سینما و جرم کیمیایی
یادداشتی بر فیلم جرم کیمیایی
چی بگم از فیلمی که تیر خلاص به نئش نیمه جون سینمای کیمیایی زد.
بعد از انقلاب فیلم بد زیاد دیدیم بویژه از استاد کیمیایی ولی هیچ کدام اینجوری آدمو از هرچی اسمش سینمای کثیف بی زار نمی کنه برای همه کلمه کلمه حرفهام دلیل دارم . بقول سارتر "تقاص کلمه رو باید داد"و با تمام احترامی که برای استاد کیمیایی بعنوان سازنده فیلمهای قیصر ، گوزن ها ،رضا موتوری ، سرب، دندان مار حتی "ضیافت" نصف و نیمه و "سلطان" قائلم، باید بنویسم باید بگم دارم منفجر می شم باید همه دوباره نگاه کنیم ببینیم چه خبره و چی داره اتفاق می افته . اول از آخر بگم که این فیلم با همه ساختار و دیالوگ های کیمیایی وارش به ساختار فنی و پوسته سینمای کیمیایی خیلی شبیه و اینکه می گن شبیه ترین فیلم بعد از انقلاب به خودشه بیراه نیست و اینو من از نظر ساختار و دیالوگ نویسیو کلا ظاهر بصری فیلم تا محتوای فیلم بصورت کامل می پذیرم و بحث اصلی من با تشکر فراوان و خسته نباشید به همه بازیگران این فیلم بویژه حامد بهداد (که عالی بود) و همه دست اندرکاران هنری و فنی فیلم این است که این تلاش ها در خدمت چه فکر ، مفهوم و داستانی قرار داشت که این افتضاح فرهنگی و مفهومی بوجود آمده و این سینما به کجا می رود.؟ قرار نیست که ما حتما آدم بکشیم تا "جرمی" مرتکب بشویم می توانیم یک نسل را یک اندیشه و یک فرهنگ را نابود کنیم.
این "جرمی" را که اتفاق افتاده را در هر آنچه که باید بگویم واگویه خواهم کرد شاید کمی از آنچه باید دانسته شود را عیان کرده باشم.
روزنامه کیهان در سال ۱۳۵۴ گفتوگویی با مسعود کیمیایی منتشر میکند. کیمیایی دراین مصاحبه که در سایت پارس توریسم پس از سالها منتشر شده میگوید:
«شغل من فیلمسازی نیست. بلکه من گاهی مشغول فیلم ساختن میشوم. زیرا سینما کوچکتر و بی حیاتر از آنست که همهی زندگی من باشد. اصولا هنر کوچکتر از آنست که همهی زندگی آدم باشد. این حرف را به حساب روشفکربازی نگذارید، چون من روشنفکر نیستم. فقط یک انسانم. این را به قشنگترین چیزهای زندگیم و به خون بچهام قسم میخورم که من روشنفکر نیستم!»*
این نقل قول را از کسی آورده ام که بعد از 35 سال با "انسان" کاری کرد که انسانیت را باید دوباره معنا کرد.ادامه دارد حتما...
... سهیل شهبازلو
*برداشت از ویکی پدیا