه نشوند.

 کارنوشت:فصل اول چند پایان نامه خوانده شود ویکی بطور تفصیلی در وبلاگتون بررسی شود؟

 

صلح اقتصادی!

پیرو یادداشت قبل یک خبر جالب خوندم !گفتم شما هم بی نصیب نشید" برای اولین بار در طول تاریخ! یک خانم (خانم الینور اوستروم) برنده جایزه نوبل اقتصادی شد"و البته در مجموع ۶ تا از جایزه های نوبل سال ۲۰۰۹ میلادی به خانمهای محترمه تعلق گرفت.که بقیش اصلن ویژگی خاصی مثل نوبل اقتصادی! رو نداشتن (مگه کل هم* چندتا نوبل هست!).  من از طرف خودم و تمام رنگین پوستان!محترم دریافت جایزه صلح نوبل رو به آقای اوباما و مخصوصا به خانم محترمه شون تبریک گفته و امیدوارم در صلح و آرامش زندگی کنند!( قرار بوده به خانومش بدهد ولی اینجوری دیگه،آخه ناسلامتی پرزیدنته **!). و اینجاس که به توانمندی های بالای آقای پرزیدنت خیلی اسبق با منزل! و درمواجه با وزیر محترمه امور خارجه آقای اوباما پی می بریم  . نمی دونم چرا بهش ندادن نوبل همون سالهارو! ، که امسال مجبور بشن ، اینو از یک خانم لایق دیگه دریغ کنن.حالا این جایزه نوبل چی چی هست؟ 

*"کل هم" با سه تا "او" کوتاه( اصوات کوتاه ) روی سه حرف اول تلفظ می شود و هیچ نشانی از تعجب در "او" ها! دیده نمی شود 

**ه آخر پرزیدنت هیچ ربطی به ه تائنیث خانومهای محترمه ندارد و اتفاقی این شکلیه وهرگونه مشابهت با واقعیت همینجوریه!

هرگونه توجه یا بی توجهی به رنگ پوست انسانها بمانند اهمیت به جنسیت آنها در خواندن متن فوق بشدت! مد نظر نمی باشد تا سوء تفاهم پیش آمده، ایجاد نشود!   

نقدم نکن!

سلام مطلب جالبی در وبلاگ خانم قاسمپور دیدم بنظرم جالب بود،اینجا دربارش می نویسم تا شاید شما هم کنجکاو بشید و بخونیدش.

در این مطلب به نکته جالبی درباره محتوای آگهی های تبلیغاتی در صدا وسیما اشاره شده که می تونه عنوان تحقیق خوبی باشه ولی کمی تا قسمتی از ابتدا جهت گیری و نتیجه گیری ارائه شده است و رگه های فیمینیستی اون یکم پهنه! اگه به توانمندی ها فکر بشه مطمئنن این نوع آگهی ها نه دیگه ساخته می شه نه دیده می شه ما خودمون اونا رو برای دیده شدن انتخاب می کنیم . آدم به هر چیزی فکر کنه اونو جذب می کنه.یاد تبلیغ پودر دریا افتادم! که مرد خانه! می گه آخر هفته رفته کنار دریا وقتی دوربین لانگ شات می شه می بینیم نشسته جلوی یک لگن و داره لباس می شوره و خانم خانه داره به دوربین لبخند می زنه و دختر بچه ها(نه بچه ها! )دور بابای مهربونشون بازی می کنن.البته بخاطر عدم جذب این تفکرات، دیگه چیزی نمی گم!

 

کشک و.... محترم

     کشک و.... محترم 

   نمی دونم چرا ! جدیدن* تحمل هیچ خبر بدی رو ندارم و در صورت وقوع اینگونه اتفاقات، بیاد دهه ۴۰ خورشیدی شعر می گم و چون هیچ استعدادی در هیچ زمینه ای ندارم.این چیزها را در باب مطلب علم بهتر است یا کشک و بادمجان! عباس ابراهیمی عزیز در وبلاگش    http://pajhouhesh.blogspot.com/ نوشتم .

...علم از لحاظ محتوایی با کشک و دوغ کمی متفاوت است ولی دستور پخت کشک و بادمجان از روی کتاب معظم رزا،ارتباط تنگا تنگی با دوغ محلی دربند دارد منهای بادمجان آن، که این مسئله جزئی از علوم مربوطه رو شامل می شود و  ....**محسوب می شود ولی در هر صورت رفت و آمد! مغزها هیچ دخلی به فراوانی و قیمت بادمجان مطروحه در سطر بالا نداشته و نخواهد داشت و هرگونه قیاس بین کشک و .... و خوراک مغز از انحرافات علمی و در زمره علوم جدیده و کفر مطلق! در اواسط قرون وسطی محسوب می شود.فقط متاسفم .... 

*نخواستم فارسی یجوری! بنویسم چون  "نون" راحت تر  از "الف و تنوین" گیر می آد، ازش استفاده کردم

**منظور از .... همون چیزه

یادداشت چندم!

یادداشت چندم!

شنبه ۱۱ مهر ماه امسال ساعت ۱۹ ،هر چند تا آدرس وبلاگ (۴ وبلاگ با خودم) برایم رسیده بود را برای استاد گیویان فرستادم و در مسیر برگشت از  سر کار ، ۲ تا از دوستان تماس گرفته و اعلام کردند که ایمیل زده اند که ساعت ۲۲ با سرعت فوق بالای! اینترنت خانه آن ۲ تا را هم برای استاد فرستادم.

یکشنبه سر کلاس استاد گیویان با مسائل پیش آمده صبح! ( در پاراگراف قبل یه چیزایی نوشتم ولی حذفش کردم - خودسانسوری مزمن!) درباره ساعات کلاس ها (چهار روز در هفته) و ارائه فله ای دروس زبان، دل و دماغی نداشتم ولی با صحبت های دکتر گیویان کم کم از اون فضا بیرون اومدم .

قرار بر این شد که هر دانشجو ۱۰ مسئله قابل طرح برای تحقیق را مشخص کرده و ۲ تا از آنها را درچند سطر توضیح بدهند.

قابل توجه همکلاسیهای عزیز با مساعدت استاد گیویان کلاس ساعت ۱۲.۳۰ یکشنبه ها تشکیل  می شود تا شاید کلاس کذایی! هنرهای تجسمی در تبلیغات را بشود  کاریش کرد،البته شاید!

تا بعد چه پیش آید (چه دل و دماغی واقعا!)....

ادامه این مطلب در تاریخ ۲۷/۷/۸۸ نوشته شده بابت جلسه دوم روش تحقیق:

 

صحبت با "مفهوم ((Concept ، نظریه(Theory) ، روش(Method)" شروع شد و به دو دیدگاه از منظر هستی شناسی و معرفت شناسی رسید و درباره اردوگاه روشهای کیفی و روشهای کمی بحث شد.

تمرین :یک گروه اجتماعی در اطراف خود را بررسی کرده و اصطلاحات و مفاهیم مورد نظر آنها را جمع آوری کنید.

هر کس تعریف خودش را از مصرف گرایی گفت و درباره آن بحث شد.

"همه مفاهیم آدمها را دچار سوء تفاهم می کند و همه معانی نزدیک به هم از یک چیز دارند ولی یکی نیست."

سیب: سبز ترش  و ...

فلاسفه می گویند "فلسفه چیزی نیست جز بازیهای زبانی و سوء تفاهم های زبانی."

تئوری ها موقتند و.معنا دادن به یافته های پراکنده هستند.

روش اثبات تحقیق: 1- قیاسی(از کل به جز) 2-استقرایی(از جز به جز)

ما نمی خواهیم چیزی را اثبات کنیم ، فرضیه را بررسی می کنیم نه اثبات.

یکی از روش های پاسخ ندادن "کلی گویی" است.

 

اولین کلاس استاد گیویان

اولین کلاس استاد گیویان

    اول اینکه هر چی که فکر کنم باید بنویسم ، می نویسم تا واقعا بحث قابل قبولی بشه ، و چیزی ازش در بیاد و همون چیزی بشه که دکتر گیویان  سر کلاس گفت با شعری که خلاصه حیلتی باید کرد* . فقط همین یکدفعه توضیح میدم که اگه خبر آزمون داخلی دانشکده ( و هر چیز مشابه یا متضاد یا بی ربط دیگری!) رو توی وبلاگم دارم بخاطر اینه که اولا ارتباط بسیار معنا داری با مطلب قبلش داره ! و مهمتر از اون شاید چند نفری بخاطر این لینک بیان وبلاگم ببینن و بخونن، منم قالیچه وبلاگمو جلوی چشم چند نفر بتکونم. ... 

اولین کلاس روش تحقیق دکتر گیویان با ما*درروز پنجم مهر ماه سال یک هزارو سیصد و هشتاد و هشت خورشیدی در اتاق ۲۰۸ از طبقه سوم دانشکده صدا وسیما برگزار شد(چون خیلی مهم بود اینجوری نوشتم).

جمله  " قصاص هر کلمه رو باید داد" ( ژان پل سارتر) در گفتار دکتر گیویان ، حرف را تموم می کنه که تحقیق و گردآوری اطلاعات و نتیجه گیری چقدر کار دقیق و حساسی  است (از همه سنگین وزن ها عذر می خوام ،کیلویی! نیست).

بعد اینکه از نظر من جواب علم چیست که توی کلاس نوشتم اینه:"مجموعه مفاهیم و شناخت هایی که بصورت نظم یافته و در ارتباط با هم از اطلاعات ایجاد می شود."که حالا توی یک جستجوی معنایی به تعریف مختلفی و کم و بیش شبیه به همدیگری از علم رسیدم که خلاصشو می آورم. تا ببینیم چقدر از این تعریف، معنای علم ، فلسفه علم را توضیح می دهد.

یک نکته مهم از صحبتهای استاد:هیچ وقت واژه ای رو با خودش ارزیابی نکنیم و با منفی خودش تعریف نکنیم.

و کار مهمی که باید بکنیم باز اندیشی درباره چیزهایی است که بدیهی فرض کرده ایم.

یکی از آموزه های روش شناسی را که خیلی دوست دارم و استاد گفت اینکه بین خطوط را بخوانید و ببینید در ذهن  گوینده چی بوده و لابلای گفته هاش هست ولی بیان نشده ، آن را پیدا کنید...می روم ببینم چی پیدا می کنم...

*با احترام به شاعر این شعر که فقط مفهوم شعرش یادمه و نمی شناسمش! 

*ما: جمعی از آدمهای روی کره زمین(تعریف شبه علمی!).

یادداشتهای یک دیوانه

یادداشتهای یک دیوانه (۱)*

اینکه چرا اومدیم دانشگاه و چرا این رشته و چی میخوایم ازش؟ اولین مسائلی بود که توسط دکتر گیویان در اولین جلسه درس روش تحقیق مثل آوار روی سرم خراب شد. کلاه خودمو که قاضی کردم دیدم مهمترین سوالای این یکساله خودمو باهاش روبرو شدم ولی ایندفعه یجور دیگه داره بهم می چسبه !بعد از اینکه یکم خودمو پیش خودم توجیه کردم! یاد اون روزی افتادم که بعد از ۷ ماه آزمون ، مصاحبه و گزینش  ۱۸یا ۱۷ فروردین سال ۱۳۸۸اعلام شد که شما قبول شدین و از بهمن سال ۸۷ ، دانشجوی رشته بازاریابی و تبلیغات تلویزیونی شده اید و از "فردا، اول وقت ثبت نام شروع و پس فردا، آخر وقت ثبت نام به اتمام می رسد .عدم ثبت نام در موعد مقرر به منزله انصراف از تحصیل می باشد"! از هیجان وارده نفهمیدم چی شد! صبح فردا در حالت نیمه بیداری بعد از گذشتن از زیر آینه و قرآن! بسمت محل کسب علم و دانش حرکت کرده و در ساعت ۹ (همانطور که در سایت دانشکده ساعت ۹ الی ۱۲ بوضوح اعلام شده بود !)با قیافه تعجب زده و بی خبر کارمندان دانشکده از زمان ثبت نام ، کم کم بی خوابی اثر خودش را از دست داد و با مراجعه در روزهای آینده (بخوانید تا فردا!) هر جور بود تمامی مراحل اداری و مالی! با موفقیت تمام به اتمام رسید و در پرینت واحد های ارائه شده بعنوان دانشجوی تبلیغات بازرگانی ! ورودی بهمن ۸۷ اعلام شده از شنبه همین هفته که الان یکشنبه اونه کلاسها شروع شده و الان ما سر کلی کلاس زبان قبل از پیش نیاز هستیم و خودمون هم خبر نداریم. (دروغ چرا اولین نکته  خوبی که در دانشگاه تاکید شد زبان انگیلیسی بود که واقعا حیاتیه ،اما روش اجراشم یکم مهمه!). خلاصه در ترمی قرار داشتیم با ۱۰ واحد زبان انگلیسی (تا حدودی مطمئنم دانشجویان ارشد زبان  با این گستردگی دروس زبان انگلیسی در ترم اول روبرو نشده اند در طول تاریخ تدریس این زبان بصورت آکادمیک!) و عنوان رشته ای مشابه رشته مورد سوال! و ....بقیش رو توی دلم می گم ....و رسیدم( منظور کشیدم نیست!) به ترم دوم و سر کلاس روش تحقیق استاد گیویان و سر گیجه اینکه چرا اینجام؟ چیزی که همیشه خودمو باهاش توجیه می کردم و دوباره با خودم تکرار کردم " اومدم یادبگیرم" که دیدم رسیدیم به تعریف علم و مطمئن شدم که برای چی اومدم اینجا و دنبال چی می گشتم. ولی اما کاشکی این علم!رو ،  زنگ اول کلاس زبان انگلیسی در ترم گذشته بهش می رسیدم ، یقین پیشکش . کاشکی! ولی  هنوزم مطمئنم که اگه مطمئن بشم که دارم به جمله خبری ، امری! "عدم ثبت نام در موعد مقرر به منزله انصراف از تحصیل " می رسم یک لحضه هم درنگ نمی کنم ...

*"دیوانه" به معنای متضاد "عاقل" نیست و معنای دیگری  مد نظر است!!

سلام آغاز به نام خالق خلاقیت

سلام ، آغاز به نام خالق خلاقیت