آخرش این تاریخ علم چیه؟

یک مطلبی علیرضای شفیق توی وبلاگش گذاشته بود که برخلاف ظاهر انقلابیش بیشتر بوی همینی که هست و تلاش بیشتر نکردن می داد منم این مطلب رو براش نوشتم .مطلب علیرضا رو بخونید و نظرتون بدید:

به نظر من ،راحت نوشتن منافاتی با چیزهای که توی کلاس صحبت می شود ندارد.بیشتر مشکل  با مفاهیم ثقیل و جملات و اصطلاحات کتاب است نه روش پاراگراف نویسی. همان چیزی را که راحت می نویسی پاراگراف نویسیه ولی اگه بی سر و ته بنویسی پاراگراف نویسی که نیست هیچ، اصلا هیچی نیست.پاراگراف نویسی فقط ذهن آزاد تو رو به سمت هدف و نتیجه گیری متمایل می کنه و سازمان می ده وقتی شناختیش و بکار گرفتیش نا خود آگاه از استفاده می کنی و با هاش همه چیزو می شکنی و نمی گی که اینجوری می نویسم ، فقط می نویسی.اون وقت که  اینقدر دور خودمون نمی چرخیم .حرفی هم برای گفتن داریم.

دلم لک زده واسه اینکه استاد بیاد وبلاگمو ببینه یک چیزی بهم بگه.دوستان ما رو ازنقد ها(منظور بد وبیراهه! ) و فحش های خود بی نصیب نکنید .

اینو فقط علیرضا بخونه: ساعت ۹.۳۸ شب سه شنبه  اومدی مطلب منو دیدی هیج نظری ُ، جوابی ندادی و رفتی!!!!! .از روش خودت و به سبک خودم باهات رفتار می کنم. 

با تشکر دیوانه سابق