خلاصه فصل هشتم

با عنوان «پژوهش كيفي و ارتباطات رايانه‌اي»

از كتاب «مقدمه‌اي بر پژوهش كيفي در علم ارتباطات»

الف – مقدّمه

سلام به دوستان خوبم! در اين فرصت من (عليرضا) مي‌خواهم خلاصة فصل هشتم با عنوان «پژوهش كيفي و ارتباطات رايانه‌اي» را ارائه دهم. در ابتدا بايد بگويم محور اصلي اين فصل تكنولوژي كامپيوتري ارتباطات يا به عبارتي ارتباطات رايانه‌اي است كه به شكل روز افزون رو به توسعه قرار گرفته است  و از دو بعد با پژوهش كيفي مرتبط مي‌شود : الف) خود ارتباطات رايانه‌اي به عنوان موضوعي مهم مورد پژوهش كيفي قرار مي‌گيرند ب) ارتباطات رايانه‌اي خودش به عنوان يك ابزار سودمند براي پژوهش‌هاي كيفي در هر موضوعي مورد استفاده قرار مي‌گيرند. در انتها خلاصة اين فصل را با ارائه اصطلاح سايبورگ‌هاي كيفي كه ناظر بر كاربردهاي ارتباطات رايانه‌اي هم به عنوان يك موضوع و هم به عنوان رسانه‌اي براي پژوهش‌هاي آتي است به پايان مي‌رسانم. ديدگاه كتاب به موضوع ارتباطات رايانه‌اي، «بر ساختگرايي اجتماعي» است كه بر نقش تعاملي و سازندة عوامل انساني و غير انساني در نظام‌هاي فناوري تأكيد مي‌كند و از عناصر مرتبط ذيل تشكيل يافته است :

1- ابزارها (سخت افزارها)، 2- برنامه‌ها (نرم افزارها)، 3- رسانه‌ها، 4- فرهنگ (باورها + رفتارها)، 5- تهيه كنندگان، 6- كاربران، 7- تنظيم كنندگان، 8- گفتمان (گفتگوي چند جانبة چالشي كه ممكن است به تضارب و تقابل هم بيانجامد!)

ارتباطات رايانه‌اي داراي ويژگيهاي متمايزي هستند كه عبارتند از : 1- ديجيتالي كردن، 2- انتقال بسته‌هاي اطلاعاتي، 3- همزماني، 4- تعاملي بودن، 5- فرامتني بودن، 6- چند رسانه‌اي بودن (قابليت فزايندة نظم‌هاي ارتباطي پهن باند)، 7- همگرايي (تداخل دروني رسانه‌هاي قديم و جديد در شكل و محتوا)

تا به امروز پژوهشگران ارتباطات رايانه‌اي بر پنج فضاي ارتباطي ذيل متمركز شده‌اند : 1- پست الكترونيكي (E-mail)، 2- فضاي خبر نامه‌اي (BBS)، 3- گپ اينترنتي يا چت (IRC) در تالارهاي گفتگو عمومي و خصوصي، 4- قلمروهاي چند كاربر (MUDs) (بازي محور)، 5- شبكة گستردة جهاني يا صفحات وب (www.)

پژوهشگران متمركز روي ارتباطات رايانه‌اي دلايل مجاب كننده‌اي براي تحقيقاتشان دارند. يكي از اين دلايل تأثير چشمگير ارتباطات رايانه‌اي بر جوامع معاصر است كه در بسياري از محيط‌هاي ارتباطي احساس مي‌شود. به لحاظ نظري اين يك اتفاق خيلي گسترده و مفيد است و فهم مدل اين رويداد عظيم و پيچيده آرزوي پژوهشگران است اگر چه اغواهايي بر سر راه پژوهشها و پژوهشگران وجود دارد، از جمله مهندسان كامپيوتر و بازاريابان محصولات كامپيوتري هستند كه براي بزرگ جلوه دادن خود و فروش بيشتر زياده‌گويي و بزرگنمايي مي‌كنند و آمارهاي اغراق آميز مي‌دهند از طرف ديگر اين گروه از پژوهشگران عمداً يا سهواً با نظام‌هاي حاكم بر رسانه‌ها كه به فكر درآمد خود هستند همراه شده‌اند و در اين بين پژوهشگران منصف نيز هشدار مي‌دهند بنابراين انجام پژوهش كيفي در ارتباطات رايانه‌اي كه به ويژه با گردآوري داده‌هاي مشخص و غني (دربارة اين پديدة اجتماعي كه غالباً راز آلود شده است) همراه باشد مفيد خواهد بود. پارادايمي كه توليد كنندگان و پژوهشگران را در اين كار متحد مي‌سازد، پارادايم «كاربر محور يا مشتري محور» است به طوريكه پژوهشگران كيفي كاربرد فناوري‌هاي ارتباطات را در محيط واقعي (مثلاً دفتر كار) بررسي مي‌كنند و داده‌هاي به دست آمده را به صاحبان تكنولوژي منعكس مي‌كنند تا آنها تكنولوژي را اصلاح و ارتقاء دهند و تكنولوژي هماهنگ‌تر را وارد بازار كنند و اين همكاري ادامه پيدا مي‌كند. همچنين پژوهشگران فرصت خوبي براي اصلاح يا تقويت نظريه‌هاي ارتباطات در فضاي ارتباطات رايانه‌اي دارند. ارتباطات رايانه‌اي قابليتهاي زيادي را براي پژوهشگران كيفي به ارمغان مي‌آورند كه عبارتند از : 1- افزايش امكان دسترسي به جمعيتها و مكان‌هاي بيشتر، دورتر و خطرناك‌تر، 2- صرفه‌جويي در زمان و هزينه، 3- سهولت پياده كردن ماشيني متن‌ها، 4- قالب‌بندي از پيش آماده شدة داده‌ها براي تحليل، 5- بهره‌گيري از يك محيط امن، غير رسمي و همكارانه براي مشاركت كنندگان

در عين حال نارسائيهايي را هم كه ارتباطات رايانه‌اي براي پژوهشگران كيفي به بار آورده ذكر مي‌كنيم : 1- فقدان، ضعيف يا ناسازگاري ابزار و برنامه‌هاي كامپيوتري يا نداشتن سواد استفاده يا عدم تمايل به استفاده در پژوهشگران و پژوهش شوندگان 2- نبودن ضمانتي براي تداوم بخشيدن به مشاركت مشاركت‌كنندگان در طول مدت اجراي پژوهش.

ب سوابق پژوهش كيفي در ارتباطات رايانه‌اي

در دهه 1990 پژوهشگران ارتباطات سازماني به دنبال كشف تأثيرات فناوريهاي جديد (مانند كنفرانس از راه دور) بر ساختارهاي سازماني و انجام وظايف كاركنان بودند كه متوجه شدند اين وسايل براي حفظ روابط انساني هم استفاده مي‌شود. در تحقيقي ديگر پژوهشگران يافتند كه ارتباطات رايانه‌اي ممكن است در محيطهاي سازماني باعث پريشانيهاي فردي و اجتماعي شود. در تحقيقي ديگر پژوهشگران يافتند كه در يك ارتباط رايانه‌اي كم باند و محدود كاربران براي انتقال احساسات و عواطف خود دست به ابتكار روي صفحه كليد رايانه زده‌اند و به يك «فرا زبان الكترونيكي» دست يافته‌اند كه نمونة آنها : علامتهاي اختصاري، املاهاي خاص و... و مشهورتر از همه صورتكهايي با حالات عاطفي خاص بود. در تحقيقي ديگر معلوم شد چون كاربران مي‌توانند ناشناس باشند بنابراين ادب خود را فراموش كرده، بي‌حيايي كرده و ديگران را به شدت تحريك به واكنش مي‌كنند. در برابر اين آنارشيسم، اعضاي گروه ارتباطي به طور خودجوش دست به كار شده و براي روابط در شبكة خود هنجارهايي وضع كرده‌اند.

ج حوزه‌هاي مطالعة ارتباطات رايانه‌اي

ج 1- هويّت

فرهنگ، خود من و ديگران و ارتباط تعاملي اين اجزاء با هم هويّت را مي‌سازد. پژوهشهاي كيفي عمدتاً تأكيد مي‌كنند كه ارتباطات رايانه‌اي امكانات جديد و قابل توجهي براي بيان هويّت به كاربران مي‌دهند، مثلاً يكي از دوستان من كه بي‌هويّت بود در Face Book براي خودش هويّت سازي مي‌كرد. بايد بدانيد ارتباطات رايانه‌اي اگرچه وسيله‌اي براي بيان هويّت حال شما است ولي حضور در اين فضا به شما هويّتهايي جديد مي‌دهد. نمونة جالب مضامين پژوهش «شري تركل» دربارة هكرها است. او هويّت «هكرها» را اينگونه بيان مي‌كند :

1- هويّت آنها وابسته به سخت افزارها و نرم افزارهايشان است.

2- آنها دنياي واقعي را با دنياي مجازي در هم مي‌آميزند و در دنياي مجازي از تجربه‌ها و احساسات جديدي با آزادي استقبال مي‌كنند.

3- مردسالار هستند و با ديگران ارتباط خوبي ندارند به ويژه با جنس مخالف

4- با داشتن امتياز ناشناسي، احساس آزادي مي‌كنند و آنارشيست (جنسي) مي‌شوند.

5- آنها تمام ضعفهاي جسمي، روحي و اجتماعي خود را فراموش مي‌كنند و از خود يك شخصيت ايده‌آل و منحصر به فرد رايانه‌اي مي‌سازند كه تمام نداشته‌هاي آنها را دارد. اين ارتباطات مجازي رايانه‌اي اين فرصتي طلايي را به آنها مي‌دهد كه مطابق روياهايشان با ديگران روبه رو شده و با آنها ارتباط برقرار مي‌كنند. با توجّه به آنچه گفته شد مي‌توان نتيجه‌گيري كرد كه هويّت افراد در ارتباطات رايانه‌اي مي‌تواند ساختگي يا واقعي باشد. به طوريكه اين به هوشمندي محقق بر مي‌گردد كه آنها را از هم تميز دهد!

ج 2- روابط

پژوهشها نشان مي‌دهند وقتي محدوديتهاي فني و نرم افزاري و طرّاحي صفحات در ارتباطات رايانه‌اي برداشته مي‌شوند و باند وسيع و زمان لازم جهت ارتباط به كاربران داده مي‌شود در نتيجه روابط رضايتبخشي بين آنها برقرار مي‌گردد كه مي‌توان اثرات روحي و رفتاري يك رابطة دو طرفة رضايتبخش را در آنها مشاهده كرد اگرچه وجود يك باند محدود (SMS) هم گاهي باعث يك ارتباط سنجيده و مستمر مي‌گردد.

ج 3- جامعه

پژوهشگران مختلف رابطة جامعه با ارتباطات رايانه‌اي را در يكي از سه مدل ذيل ارزيابي كرده‌اند :

1- كاملاً جدا و مستقل از ارتباطات رايانه‌اي

2- مرتبط و متعامل با ارتباطات رايانه‌اي

3- كاملاً همراه و تابع ارتباطات رايانه‌اي

د مسائل پيش رو در مراحل مختلف يك پژوهش كيفي در ارتباطات رايانه‌اي

د 1- مفهوم پردازي ميدان

اين درست است كه پژوهشگر در مطالعة ارتباطات رايانه‌اي با دنياهاي متعدّد و متنوّعي رو به رو مي‌شود به طوريكه روابط پيچيدة درون دنياها، بين دنياها و خارج از آنها فضاي بسيار گسترده و مجهولي را براي پژوهشگر مي‌سازد اما پژوهشگر بايد براي پژوهش خود يك قلمرو با مرزهاي مشخصي تصوير كند كه تابع فاكتورهاي مختلفي از جمله هدف و بصيرت پژوهشگر است.

نكتة ديگر آن است كه اين ميدان را يك مكان آزادانه و اشتراكي براي بازي فرهنگها تلقي كنيم يا يك مكان كه تحت تسلّط و غلبه يك فرهنگ خاص اداره مي‌شود. انتخاب هر يك از دو مورد بالا مي‌تواند در جريان پژوهش سرنوشت ساز باشد.

موضوع جالب ديگر زندگي Off line و On line كاربران است و كشف اينكه چگونه بر هم اثر مي‌گذارند و خلاصه اينكه قلمروي پژوهش ما تا كجا و تا كي است؟ موضوع ديگر وجود يك ناظر و كنترل كننده بين ارتباطات رايانه‌اي است مثل مسؤول يك گيم نت كه بازي بچّه‌ها را زير نظر دارد و طرح اين سؤال كه قلمرو اين ارتباطات رايانه‌اي اينبار به كجا مي‌رود؟

در خيلي از موارد هم خود كاربرها به هر علّتي اجازة پيشروي بيشتري مثلاً‌در عرصة زندگي خصوصي‌شان (خانوادگي، اقتصادي، مذهبي، سياسي و...) را به پژوهشگر نمي‌دهند و راه او را مي‌بندند!

حتّي اگر ميدان پژوهش كاملاً‌ مشخّص شود موضوع مهم ديگر آن است كه مشخّص كنيم كه توجّه به چه ارتباطاتي، چه صفحاتي، چه لينكهايي، چه نوشته‌ها و عكس‌هايي و... (به طور كلّي چه رفتارهايي) توسط كاربرها براي پژوهش ‌ما حائز اهميت است؟!

موضوعات ديگر عبارتند از : 1- ميزان آشنايي و ارتباط با دروازه‌بانان و مهره‌هاي كليدي يك محيط ارتباطات رايانه‌اي 2- توجه به جهت گيريهاي سياسي، اداري و... كه در يك سايت ممكن است اعمال شود. 3- پاسخ به اين سوال كه تا چه حد بايد خودم را به كاربران معرفي كنم؟ 4- ضعفهاي شخصي و بي‌عدالتيهايي كه ما را در دستيابي به كاربران ناكام مي‌گذارند!

به هر حال پژوهشگر در طرّاحي پژوهش بايد ادعاي خود را خوب و واضح توصيف كند تا در مراحل بعدي كمتر دچار مشكل شود.

د 2- مشاهده و مشاركت

ارتباطات رايانه‌اي از يك نظر روياي تحقق يافتة پژوهشگران كيفي است، چون روشنگر ابعاد متني ارتباط است و ثبت و ضبط آسان داده‌هاي اين متون را ممكن مي‌سازد حتي خيلي امكانات (آبشنها) تا به امروز تعبيه شده‌اند كه خيلي از احساسات و شرايط محيط پيرامون كاربر را براي ما روشن مي‌سازند اگر چه بايد بدانيم ارتباطات رايانه‌اي با توجه به مدل خاصشان فقط يكسري از اطلاعات را به ما منتقل مي‌كنند مثلاً ‌خستگي و نگراني كاربر و خيلي اطلاعات ديگر مخفي مي‌‌ماند.

د 2-1- مشاهده

مشاهده در سيستم ثبت و ضبط رايانه‌اي ناقص است چون ما زمان مشخصي را به اين امر اختصاص مي‌دهيم و مي‌گذريم و اطلاعات و حوادث قبل و بعد از ثبت و ضبط پنهان مي‌مانند كه مي‌توانستند اطلاعات مؤثري را به ما بدهند! همچنين حضور يك عنصر بيگانة مشاهده كننده در يك ارتباط رايانه‌اي بر هم زننده و تنش‌زا است.

د 2-2- مشاركت

موضوع ديگر مشاركت در ارتباطات رايانه‌اي است كه از دو طريق تحليل گفتمان (مصاحبه) و مردمنگاري حاصل مي‌شود و هر مدل براي خودش مزايا و معايبي دارد، به عبارتي در مشاركت مردمنگارانه، پژوهشگر براي مدت طولاني با عده محدودي در يك مكان وارد يك زندگي با همة ابعاد آن مي‌شود بنابراين به عمق زندگي آنها دست مي‌يابد ولي آنها فقط عده معدودي هستند كه ضعف مردمنگاري است. در روش مشاركتي تحليل گفتمان، پژوهشگر فرصت دارد از عهده كثيري اطلاعات بگيرد ولي اطلاعات او عميق نيست يعني با اينكه پژوهشگر فرصت مكاني و زماني بيشتري را براي تحرك داشته ولي اطلاعات او براي هر نفر نمي‌تواند عميق و جامع باشد. بنابراين پژوهشگر ارتباطات رايانه‌اي بايد مشخص كند كه به كدام مدل از اطلاعات نياز دارد تا روش مناسبي را براي جمع آوري آنها انتخاب كند.

د 3- مرحلة مصاحبه

مصاحبه به دو طريق شفاهي و كتبي و از نگاهي ديگر با سؤالات استاندارد يا غير استاندارد (مردمنگارانه) و بسته يا باز مطرح مي‌شود.

در مصاحبة On line بايد هر وعده فقط با يك نفر مصاحبه كرد و تمام سئوالات را از او پرسيد و در مصاحبة Off line بايد در هر مرحله فقط يك پرسش را از همة كاربران پرسيد و منتظر جوابها ماند و براي پاسخ‌هاي تأخيري و چند مرحله‌اي هم آماده بود. به هر حال براي جمع آوري اطلاعات از كاربران بايد به آنها مدارا كرد و صبور بود!

د 4- مرحلة گردآوري و تحليل داده‌ها

نرم افزارهاي رايانه‌اي كمك مؤثري در مرحلة جمع آوري و تحليل داده‌هاي كيفي دارند. پاية اطلاعات در پژوهش كيفي در ارتباطات رايانه‌اي متنها هستند ولي منابع ديگري هم هست كه بنا بر هوشمندي پژوهشگر مي‌تواند مورد استفاده قرار گيرد، مثلاً بعضي از پژوهشگران كيفي مردمنگار به ثبت و بررسي خلاقانة اطلاعات حاشية ارتباطات پرداخته‌اند. گاهي تحليل را به كاربرها مي‌سپاريم ولي بايد مراقب باشيم كه آنها را در قالبهاي تحليل خود ساخته‌مان اسير نكنيم نكتة آخر اينكه رايانه به خاطر نوع منطق پردازنده‌اش، تحليل قياسي مي‌كند و از تحليل استقرائي عاجز است!

ﻫ - ملاحظات اخلاقي

رعايت اخلاقيّات بحثي داغ است ولي مبهم هم است و بعضي‌ها از آن تخطي مي‌كنند زيرا فعلاً قانون محكم يا برخورد از طرف مجامع علمي يا اجتماعي وجود ندارد.

مثلاً بعضي سايتها در خودشان براي پژوهش، قوانين نوشته يا نانوشته دارند و حتي ميزان حساسيت كاربرها در سايتهاي مختلف متفاوت و حتي متغير است.

به عنوان يك اصل اخلاقي پذيرفتة شدة جهاني بايد صادقانه به كاربران بگوئيم در حال پژوهش هستيم و چه اطلاعاتي را براي چه منظوري مي‌خواهيم! حتي با رعايت بعضي مسائل بايد امكان دسترسي صاحبان اطلاعات را به اطلاعات خودشان فراهم كنيم و مانع دسترسي بيگانگان شويم!

البته افشاي هويت پژوهشگر مي‌تواند در چند مرحله صورت گيرد و بايد كاربر رضايت نامه را حتماً پر كند و براي ما بفرستد همچنين با تغييراتي مي‌توان از شر كنجكاوان كه با موتورهاي جستجوگر مي‌خواهند هويت واقعي آزمودني‌ها را كشف كنند رها شد.

ي سايبورگهاي كيفي

سايبورگ اصطلاحي است براي ارتباطات رايانه‌اي (كه مي‌رود با همة انسانها و همة ابعاد زندگي‌اش اجين شود، تركيب شود و اجتناب ناپذير گردد! و ساختار زندگي فردي، اجتماعي و پژوهشي انسانها را تغيير دهد.)

- شكاف ديجيتالي بين پژوهشگران :

توصيف كنندة نابرابري در دسترسي به اطّلاعات و مهارتهاي استفاده است.

نكتة نهايي اينكه سرعت تغيير و تحوّلات دنياي اطراف پژوهشگر آنقدر سريع شده است كه پژوهشگر با موضوعش از قافلة تغيير عقب مي‌ماند و موضوع تحقيق زير سؤال مي‌رود بنابراين پژوهشگر بايد استراتژي تغيير با محيط را در پژوهش خود بگنجاند و سيّال بيانديشد و سيّال رفتار كند!