خلاصه فصل پنجم
خلاصه فصل پنجم
در این فصل تشریح مفاهیم و مهارتهایی می پردازیم که پژوهشگران کیفی می توانندبا استفاده از آن ها نقش خود را در طول پژوهش بیافرینند حفظ کنند ودر صورت نیاز تغییر دهند.از جمله نقش ها مشاهده کردن است ودر کار میدانی پژوهشگر بایدازتجربه های پیشین خود وآنچه به نظرش قطعیت دارد دست بشوید.آنها باید نسبت به موارد خلاف انتظاری که ممکن است در آنان احساس تحقیر شدگی وشکنندگی ایجاد کند آزاد اندیشانه برخورد کند.
مشاهده مثل يك دور از چند دور دويدن در يك مسابقه دوي امدادي است.
بيگانگان از طريق ارتباط برقرار كردن پرسيدن بيان برداشت ها و رابطه برقرار كردن مي آموزند.
اينموارد موضوع پژوهش ابزارهاي مطالعه و ابزارهاي بيان دانش را تشكيل مي دهند.
سه روش اصلي كار ميداني:مشاهده
مشاهده مشاركتي
يادداشت نگاري
در فناوري نرم مشاهده نظام مند همه ابزارهاي حسي و مفهومي كه يك انسان پژوهشگر آنرا بكار مي برد را فناوري نرم شامل مي شود و مشاهده نظام مند :مشاهده و بازگويي موقعيت هاي اجتماعي در پيوند با بافتارهاي طبيعي شان به شيوه پيگيرانه روشمند وروشن است.
در مشاهده نظام مند مشاهده گران به موارد ذيل عمل ميكنند:
مداومت
وضوح
روشمندي
مشاهده كردن
بازگويي
موقعيت هاي اجتماعي
ارتباط با بافتارهاي طبيعي رخدادها
.
مشاهده با نگاه که اغلب سطحی بدون تمرکز و عاری از اندیشه است متفاوت است در طول روز بسياري از موارد را مينگريم ولي در مشاهده همچون دوربين بايد موارد را ضبط كرد و حتي گاهي از حسهاي ديگر نيز نبايد كمك گرفت.باید بفهمیم چه چیز لازمه مشاهده بخردانه است
مشاهده مشاركتي: بودن درحضور ديگران به صورتي مداوم وداشتن جايگاه كسي كه بخشي از زندگي آن هاست.مشاهده بايد عاري از داوري باشد.پژوهشگر در عرصه جاری به ایفای نقش خود می پردازدبطوریکه برای کنشگران اجتماعی قابل فهم باشد.آنان به هر آنچه رخ می دهد توجه می کنند و با تجربیات خو دسعی بر این دارند تصویری از آنچه انگیزه کنشگران از اجرای کنش هاست پیدا کند.در این میان گفتگو نقش اساسی دارد و روشی جهت تعامل با کنشگران است..
وقتی پژوهشگر در عرصه قرار دارد مشاهده و مشارکت با هم صورت میپذیردوتجربیاتی را برای وی بهمراه دارد .آنان برای پیشرفت باید ویژگی ها ومهارت هاهی خاصی را داشته باشند:
تحمل در حاشیه بودن
تنوع ضروری :پژوهشگران باید منابع متنوع و توانایی های بسیاری داشته باشند تا بتوانند با پیچیدگی های میدان پژوهش درگیر و در این کار موفق شوند..هر اندازه فرد بتواند بیشتر بر عقاید متعارض و رقیب احاطه داشته باشد بیشتر می تواند از معمای کنش اجتماعی سر در بیاوردو توانایی داشتن دو یاچند ایده متناقض در آن واحد است.
تجسم وعینیت بخشیدن:پژوهشگر با ید بمانند دوربین عمل نماید البته که باید از دیگر حسها نیز استفاده نماید اما این مسئله حائز اهمیت است که پژوهشگران خود محصول نهادهایی فرهنگی هستند که کارشان در طول تاریخ انتظام بخشیدن به تجربه تجسم و تجسد است.این فشارها و ژست های بهداشتی مارا وا میدارند طیفی از چیزهای کثیف پر سر و صدا و بدبورا نادیده بگیریمیا مهر غیر اخلاقی به آنها بزنیم که نشانه هایی هستند که اغلب نژاد پرستی جنسیت گرایی و تعصبات طبقاتی را متجسم می کنند.حتی باید دیدن بدون صدا و صدا بدون دیدن را تمرین کنند.در نهایت پژوهشگر باید دریچه حواس را به تمام بو طعم خلق و خوی ملموسات و بافت های فرهنگی مورد مطالعه باز کند.تفاوت معنا دار تجسم و عینیت بخشیدن دقیقا همان چیزی است که پژوهشگران در ارزیابی عرصه باید به آن توجه کنند
تصمیم گیری آنی:نه تنهاپژوهشگر باید پیرامون خود را خوب ببیند بلکه بایدچیزها را بصورت شواهدالگوهای خاص و مثال ها ببیند.آ رخدادهای مرتبط و غیر مرتبط به یک اندازه زود گذرند و باید بدرستی از هم تمییز داد.
اخلاقی بودن:پژوهشگران بمانند پزشکان و درمانگران باید سعی کنند که آسیبی به کسی نرسانند.جلب رضایت آگاهانه مشارکت کنندگان- همدلی -افشای شرافتمندانه رخدادها- گزارش دقیق و مشاهده بدون مزاحمت جزء وظایف اخلاقی پژوهشگر است واین مساله اسطوره ایاست بنابراین پژوهشگر ان میدانی می توانند بسادگی با روی باز برخورد گرم و غیر منتظرانه از برخی معضلات بپر هیزند یا از شدت آن بکاهند.آدمهای خوب داده های بهتری به دست می آورند.
اهمیت تفاوت ها:تاثیر هویتهای فرهنگی پژوهشگران بر کار میدانی به موضوع پژوهش تبدیل شده است.هویت های پژوهشگر می تواند مبنای ایجاد ارتباط او و کسانی که خصوصیاتی شبیه او دارند بشود.تفاوت درون گروهها نیز وجود دارد.
سازگار شدن با نقش ها:نقش ها دارای خصلت عام و خاص (وابسته به موقعیت)هستند .
خصلت عام طیفی از کنش ها الزام ها و حقوق اجتماعی با دیگران است.خصلت خاص شامل سازگاری خویش با مردمانی ویژه در موقعیت هایی ویژه استمشاهده گر مشارکت مننده اغلب نقشی را کهاز پیش در محیط می پذیرنند یا آنرا متناسب با هدفشان تغییر می دهند.
دو راه و روش عام برای اندیشیدن درباره نقش های پژوهش:
نقش هاي مبتني بر ميزان مشاركت
نقش های مبتنی بر کارکرد اجتماعی
نقش هاي مبتني بر ميزان مشاركت
منفعل:ناشناس و بدون مزاحمت وارد عرصه ميشوند
مشاهده گران مشاركت كننده فعال:حتي الامكان با مشاركت كنندگان صميمي و خودماني مشوند.
گلد جايگاه و فعاليت هاي پژوهشگر و مشاركت كننده را در چهار نقش اصلي مطرح ميكند:
مشاركت كننده كامل-مشاركت كننده مشاهده گر-مشاهده گرمشاركت كننده – مشاهده گر كامل.
مشارکت کننده کامل:بن مایه آن تظاهر و وبه شکلی مناقشه آمیز- فریبکاری است.کسی او را نمی شناسد بلکه بطور نا غافل کسیمی تواند متوجه موضوع شود.از خودی که در نقش دیگری است برای فهم رفتار ها در محیط طبیعی استفاده میکند.نقش های پنهان:۱) ازادی عمل پژوهشگران و توانایی انان را در برقراری روابط خاص با دیگر اعضا می گیرد و همچنین مصاحبه یا مقابله نظرهای اعضا برای آزمون فرضیه های پژوهش را از پژوهشگر می گیرد.
۲)همواره پژوهشگر نگران از کنار رفتن نقاب خود است۳)در مقام تحلیل نمی توانند فاصله خود با موضوع را حفظ کنند.۴)نوعا سوء استفاده از اعتماد مردم نسبت به انگیزه های همدیگر در زندگی روز مره تلقی میشودواین نشانه ای از عدول از موازین حفظ حقوق آزمودنی هاست.
مشاركت كننده مشاهده گر:در این نقش پژوهشگران با اعلام آشکار هدف خود وارد محیط پژوهش می شوندو می توانند عرصه را از یک یا چند نظر مطالعه کنند.
مشاهده گرمشاركت كننده :در ایفای این نقش محور اصلی مشاهده است و مشارکت از آن سرچشمه می گیرد.مشاهده برنامه اصلی برای گرد اوری داده هاست.
مشاهده گر كامل:تنها با تماشا كردن مي تواند خيلي چيزها را مشاهده كند بدون آنكه ديگران متوجه حضور ايشان بعنوان پژوهشگر شود.
يادداشت ها
بعد از مرحله مشاهده و مشخص شدن اينكه كنشگران كيستند وتعامل هاي نخستين چگونه روي مي دهند و چه رويدادهايي مهم هستندبه مرحله نگارش يادداشت هاي ميداني مي رسيم.پژوهشگران در ميدان پژوهش پس از ترك ان مطالبي يادداشت مي كنند كه اصطلاحا پيش نويس –يادداشت هاي مشاهده – تحليل هاي فشرده ناميده مي شوند.اهميت يادداشت هاي ميداني در پژوهش هاي مبتني بر مشاهده مشاركتي لازم است.
يادداشت هاي روزانه ودفترهاي خاطرات
يادداشتهاي روزانه كه ترتيب تاريخي مرحله به بعد آنان مي توانند به جاي تمركز بر چه چگونه بر چراها متمركز شوند.
در آخر متذكر ميشوم مشاهدات و يادداشت ها به آن معنا نيستند كه خودسرانه صورت گيرند بلكه فعاليت هايي منضبط اند كه بر پايه ظرفيت هاي خاص انسان يعني توجه كردن به فكر فرو رفتن از خود سوال كردن وفهميدن بنا شده اند و انجام درست و نظام مند اين فعاليت ها داده هايي را فراهم مي آورد كه به تحقيق هدف پژوهش كيفي يعني فهم عميق تركنشگران از معناي كنش اجتماعي مي انجامد.